داخلی     تصوير     اجتماعی
ولی امر مسلمین جهان:
اصل مهم؛ همه فلسطین برای همه مردم فلسطین است
همه پرسی از ملت فلسطین؛ طرح جمهوری اسلامی ایران برای حل قضیه فلسطین است
  ولی امر مسلمین جهان گفتند: اصل مهم؛ همه فلسطین برای همه مردم فلسطین است.
Share/Save/Bookmark
شنبه ۹ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۰۶
کد مطلب : 21467
مقام معظم رهبری
مقام معظم رهبری
به گزارش آینده روشن، متن کامل بیانات حضرت آیت الله خامنه ای در پنجمین اجلاس بین المللی حمایت از انتفاضه فلسطین و در جمع سفرا، روسای مجالس کشورهای مسلمان، فرهیختگان و علمای کشورهای مختلف جهان و شخصیت های بر جسته کشورهای اسلامی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن‌ الرحیم
السلام علیكم و رحمة‌ الله
الحمدلله رب‌ العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین و علی من تبعهم باحسانٍ الی یوم الدین.
قال الله الحكیم: أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ ﴿٣٩﴾ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن یَقُولُوا رَبُّنَا اللهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْكَرُ فِیهَا اسْمُ اللهِ كَثِیرًا وَلَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ اللهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ ﴿٤٠﴾

به میهمانان عزیز و همه‌ حضار گرامی خوشامد می گویم. در میان همه‌ موضوعاتی كه شایسته است نخبگان دینی و سیاسی از سراسر جهان اسلام به آن بپردازند، مسأله‌ فلسطین دارای برجستگی ویژه‌‌ای است. فلسطین مسأله‌ اول در میان همه‌ موضوعات مشترك كشورهای اسلامی است.
 
مشخصات منحصر به فردی در این مسأله وجود دارد:
اوّل: اینكه یك كشور مسلمان از ملت آن، غصب و به بیگانگانی كه از كشورهای گوناگون گردآوری شده و جامعه ای جعلی و موزاییكی تشكیل داده‌اند، سپرده شده است.
دوم: آنكه این حادثه‌ بی‌سابقه در تاریخ، با كشتار و جنایت و ظلم و اهانت مستمر انجام گرفته است.
سوم: آنكه قبله‌ اوّل مسلمانان و بسیاری از مراكز محترم دینی كه در این كشور قرار دارد، به تخریب و توهین و زوال تهدید شده است.
چهارم: آنكه این دولت و جامعه‌ جعلی در حساس ترین نقطه‌ جهان اسلام،‌ از آغاز تاكنون، نقش یك پایگاه نظامی و امنیتی و سیاسی را برای دولت های استكباری بازی كرده و محور غرب استعماری كه به علل گوناگون، دشمن اتحاد و اعتلا و پیشرفت كشورهای اسلامی است، از آن همواره چون خنجری در پهلوی امت اسلامی استفاده كرده است.
پنجم: آنكه صهیونیزم كه خطر اخلاقی و سیاسی و اقتصادی بزرگی برای جامعه‌ بشری است، این جای پا را وسیله‌ای و نقطه‌ اتكایی برای گسترش نفوذ و سلطه‌ خود در جهان قرار داده است.
 
نكات دیگری را هم می توان بر اینها افزود: هزینه‌ مالی و انسانی سنگینی كه كشورهای اسلامی تا كنون پرداخته‌اند؛ اشتغال ذهنی دولت ها و ملت های مسلمان؛ رنج میلیون ها آواره‌ فلسطینی كه بسیاری از آنان پس از شش دهه هنوز در اردوگاه ها زندگی می كنند؛ انقطاع تاریخ یك كانون مهم تمدنی در جهان اسلام و ... . 

امروزه بر این دلایل، یك نكته‌ كلیدی و اساسی دیگر افزوده شده است و آن نهضت بیداری اسلامی است كه سراسر منطقه را فرا گرفته و فصل تازه و تعیین كننده‌ای در سرگذشت امت اسلامی گشوده است. این حركت عظیم كه بیگمان می تواند به ایجاد یك مجموعه‌ مقتدر و پیشرفته و منسجم اسلامی در این نقطه‌ حساس جهان منتهی شود و بحول و قوه‌ الهی و با عزم راسخ پیشروان این نهضت، نقطه‌ پایان بر دوران عقب ماندگی و ضعف و حقارت ملت های مسلمان بگذارد،‌ بخش مهمی از نیرو و حماسه‌ خود را از قضیه‌ فلسطین گرفته است. 

ظلم و زورگویی روز افزون رژیم صهیونیستی و همراهی برخی حكّام مستبد و فاسد و مزدور آمریكا با آن از یك سو، و سر بر آوردن مقاومت جانانه‌ فلسطینی و لبنانی و پیروزی های معجزه آسای جوانان مؤمن در جنگ‌های ٣٣ روزه‌ لبنان و ٢٢ روزه‌ غزه از سوی دیگر، از جمله‌ عوامل مهمّی بودند كه اقیانوس به ظاهر آرام ملت های مصر و تونس و لیبی و دیگر كشورهای منطقه را به تلاطم درآوردند.
 
این یك واقعیت است كه رژیم سراپا مسلّح صهیونیست و مدعی شكست ناپذیری، در لبنان در جنگی نابرابر، از مشت گره شده‌ مجاهدان مؤمن و دلاور ، شكست سخت و ذلتباری خورد ، و پس از آن در برابر مقاومت مظلومانه و پولادین غزه ، بار دیگر شمشیر كُند خود را آزمود و ناكام ماند.
 
اینها باید در تحلیل اوضاع كنونی منطقه مورد ملاحظه‌ جدّی قرار گیرد و درستی هر تصمیمی كه گرفته می شود با آن سنجیده شود.
 
پس این، قضاوت دقیقی است كه مسأله‌ فلسطین ، امروز اهمیت و فوریت مضاعف یافته است و ملت فلسطین حق دارد كه در اوضاع كنونی منطقه ، انتظار بیشتری از كشورهای مسلمان داشته باشد .
نگاهی به گذشته و حال بیندازیم و برای آینده ، نقشه‌ راهی ترسیم كنیم . من رؤس مطالبی را در میان می گذارم . 

بیش از شش دهه از فاجعه‌ غصب فلسطین می گذرد . عوامل اصلی این فاجعه‌ خونین ، همه شناخته شده‌اند و دولت استعمارگر انگلیس در رأس آنها است كه سیاست و سلاح و نیروی نظامی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی آن و سپس دیگر دولت های مستكبر غربی و شرقی در خدمت این ظلم بزرگ به كار افتاد. ملت بی پناه فلسطین در زیر چنگال بیرحم اشغالگران ، قتل عام و از خانه و كاشانه‌ خود رانده شد . تا امروز هنوز یك صدم فاجعه‌ انسانی و مدنی‌ای كه به دست مدعیان تمدن و اخلاق ، در آن روزگار اتفاق افتاد به تصویر كشیده نشده و بهره ای از هنرهای رسانه ای و تصویری نیافته است . اربابان عمده‌ هنرهای تصویری و سینما و تلویزیون و مافیاهای فیلمسازی غربی این را نخواسته و اجازه‌ آن را نداده‌اند . یك ملت در سكوت ، قتل عام و آواره و بی‌خانمان شد . 

مقاومت هایی در آغاز كار پدید آمد كه با شدت و قساوت سركوب شد . از بیرون مرزهای فلسطین و عمدتاً از مصر ، مردانی با انگیزه‌ اسلامی تلاش هایی كردند كه از حمایت لازم برخوردار نشد و نتوانست تأثیری در صحنه بگذارد . 

پس از آن نوبت به جنگ های رسمی و كلاسیك میان چند كشور عرب با ارتش صهیونیست رسید . مصر و سوریه و اردن نیروهای نظامی خود را وارد صحنه كردند ولی كمك بیدریغ و انبوه و روز افزون نظامی و تداركاتی و مالی از سوی آمریكا و انگلیس و فرانسه به رژیم غاصب ، ارتش های عربی را ناكام كرد . آنها نه فقط نتوانستند به ملت فلسطین كمك كنند ، كه بخش های مهمی از سرزمین های خود را هم در این جنگ ها از دست دادند . 

با آشكار شدن ناتوانی دولت های عرب همسایه با فلسطین ، به تدریج هسته‌های مقاومت سازمان یافته در غالب گروه های مسلح فلسطینی شكل گرفت و پس از چندی از گرد آمدن آنها «سازمان آزادی بخش فلسطین» تشكیل یافت . این برق امیدی بود كه خوش درخشید ولی طولی نكشید كه خاموش شد . این ناكامی را می توان به علل متعددی منسوب كرد ولی علت اساسی ، دوری آنان از مردم و از عقیده و ایمان اسلامی آنان بود . ایدئولوژی چپ و یا صرفاً احساسات ناسیونالیستی آن چیزی نبود كه مسأله‌ پیچیده و دشوار فلسطین به آن نیاز داشت . آنچه می توانست ملتی را به میدان مقاومت وارد كند و نیرویی شكست ناپذیر از آنان فراهم آورد ، اسلام و جهاد و شهادت بود . آنها این را به درستی درك نكردند . من در ماه های اول انقلاب كبیر اسلامی كه سران سازمان آزادی بخش روحیه تازه ای یافته و به تهران مكرراً آمد و شد می‌كردند ، از یكی از اركان آن سازمان پرسیدم : چرا پرچم اسلام را در مبارزه‌ به حق خود بلند نمی‌كنید . پاسخ او این بود كه در میان ما بعضی هم مسیحی‌اند . این شخص بعدها در یك كشور عربی به دست صهیونیست ها ترور و كشته شد و ان شاءالله مشمول مغفرت الهی قرار گرفته باشد ولی این استدلال او ناقص و نارسا بود . به گمان من یك مبارز مسیحی مؤمن در كنار یك جمع مجاهد فداكاری كه خالصانه با ایمان به خدا و قیامت و با امید به كمك الهی می‌جنگد و از حمایت مادی و معنوی مردمش برخوردار است ، انگیزه‌ بیشتری برای مبارزه می یابد تا در كنار گروه بی ایمان و متكی به احساسات نا پایدار و دور از پشتیبانی وفادارانه‌ مردمی . 

نبود ایمان راسخ دینی و انقطاع از مردم ، به تدریج آنان را خنثی و بی‌تأثیر كرد. البته در میان آنان مردان شریف و پرانگیزه و غیور بودند ولی مجموعه و سازمان به راه دیگری رفت . انحراف آنان به مسأله‌ فلسطین ضربه زد و هنوز هم می زند . آنها هم مانند برخی دولت های خائن عربی به آرمان مقاومت كه تنها راه نجات فلسطین بوده و هست ، پشت كردند ،‌ و البته نه فقط به فلسطین ، كه به خود هم ضربه‌ی سختی وارد كردند . 

به قول شاعر مسیحی عرب:
لئن اضعتم فلسطیناً فعیشكم طول الحیاة مضاضات و آلامٌ.
 
32 سال از عمر نكبت بدین ترتیب سپری شد. ولی ناگهان دست قدرت خداوند ورق را برگرداند . پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در سال ١٩٧٩ (١٣٥٧ هجری شمسی) اوضاع این منطقه را زیر و رو كرد و صفحه‌ی جدیدی را گشود. در میان تأثیرات شگرف جهانیِ این انقلاب و ضربه‌های شدید و عمیقی كه بر سیاست های استكباری وارد ساخت ، از همه سریع تر و آشكارتر ، ضربه به دولت صهیونیست بود . اظهارات سران آن رژیم در آن روزها خواندنی و حاكی از حال و روز سیاه و پر اضطراب آنها است . در اولین هفته‌های پیروزی ، سفارت دولت جعلی اسراییل در تهران تعطیل و كاركنان آن اخراج شدند و محل آن رسماً به نمایندگی سازمان آزادی بخش فلسطین داده شد كه تا امروز هم در آنجا مستقرند . 

امام بزرگوار ما اعلام كردند كه یكی از هدف های این انقلاب آزادی سرزمین فلسطین و قطع غده‌ سرطانی اسراییل است . امواج پرقدرت این انقلاب كه آن روز همه‌ دنیا را فراگرفت ،‌ هر جا رفت با این پیام رفت كه : فلسطین باید آزاد شود . گرفتاری های پیاپی و بزرگی كه دشمنان انقلاب بر نظام جمهوری اسلامی ایران تحمیل كردند كه یك قلم آن جنگ هشت ساله‌ رژیم صدام حسین به تحریك آمریكا و انگلیس و پشتیبانی رژیم های مرتجع عرب بود ، نیز نتوانست انگیزه‌ی دفاع از فلسطین را از جمهوری اسلامی بگیرد . 

بدین گونه خون تازه‌ای در رگ های فلسطین دمیده شد . گروه های مجاهد فلسطینی مسلمان سر برآوردند . مقاومت لبنان جبهه‌ نیرومند و تازه ای در برابر دشمن و حامیانش گشود . فلسطین به جای تكیه به دولت های عربی و بدون دست دراز كردن به سوی مجامع جهانی از قبیل سازمان ملل ـ كه شریك جرم دولت های استكباری بودند ـ به خود ، به جوانان خود ، به ایمان عمیق اسلامی خود و به مردان و
هر طرحی برای تقسیم فلسطین مردود است
زنان فداكار خود تكیه كرد . 
این كلید همه‌ فتوحات و موفقیت ها است. 

در سه دهه‌ گذشته این روند روز به روز پیشرفت و افزایش داشته است . شكست ذلت‌بار رژیم صهیونیستی در لبنان در سال ٢٠٠٦ (١٣٨٥ هجری شمسی) ، ناكامی فضاحت‌بار آن ارتش پر مدعا در غزه در سال ٢٠٠٨ (١٣٨٧ هجری شمسی) ، فرار از جنوب لبنان و عقب نشینی از غزه ، تشكیل دولت مقاومت در غزه و در یك جمله تبدیل ملت فلسطین از مجموعه‌ای از انسان های درمانده و نا امید ، به ملت امیدوار و مقاوم و دارای اعتماد به نفس ، مشخصه‌های بارز 30 سال اخیر است . 

این تصویر كلی و اجمالی آنگاه كامل خواهد شد كه تحّركات سازشكارانه و خیانت‌باری كه هدف از آن ، خاموش كردن مقاومت و اعتراف گیری از گروه های فلسطینی و دولت های عرب به مشروعیت اسراییل بود ، نیز به درستی دیده شود .
 
این تحركات كه آغاز آن به دست جانشین خائن و ناخلف جمال عبدالناصر در پیمان ننگین كمپ دیوید اتفاق افتاد ، همواره خواسته است نقش سوهان را در عزم پولادین مقاومت ایفا كند . در قرارداد كمپ دیوید برای نخستین بار یك دولت عرب ، رسماً به صهیونیستی بودن سرزمین اسلامی فلسطین اعتراف كرد و پای نوشته‌ای كه در آن « اسراییل ، خانه‌ ملی یهودیان » شناخته شده است ، امضای خود را گذاشت . 

از آن پس تا قرارداد اسلو در سال ١٩٩٣ (١٣٧٢ هجری شمسی) و پس از آن در طرح های تكمیلی كه با میدان‌داری آمریكا و همراهی كشورهای استعمارگر اروپایی، پی در پی بر دوش گروه های سازشكار و بی‌همتی از فلسطینیان گذاشته شد ، همه‌ سعی دشمن بر آن بود كه با وعده‌های پوچ و فریب آمیز ، ملت و گروه های فلسطینی را از گزینه‌ مقاومت ، منصرف كند و به بازی ناشیانه در میدان سیاست سرگرم سازد . بی‌اعتباری همه‌ این معاهدات بسیار زود آشكار شد و صهیونیست ها و حامیان آنها بارها نشان دادند كه به آنچه نوشته شده است به چشم ورق پاره‌‌های بی‌ارزشی می نگرند . هدف از این طرح ها ، پدید آوردن دو دلی در فلسطینیان و به طمع‌ انداختن افراد بی‌ایمان و دنیا طلبِ آنان و زمینگیر نمودن حركت مقاومت اسلامی بوده است و بس. 

پادزهر همه‌ این بازی های خیانت آمیز تاكنون ، روحیه‌ مقاومت در گروه های اسلامی و ملت فلسطین بوده است . آنها به اذن خدا در برابر دشمن ایستادند و همان طور كه خداوند وعده داده است كه : وَلَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُهُ ، إِنَّ اللهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ ، از كمك و نصرت الهی برخوردار شدند . ایستادگی غزه با وجود محاصره‌ كامل ، نصرت الهی بود ؛ سقوط رژیم خائن و فاسد حسنی‌ مبارك، نصرت الهی بود ؛ پدید آمدن موج پر قدرت بیداری اسلامی در منطقه ،‌ نصرت الهی است ؛ برافتادن پرده‌ نفاق و تزویر از چهره‌ آمریكا و انگلیس و فرانسه و تنفّر روز افزون ملت های منطقه از آنان ، نصرت الهی است ؛ گرفتاری های پی در پی و بی‌شمار رژیم صهیونیست ، از مشكلات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی داخلیش گرفته تا انزوای جهانی و انزجار عمومی و حتی دانشگاه های اروپایی از آن ، همه و همه مظاهر نصرت الهی است . 

امروز رژیم صهیونیستی از همیشه منفورتر و ضعیف تر و منزوی‌تر ، و حامی اصلی‌اش آمریكا از همیشه گرفتارتر و سردرگُم‌تر است . 

اكنون صفحه‌ كلّی و اجمالی فلسطین در شصت و چند سال گذشته ،‌ پیش روی ما است . آینده را باید با نگاه به آن و درس‌گیری از آن تنظیم كرد . 

دو نكته را پیشاپیش باید روشن كرد:
اول: اینكه مدّعای ما آزادی فلسطین است، نه آزادی بخشی از فلسطین . هر طرحی كه بخواهد فلسطین را تقسیم كند ، یكسره مردود است . طرح دو دولت كه لباس حق به جانبِ « پذیرش دولت فلسطین به عضویت سازمان ملل » را بر آن پوشانده‌اند ، چیزی جز تن دادن به خواسته‌ صهیونیست ها یعنی « پذیرش دولت صهیونیستی در سرزمین فلسطین » نیست . این به معنی پایمال كردن حق ملت فلسطین ، نادیده گرفتن حق تاریخی آوارگان فلسطینی ، و حتی تهدید حق فلسطینیان ساكن سرزمینهای ١٩٤٨ است . به معنای باقی ماندن غده‌ سرطانی و تهدید دایمی پیكره‌ امت اسلامی ، مخصوصاً ملت های منطقه است . به معنای تكرار رنج های ده ها ساله و پایمال كردن خون شهدا است . 

هر طرح عملیاتی باید بر مبنای اصل : « همه‌ فلسطین برای همه‌ی مردم فلسطین » باشد . فلسطین ، فلسطینِ « از نهر تا بحر » است ، نه حتی یك وجب كمتر . البته این نكته نباید نادیده بماند كه ملت فلسطین همان طور كه در غزه عمل كرده‌اند ، هر بخش از خاك فلسطین را كه بتوانند آزاد كنند ، به وسیله‌ دولت برگزیده‌ خود ، اداره‌ امور آن را برعهده خواهند گرفت ولی هرگز هدف نهایی را از یاد نخواهند برد . 

نكته‌ دوم : آن است كه برای دستیابی به این هدف والا ، كار لازم است نه حرف ؛ جدی بودن لازم است نه كارهای نمایشی ؛ صبر و تدبیر لازم است نه رفتارهای بی‌صبرانه و دچار تلوّن . باید به افق های دور نگریست و قدم به قدم با عزم و توكّل و امید به پیش رفت . دولت ها و ملت های مسلمان ، گروه های مقاومت در فلسطین و لبنان و دیگر كشورها ، هر یك می توانند نقش و سهم خود از این مجاهدتِ همگانی را بشناسند و به اذن‌ الله جدول مقاومت را پر كنند . 

طرح جمهوری اسلامی برای حلّ قضیه‌ فلسطین و التیام این زخم كهنه ، طرحی روشن ، منطقی و منطبق بر معارف سیاسی پذیرفته شده‌ افكار عمومی جهانی است كه قبلاً به تفصیل ارایه شده است . ما نه جنگ كلاسیك ارتش های كشورهای اسلامی را پیشنهاد می كنیم ، و نه به دریا ریختن یهودیان مهاجر را ، و نه البته حكمیّت سازمان ملل و دیگر سازمان های بین‌‌المللی را . ما همه پرسی از ملت فلسطین را پیشنهاد می كنیم . ملت فلسطین نیز مانند هر ملت دیگر حق دارد سرنوشت خود را تعیین كند و نظام حاكم بر كشورش را برگزیند . همه‌ مردم اصلی فلسطین از مسلمان و مسیحی و یهودی ـ نه مهاجران بیگانه ـ در هر جا هستند ؛ در داخل فلسطین ، در اردوگاه ها و در هر نقطه‌ دیگر ، در یك همه پرسی عمومی و منضبط ، شركت كنند و نظام آینده‌ فلسطین را تعیین كنند . آن نظام و دولت برآمده از آن پس از استقرار ، تكلیف مهاجران غیر فلسطینی را كه در سالیان گذشته به این كشور كوچ كرده‌اند ، معین خواهد كرد . این یك طرح عادلانه و منطقی است كه افكار عمومی جهانی آن را به درستی درك می كند و می تواند از حمایت ملت ها و دولت های مستقل برخوردار شود . البته انتظار نداریم كه صهیونیست های غاصب به آسانی به آن تن در دهند ، و اینجا است كه نقش دولت ها و ملت ها و سازمان های مقاومت شكل می گیرد و معنی می‌یابد . مهم ترین ركن حمایت از ملت فلسطین ، قطع پشتیبانی از دشمن غاصب است ، و این وظیفه‌ بزرگ دولت های اسلامی است. 

اكنون پس از به میدان آمدن ملت ها و شعارهای قدرتمندانه‌ آنان بر ضد رژیم صهیونیست ، دولت های مسلمان با چه منطقی روابط خود با رژیم غاصب را ادامه می دهند ؟ سند صداقت دولت های مسلمان در جانبداریشان از ملت فلسطین ، قطع روابط آشكار و پنهان سیاسی و اقتصادی با آن رژیم است .  

دولت هایی كه میزبان سفارتخانه‌ها یا دفاتر اقتصادی صهیونیست های‌اند نمی توانند مدّعی دفاع از فلسطین باشند و هیچ شعار ضد صهیونیستی از سوی آنان ، جدی و واقعی تلقی نخواهد شد. 

سازمان های مقاومت اسلامی كه بار سنگین جهاد را در سال های گذشته بر دوش داشته‌اند ، امروز نیز با همان تكلیف بزرگ روبرو‌اند . مقاومت سازمان یافته‌ آنان ، بازوی فعالی است كه می تواند ملت فلسطین را به سوی این هدف نهایی به پیش ببرد. مقاومت شجاعانه از سوی مردمی كه خانه و كشورشان اشغال شده ، در همه‌ میثاق های بین‌المللی ، به رسمیت شناخته شده و مورد تحسین و تجلیل قرار گرفته است . تهمت تروریزم از سوی شبكه‌ سیاسی و رسانه ای وابسته به صهیونیزم ، سخن پوچ و بی‌ارزشی است . تروریست آشكار ، رژیم صهیونیستی و حامیان غربی آنهایند ؛ و مقاومت فلسطینی ، حركتی ضّد تروریست های جراّر و حركتی انسانی و مقدس است .
 
در این میان ، كشورهای غربی نیز شایسته است صحنه را با نگاهی واقع بینانه بنگرند . غرب امروز بر سر دو راهی است . یا باید دست از زورگویی طولانی مدت خود بردارد و حق ملت فلسطین را بشناسد و بیش از این از نقشه‌ صهیونیست های زورگو و ضّد بشر پیروی نكند ، و یا در انتظار ضربه‌های سخت‌تر در آینده‌ نه چندان دور باشد . این ضربه‌های فلج كننده فقط سقوط پی در پی حكومت های گوش به فرمان آنان در منطقه‌ اسلامی نیست ، بلكه آن روزی كه ملت های اروپا و آمریكا دریابند كه بیشترین گرفتاری های اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی آنان منشأ گرفته از سلطه‌ اختاپوسی صهیونیزم بین‌الملل بر دولت های آنهاست ، و دولت مردان آنان به خاطر منافع شخصی و حزبی خود ، مطیع و تسلیم در برابر زورگویی های كمپانی‌داران زالو صفت صهیونیست در آمریكا و اروپایند ، آنچنان جهنّمی برای آنان به وجود خواهند آورد كه هیچ راه خلاصی از آن متصور نیست .
 
رییس جمهور آمریكا می گوید كه امنیت اسراییل خط قرمز اوست . این خط قرمز را چه عاملی ترسیم كرده است ؟ منافع ملت آمریكا یا نیاز شخص اوباما به پول و پشتیبانی كمپانی های صهیونیستی برای به دست آوردن كرسی دومین دوره‌ ریاست جمهوری ؟ تا كی شماها خواهید توانست ملت خود را فریب دهید ؟ آن روزی كه ملت آمریكا به درستی دریابد كه شماها برای چند صباح بیشتر باقی ماندن در قدرت ، تن به ذلت و تبعیت و خاكساری در برابر زر سالاران صهیونیست داده‌اید و مصالح ملت بزرگی را در پای آنان قربان كرده‌اید با شما چه خواهد كرد؟ 

حضار گرامی و برادران و خواهران عزیز بدانید این خط قرمز اوباما و امثال او به دست ملت های به پا خواسته‌ مسلمان شكسته خواهد شد . آنچه رژیم صهیونیست را تهدید می كند ، موشك های ایران یا گروه‌های مقاومت نیست تا در برابر آن سپر موشكی در اینجا و آنجا به پا كنند ؛‌ تهدید حقیقی و بدون علاج ، عزم راسخ مردان و زنان و جوانانی در كشورهای اسلامی است كه دیگر نمی خواهند آمریكا و اروپا و عوامل دست نشانده‌شان بر آنان حكومت و تحكم و آنان را تحقیر كنند. البته آن موشك ها هم هرگاه تهدیدی از سوی دشمن بروز كند وظیفه‌ خود را انجام خواهند داد.

فاصبر ان وعد الله حق ولا یستخفنّك الذین لا یوقنون.
والسلام علیكم و رحمة‌ الله.

انتهای پیام/گ/47/