داخلی     خبر     هنر و رسانه
در گفت و گو با محمد علی مجاهدی عنوان شد:
شعر نبوي، ارجمندترين سرشاخه شعر ديني
  محمد علي مجاهدي (پروانه) يكي از شاعران متعهد و توانمند كشور و از پيشكسوتان «شعر آييني» است كه بيش از چهل سال در دنیای شعر آييني به تحقيق پرداخته و كتابهاي متعددي در اين زمينه به بازار عرضه نموده است.
Share/Save/Bookmark
پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۳۸
کد مطلب : 33057
شعر نبوي، ارجمندترين سرشاخه شعر ديني

وي جزو معدود پژوهشگراني است كه در زمينه شعر آييني و نيايشي، تحقيقات دامنه داري را به انجام رسانده و در معرفي اين شعر و سير تطورات ساختاري و محتوايي آن و نيز تبيين مؤلفه هايي كه در آسيب شناسي اين شعر فاخر مي تواند مطرح باشد، اهتمام بليغي از خود نشان داده است. 

كتابهايي چون «سيماي مهدي موعود(عج) در آيينه فارسي» و «شكوه شعر عاشورا در زبان فارسي» از جمله مهمترين تأليفات اوست كه اقبال شيفتگان ادب شيعي را به همراه داشته است. همچنين بزودي از وي كتابي با عنوان «سيري در قلمرو شعر نبوي (ص)» انتشار مي يابد. به منظور آشنايي با ساختارهاي شعر نبوي(ص)، شناخت پيشكسوتان اين عرصه و نيز ذكر بعضي از اشعار آنان، گفتگويي را باوي انجام داده ايم كه از نظرتان مي گذرد. 

استاد، شعر نبوي(ص) را بايد در كدام حوزه از قلمرو موضوعي شعر آييني مورد مطالعه قرارداد؟ 
در تقسيم بندي نويني كه به لحاظ موضوعي از شعر آييني در زبان فارسي به انجام مي رسد، مهمترين مقوله هايي كه از ديرباز حضور خود را در قلمرو شعر آييني نشان داده اند، عبارتند از:
۱- مقوله هاي قدسي و ماورايي
۲- مقوله هاي رهايي و خود پيرايي
۳- مقوله هاي ولايي
البته هركدام از اين سه مقوله موضوعي مهم، داراي زيرشاخه هايي هستند كه بايد در فرصت ديگري به طور مفصل به آن پرداخت، ولي در اينجا به ذكر اين مطلب بسنده مي كنم كه شعر نبوي(ص) از ارجمندترين سرشاخه هاي شعر ديني است.


در تحقيقاتي كه پيرامون شعر نبوي(ص) انجام داده ايد، اولين سند مكتوب مرتبط با اين حوزه، به كدام يك از سنخوران پارسي زبان تعلق دارد؟ 
با پژوهشهايي كه تاكنون انجام شده، يقيناً به شعري، كهن تر از شعر «محمدبن مخلد سگزي» دست نيافته ام. «محمدبن مخلد» و «محمدبن وصيف سنجري» و «بسام كورد» به عنوان اولين شاعران پارسي گوي شناخته شده اند كه در سده سوم مي زيسته اند و معاصر با يعقوب ليث صفاري (متوفاي ۲۶۵ه .ق) بوده اند. در تاريخ سيستان سه بيت از محمد بن مخلد در ستايش يعقوب ليث و شكست عمار خارجي به دست سپاهيان او نقل شده كه وي با قياسي مع الفارق، رفتار و كردار ممدوح خود را با شيوه هاي رفتاري كريمانه پيامبر رحمت حضرت ختمي مرتبت(ص) سنجيده است.

در زبان فارسي چطور؟ كدام يك از سخنوران بزرگ زبان فارسي را مي توان به عنوان قافله سالار شعر نبوي(ص) معرفي كرد؟
اگر منظورتان اين است كه در كدام يك از متون منظوم و مكتوب كهن فارسي از رسول گرامي اسلام(ص) ياد شده است، بايد عرض كنم كه در آثار منظوم ابوطيب محمد بن حاتم مصعبي (معاصر آل سامان)، ابومنصور محمد دقيقي، شهيد بلخي، كسايي مروزي، حكيم ابوالقاسم فردوسي، عنصري بلخي و منوچهري دامغاني به مناسبتهاي گوناگون، از رسول نور و رحمت(ص) ياد شده و گاه به صراحت و گاه تلويحاً به توصيف آن حضرت پرداخته اند. ولي سروده مستقلي درباره ايشان ندارند. البته از ميان متقدمين، شايد حكيم ناصرخسرو قبادياني (۳۹۴-۴۸۱) شاخص ترين چهره شعر فارسي باشد كه در ستايش پيامبر عظيم الشأن اسلام(ص)، منظومه مستقلي با اين مطلع دارد:
گزينم قرآن است و دين محمد(ص)
همين بود از يرا گزين محمد(ص)
پس از او، حكيم سنايي غزنوي (متوفاي ۵۴۵ه .ق)، چكامه رسا و شيواي مستقلي دارد درباره آن حضرت با مطلع:
اي گزيده مرتو را از خلق، رب العالمين
آفرين گويد همي بر جان پاكت، آفرين
البته حكيم سنايي در منظومه «حديقه الحقيقه» خود نيز به تفصيل در نعت آن حضرت سخن گفته كه در ديوان ايشان مشهود است. 

اولين ترجيع بند و تركيب بند نبوي(ص) در زبان فارسي، به كدام يك از شاعران اين مرز و بوم تعلق دارد؟
بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد كه سيدحسن غزنوي (متوفاي ۵۵۶ه .ق) اولين ترجيع بند نبوي(ص) را سروده است. در منظومه هاي مكتوب پيش از او، به اثر مشابهي بر نخورده ايم كه به لحاظ تاريخي براي ترجيع بند، مقدم باشد. اين ترجيع بند نبوي(ص) داراي هفت بند است و هر بند داراي هفت بيت، و بيت ميان بندي آن، اين بيت است:
سلموا يا قوم بل صلوا علي صدرالامين
مصطفي، ما جاء الارحمة للعالمين
اولين تركيب بند نبوي(ص) در شعر فارسي نيز متعلق به جمال الدين محمدبن عبدالرزاق اصفهاني (متوفاي ۵۵۸ه .ق) است. اين تركيب بند فاخر نبوي(ص) كه از امهات شعر ولايي در زبان فارسي به شمار مي رود، هم از لحاظ ساختار لفظي، بسيار وزين و متين است و هم از نظر شاكله محتوايي، بافت منسجم و دلنشيني دارد. اين تركيب يازده بندي كه هر بند آن داراي هشت بيت است، با اين بيت آغاز مي شود:
اي از بر سدره، شاهراهت
وي قبه عرش، تكيه گاهت
و با اين بيت پايان مي يابد:
چون نيست بضاعتي ز طاعت
از ما گنه و زتو شفاعت
پس از او، حكيم خاقاني شرواني (متوفاي ۵۹۵ه .ق) يك تركيب چهاربندي در منقبت رسول گرامي(ص) دارد كه به نقل ابيات آغازين و پاياني آن بسنده مي كنيم:
دلا! از جان چه برخيزد؟ يكي جوياي جانان ش
وچو سلطان اوست برجانها، غلام خاص سلطان ش
و...
امام شرع، سلطان طريقت، ناصرالدين، آن
كه تا رايات او آمد، نگون شد چتر بد دينان 

در ساير قالبهاي شعري، بهترين آثار نبوي(ص)، مربوط به كدام يك از سخنوران نامي است؟ 
به نظر مي رسد، حكيم نظامي گنجوي (متوفاي ۵۹۸ه .ق) در مثنوي نبوي(ص) حرف اول را مي زند و شاخصترين آثار منظوم نبوي(ص) را در قالب مثنوي، بايد در خمسه اين حكيم عاليقدر گنجه جستجو كرد:
محمد(ص) كافرينش هست خاكش
هزاران آفرين بر جان پاكش
چراغ افروز چشم اهل بينش
طراز كارگاه آفرينش
رياحين بخش باغ صبحگاهي
كليد مخزن سر الهي
به معني، كيمياي خاك آدم
به صورت، توتياي چشم عالم
ز شرع خود نبوت را نوي داد
خرد را در پناهش پيروي داد...
كنم درخواستي زان روضه پاك
كه يك خواهش كني در كار اين خاك
برآري دست از آن برد يماني
نمايي دستبرد، آنگه كه داني
كالهي !بر(نظامي) كار بگشاي
ز نفس كافرش زنار بگشاي
اگرچه جرم او كوه گران است
تو را درياي رحمت بيكران است
(منظومه خسروشيرين: صص۱۰ تا ۱۲)
بخش ديگري از آثار منظوم نبوي(ص) متعلق به حكيم نظامي گنجوي، در منظومه ليلي و مجنون، به چشم مي خورد:
اي شاهسوار ملك هستي
سلطان خرد به چيره دستي
اي ختم پيمبران مرسل
حلواي پسين و ملح اول
هرك آرد با تو خودپرستي
شمشير ادب خورد دو دستي
اي بر سر سدره، شاهراهت
وي منظر عرش، پايگاهت
اي خاك تو، توتياي بينش
روشن به تو چشم آفرينش
اي سيد بارگاه كونين
نسابه شهر قاب قوسين
رفته ز وراي عرش والا
هفتاد هزار پرده، بالا
اي صدرنشين عقل و جان هم
محراب زمين و آسمان هم
گشته ز مي، آسمان ز دينت
ني ني شده، آسمان، زمينت
سرخيل تويي و جمله خيل اند
مقصود تويي، همه طفيل اند
سلطان سرير كايناتي
شاهنشه كشور حياتي
(منظومه ليلي و مجنون، صص ۸ تا ۱۱) 

اين توجه در آثار شاعران منتهي به سده معاصر، چگونه است؟ 
به نظر مسمط ماندگار اديب الممالك فراهاني (۱۲۷۷-۱۳۳۶) در ميلاد نبي مكرم اسلام(ص) فصل الخطاب شعر نبوي(ص) در زبان فارسي است كه به خاطر تنگي مجال، به نقل دو بند آن اكتفا مي كنيم:
برخير شتربانا! بربند كجاوه
كز چرخ همي گشت عيان رأيت كاوه
در شاخ شجر برخاست آواي چكاوه
وز طول سفر حسرت من گشت علاوه
بگذر بشتاب اندر از رود سماوه
در ديده من بنگر درياچه ساوه
وز سينه ام آتشكده پارس نمودار...
فخر دوجهان، خواجه فرخ رخ اسعد
مولاي زمان، مهتر صاحبدل امجد
آن سيد مسعود و خداوند مؤيد
پيغمبر محمود، ابوالقاسم، احمد(ص)
وصفش نتوان گفت به هفتاد مجلد
اين بس كه خدا گويد «ماكان محمد(ص)»


روزنامه قدس