داخلی     يادداشت     هنر و رسانه
سيماي ‌شعر نبوي‌ در سروده‌هاي‌ معاصر‌
  مايلم‌ پيشينه‌ شعر نبوي‌ را در شعر امروز بگويم‌ تا شعر معاصر. تفاوتي‌ كه‌ شخصا براي‌ اين‌ دو واژه‌ قائلم‌ اين‌ است‌ كه‌ بسياري‌ از كساني‌ كه‌ از نظر حيات‌ مادي‌ در دوران‌ ما زندگي‌ مي‌كنند، اما با زباني‌ نزديك‌ به‌ زبان‌ شاعران‌ فحل‌ گذشته‌ ما شعر مي‌گويند و در واقع‌ جزو كلاسيك‌سرايان‌ هستند، اين‌ افراد را من‌ شخصا بيشتر در حوزه‌ شعر معاصر قلمداد مي‌كنم.
Share/Save/Bookmark
پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۲۶
کد مطلب : 33056
سيماي ‌شعر نبوي‌ در سروده‌هاي‌ معاصر‌
 شعر امروز را مشخصا شعر كساني‌ مي‌دانم‌ كه‌ قالبهاي‌ امروزين‌ شعر را قالبهاي‌ بياني‌ انديشه‌ و احساس‌ خودشان‌ قرار مي‌دهند. اين‌ قالب‌ شعري‌ از زمان‌ سرهنگ‌ سرهنگان‌ شعر امروز فارسي‌ يعني‌ مرحوم‌ نيما يوشيج‌ به‌ وجود آمده‌ است. 

خود نيما هم‌ از تفكر ديني‌ و هم‌ تحصيلات‌ ديني‌ برخوردار بوده، در كنار آموزش‌هايي‌ كه‌ در مدرسه‌ فرانسوي‌ سن‌لويي‌ از فرهنگ‌ غرب‌ ديده، تفكر مذهبي‌ هم‌ داشته‌ و اين‌ در آثاري‌ كه‌ به‌ نظم‌ و نثر آفريده‌ مشهود است، حتي‌ مدتي‌ را به‌ تلمذ درس‌ فلسفه‌ حكيم‌ سمناني‌ روحاني‌ بزرگ‌ و يكي‌ از بزرگان‌ حكمت‌ معاصر مشغول‌ بوده‌ و در يادداشت‌هاي‌ شخصي‌ او هم‌ اگر دقت‌ كنيم، اين‌ نگاه‌ اعتقادي‌ و مذهبي‌ نيما را به‌ وضوح‌ مي‌بينيم. 

در يادداشت‌هاي‌ شخصي‌ ايشان‌ هم‌ نمونه‌هايي‌ از اين‌ تفكر اعتقادي‌ و ديني‌ و پايبندي‌ وي‌ به‌ دين‌ و بزرگداشت‌ بزرگان‌ ديني‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد، اما متاسفانه‌ همزمان‌ با نيما با توجه‌ به‌ شرايط‌ موجود در ايران‌ و غلبه‌ تفكر غيرديني‌ و سكولار يا انديشه‌هاي‌ ماركسيستي‌ و رشد و گسترش‌ احزاب‌ هوادار اين‌ نوع‌ تفكرات‌ كه‌ بخش‌ عظيمي‌ از فرهنگ‌ عمومي‌ را هم‌ سامان‌ مي‌دادند و با تبليغات‌ گسترده‌اي‌ كه‌ در مطبوعات‌ و رسانه‌هاي‌ ديداري، شنيداري‌ داشتند، چهره‌هايي‌ را كه‌ با تفكر ديني‌ فعاليت‌ فرهنگي‌ مي‌كردند، بايكوت‌ مي‌كردند و چهره‌هايي‌ را كه‌ تفكر غيرديني‌ و ضدديني‌ و ملحدانه‌ را اشاعه‌ مي‌دادند، توسط‌ رژيم‌ شاه‌ و ماركسيست‌ها بزرگ‌ مي‌داشتند و براي‌ معرفي‌ آنها سرمايه‌گذاري‌ مي‌كردند.‌

اين‌ فضا باعث‌ شد كه‌ انقطاعي‌ فرهنگي‌ در حوزه‌ شعري‌ ما به‌ وجود بيايد. به‌ اين‌ معنا كه‌ تا قبل‌ از اين‌ ايام، همواره‌ شعر فارسي‌ از مدح‌ و منقبت‌ بزرگان‌ دين‌ و ائمه‌ معصومين‌ سرشار بود، اما در اين‌ سالهاست‌ كه‌ مي‌بينيم‌ به‌ دليل‌ گرايش‌ غيرديني‌ و ضدديني‌ بخش‌ عظيمي‌ از كساني‌ كه‌ در حوزه‌ شعر امروز كار مي‌كنند، تفكر ديني‌ و مذهبي‌ در شعر بعد از نيما كمرنگ‌ مي‌شود تا آنجايي‌ كه‌ حتي‌ بسياري‌ از شاعران‌ صاحب‌ نام‌ كشور كه‌ در زندگي‌ شخصي‌ معتقد به‌ دين‌ هم‌ بودند، جرات‌ سرودن‌ يا منتشر كردن‌ آثار ادبي، مذهبي‌ خويش‌ را پيدا نمي‌كنند. 

يعني‌ تفكر چپ، در كنار رژيم‌ پهلوي‌ كه‌ تلاش‌ زيادي‌ براي‌ امحاء و از بين‌ بردن‌ تفكر ديني‌ در ايران‌ داشت، مانند دو لبه‌ قيچي‌ علم‌ كرده‌ و رشته‌ حيات‌ شعر و ادبيات‌ مذهبي‌ را تقريبا قطع‌ كرده‌ يا به‌ زيرزمين‌ مي‌رانند و به‌ ادبيات‌ مخفي‌ تبديل‌ مي‌كنند.‌

بعد از قيام‌ پانزده‌ خرداد حضرت‌ امام، حركتهايي‌ براي‌ احياء شعر و ادب‌ امروز به‌ وجود آمد و شعر و ادبياتي‌ با زبان‌ نسل‌ امروز در ميان‌ بخشي‌ از جريان‌هاي‌ روشنفكري‌ متدين‌ رشد پيدا كرد. در سالهاي‌ بعد از پانزده‌ خرداد ۴۲ حتي‌ شعر سنتي‌ مذهبي‌ هم‌ تكان‌ خورد و گرايش‌هايي‌ به‌ اجتماعي‌ شدن‌ حتي‌ در نوحه‌هايي‌ عزاداري‌ حسيني‌ پيدا شد.‌

به‌ دنبال‌ اين‌ حوادث‌ با عنايت‌ به‌ برگزاري‌ مسابقه‌ معروفي‌ كه‌ ظاهرا مجله‌ يغما به‌ مناسبت‌ آغاز پانزدهمين‌ قرن‌ بعثت‌ پيامبر اسلام(ص) برگزار كرد و بعد مجموعه‌ شعرهاي‌ برگزيده‌ آن‌ مسابقه‌ در كتابي‌ به‌ نام‌ «گلبانگ‌ تكبير» منتشر شد، جرياني‌ بين‌ نسل‌ جوان‌ و افرادي‌ كه‌ علاقه‌مند به‌ شعر مذهبي‌ بودند، شروع‌ شد كه‌ در طي‌ آن‌ بخشي‌ از افكار مذهبي‌ در قالب‌ شعر امروز به‌ بيان‌ آمد. 

البته‌ با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ مطبوعات‌ و رسانه‌ها عموما در دست‌ جريان‌هاي‌ چپ‌ يا نيروهاي‌ وابسته‌ به‌ رژيم‌ بود، فرصت‌ زيادي‌ براي‌ ارائه‌ اين‌ آثار در كشور فراهم‌ نمي‌شد، معدود نشرياتي‌ هم‌ كه‌ در قم‌ و بعضا در تهران‌ منتشر مي‌شدند، فرصتهاي‌ بسيار اندكي‌ را براي‌ ارائه‌ آثار ادبي، مذهبي‌ در اختيار اين‌ گروه‌ قرار مي‌دادند.
 
تعداد اين‌ نشريات‌ هم‌ بسيار محدود بود و تحت‌ كنترل‌ ساواك‌ هم‌ بودند. به‌ همين‌ دليل‌ گاهي‌ اوقات‌ اين‌ شعرها سالها بعد از سروده‌ شدن‌ و تكثير غيررسمي، آهسته‌ و آرام‌ و احتمالا با حذف‌ بخشي‌ از آنها در نشريات‌ مذهبي‌ به‌ دست‌ مخاطبان‌ مي‌رسيد.‌

از افرادي‌ كه‌ بعد از آن‌ شب‌ شعر، نامشان‌ براي‌ طبقه‌ شعرخوان‌ متدين‌ آن‌ دوره‌ جلوه‌ و جلال‌ بيشتري‌ پيدا كرد، دو تن‌ را مي‌توان‌ نام‌ برد، يكي‌ آقاي‌ علي‌ موسوي‌ گرمارودي‌ كه‌ با شعري‌ در قالب‌ نيمايي‌ به‌ نام‌ «خاستگاه‌ نور» جزء برگزيدگان‌ آن‌ مسابقه‌ شد و ديگري‌ آقاي‌ نعمت‌ ميرزازاده‌ (م. آزرم) با شعر معروف‌ «پيام» كه‌ تركيب‌بند بلندي‌ در قالب‌ كلاسيك‌ بود، شعر پيام‌ را به‌ دليل‌ زبان‌ تازه‌ و محكم‌ و همچنين‌ مضامين‌ نو مي‌توان‌ با وجود داشتن‌ قالب‌ كلاسيك‌ در حيطه‌ شعرهاي‌ امروز قلمداد كرد.‌

من‌ در همان‌ سالها با توجه‌ به‌ رواجي‌ كه‌ شعر امروز پيدا كرده‌ بود و علاقه‌منداني‌ بين‌ گروههاي‌ جوان‌ و نوجوان‌ داشت، تصميم‌ گرفتم‌ كه‌ مجموعه‌اي‌ از شعرهاي‌ مذهبي‌ را كه‌ با قالبهاي‌ نوآيين‌تر شعر فارسي‌ سروده‌ شده‌ بود، جمع‌آوري‌ كنم. 

طبيعي‌ است‌ با پيش‌زمينه‌اي‌ كه‌ ذكر كردم، دنبال‌ چنين‌ كاري‌ رفتن‌ آن‌ هم‌ براي‌ يك‌ نوجوان‌ شهرستاني، با امكانات‌ بسيار محدود، نداشتن‌ منابع، نبودن‌ كتابخانه‌هاي‌ به‌روز و معتبر و دسترسي‌ نداشتن‌ به‌ مراكز انتشاراتي‌ كار بسيار سختي‌ بود، اما به‌ هر حال‌ به‌ دليل‌ علاقه‌اي‌ كه‌ هم‌ به‌ شعر و هم‌ به‌ اعتقادات‌ مذهبي‌ داشتم، اين‌ كار را دنبال‌ كردم‌ كاري‌ كه‌ مانند پيدا كردن‌ سوزن‌ در انبار كاه‌ بود! 

بيشتر دنبال‌ نمونه‌هايي‌ از شعر مذهبي‌ امروز بودم‌ كه‌ در قالبهاي‌ غيركلاسيك‌ سروده‌ شده‌ باشند. تقريبا تمامي‌ آثار منتشر شده‌ شعري‌ آن‌ روزگار را خريداري‌ و تورق‌ مي‌كردم. حالا بگذريم‌ كه‌ وقت‌گذاري‌ در اين‌ حوزه‌ چه‌ بر سر درس‌ و مشق‌ و مدرسه‌ و بقيه‌ زندگي‌ من‌ آورد و چه‌ با من‌ كرد؛ اما هرگز از راهي‌ كه‌ در پيش‌ گرفتم، پشيمان‌ نشدم، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ در سالهاي‌ قبل‌ از انقلاب‌ موفق‌ شدم‌ چندين‌ دفتر شعر با موضوعات‌ مذهبي‌ را به‌ صورت‌ مجزا براي‌ خداوند، پيامبر و ديگر ائمه‌ معصومين‌ يا حتي‌ نماز و نيايش‌ فراهم‌ كنم. 

اين‌ آثار را در دفترهاي‌ جداگانه‌اي‌ تفكيك‌ كردم‌ و در همان‌ سالهاي‌ قبل‌ از انقلاب‌ بسياري‌ از آنها را به‌ ناشران‌ سپردم. متاسفانه‌ با وقوع‌ انقلاب‌ اسلامي‌ بعضي‌ از آنها كار نشر را كنار گذاشتند، بعضي‌ها در نقل‌ و انتقالات‌ زمان‌ انقلاب‌ و بعضي‌ از هجومهايي‌ كه‌ به‌ محل‌ انتشارات‌ آنها شده‌ بود، تعدادي‌ از اين‌ مجموعه‌ها را كه‌ با زحمت‌ و هزينه‌ بسيار فراهم‌ شده‌ بود،گم‌ كردند و بعضي‌ از آنها به‌ هر حال‌ حروفچيني‌ و در همان‌ سالها و سالهاي‌ قبل‌ از انقلاب‌ منتشر شد.‌

نيما هم‌ از تفكر ديني‌ و هم‌ تحصيلات‌ ديني‌ برخوردار بوده، در كنار آموزش‌هايي‌ كه‌ در مدرسه‌ فرانسوي‌ سن‌لويي‌ از فرهنگ‌ غرب‌ ديده، تفكر مذهبي‌ هم‌ داشته‌ و اين‌ در آثاري‌ كه‌ به‌ نظم‌ و نثر آفريده‌ مشهود استيكي‌ از آن‌ كتابها كه‌ شايد در مقايسه‌ با آنچه‌ امروز به‌ نام‌ شعر مذهبي‌ جريان‌ دارد، كار محكمي‌ به‌ حساب‌ نيايد، اما مي‌تواند به‌ عنوان‌ پيشينه‌ شعر مذهبي‌ و پله‌هايي‌ كه‌ شاعران‌ مذهبي‌ ايران‌ در راه‌اندازي‌ جريان‌ شعر مذهبي‌ امروز طي‌ كرده‌اند، به‌ حساب‌ بيايد و مورد توجه‌ قرار گيرد، كتاب‌ «با آخرين‌ رسول» است. 

كتاب‌ «با آخرين‌ رسول» كه‌ در كميت‌ و كيفيت‌ نه‌چندان‌ مقبولي‌ روانه‌ بازار شد، مجموعه‌اي‌ است‌ كه‌ تا حدودي‌ اين‌ سير و پيشينه‌ و تلاشهايي‌ را كه‌ براي‌ رواج‌ و قوام‌ شعر مذهبي‌ امروز انجام‌ شده‌ نشان‌ مي‌دهد. ‌

تلاش‌ من‌ اين‌ بود كه‌ در وحله‌ اول‌ از شعرهايي‌ كه‌ در مجموعه‌هاي‌ ديگر آمده‌ كمتر استفاده‌ كنم‌ و همچنين‌ شعرهايي‌ كه‌ در قالبهاي‌ غيرنيمايي‌ سروده‌ شده‌ را هم‌ در اين‌ مجموعه‌ نياورم. طبيعي‌ است‌ با مجموع‌ مسائلي‌ كه‌ ذكر كردم، تعداد اين‌ آثار بسيار محدود و اندك‌ باشد. ‌

يكي‌ از عزيزاني‌ كه‌ در آن‌ سالها (بعد از سال‌ ۱۳۴۸) در حوزه‌ شعر مذهبي‌ آن‌ روزگار فعاليت‌ چشمگيري‌ داشتند، آقاي‌ مهندس‌ محمدحسن‌ حاج‌ علي‌ محمدي‌ بودند با اسم‌ شاعرانه‌ (م.ه.'زورق) كه‌ آثارشان‌ در مجلات‌ مذهبي‌ و بعضا به‌ صورت‌ كتاب‌ (حداكثر دو كتاب) در همان‌ سالها منتشر شد. بخشي‌ از شعرهاي‌ اين‌ شاعر درباره‌ پيامبر و عمدتا بعثت‌ و داستان‌ غار حرا بود. ‌

از ديگر شاعراني‌ كه‌ در اين‌ زمينه‌ كاركرد شاعري‌ به‌ نام‌ بسيج‌ خلخالي‌ بود كه‌ اگرچه‌ شعرش‌ در قالب‌ كلاسيك‌ سروده‌ شده، اما چون‌ تلاشي‌ براي‌ ساده‌ كردن‌ و امروزي‌ كردن‌ زبان‌ شعرش‌ انجام‌ داده‌ بود، آن‌ شعر را هم‌ در اين‌ مجموعه‌ آوردم. ‌

شاعر ديگر رضا روحي‌ است‌ كه‌ بعدها اثر يا آثاري‌ از ايشان‌ در بين‌ آثار شاعران‌ ديگر نديدم. او هم‌ در كتاب‌ خود شعر كوتاهي‌ به‌ نام‌ «فروغ‌ محمد» داشت‌ كه‌ بايد جزء اين‌ مجموعه‌ به‌ حساب‌ آورد. ‌

عزيز ديگري‌ كه‌ در همان‌ سالها فعاليت‌ مي‌كردند، آقاي‌ عظيم‌ صاعدي‌ بودند. ايشان‌ امروز هم‌ جزء فعالان‌ شعر مذهبي‌ به‌ شمار مي‌آيند و مجموعه‌هاي‌ مختلفي‌ منتشر كرده‌اند. نخستين‌ مجموعه‌ شعر ايشان‌ با عنوان‌ «سلام‌ بر بعثت» هم‌ در سال‌ ۱۳۵۰ منتشر شد كه‌ در همان‌ مجموعه‌ شعري‌ براي‌ پيامبر بزرگوار اسلام‌ چاپ‌ شد. 

او در مجموعه‌هاي‌ بعدي‌ خود بيشتر به‌ سمت‌ شعر سپيد و شعر بي‌وزن‌ گرايش‌ پيدا كرد و در سالهاي‌ اخير كمتر شعري‌ را در قالبهاي‌ غيرسپيد از ايشان‌ خوانده‌ايم. ايشان‌ خوشبختانه‌ همچنان‌ فعاليت‌هاي‌ شعري‌ خويش‌ را ادامه‌ مي‌دهند و از پيشقراولان‌ شعر مذهبي‌ امروز به‌ حساب‌ مي‌آيند. ‌

يكي‌ ديگر از كساني‌ كه‌ در آن‌ سالها به‌ نسبت‌ دوستان‌ ديگري‌ كه‌ از آنها نام‌ بردم‌ از اشتهار بيشتري‌ برخوردار بود و در حوزه‌ شعر مذهبي‌ هم‌ فعاليت‌هايي‌ مي‌كرد، مهدي‌ سهيلي‌ است‌ كه‌ اگرچه‌ به‌ دلايلي‌ نامعلوم‌ مبغوض‌ معاصرانش‌ بود، ولي‌ در آن‌ روزگار طرفداران‌ بسياري‌ هم‌ داشت‌ و با در دست‌ داشتن‌ بعضي‌ از پرمخاطب‌ترين‌ برنامه‌هاي‌ راديو مثل‌ مشاعره‌ و كارواني‌ از شعر و موسيقي‌ هم‌ همواره‌ به‌ آنها افزوده‌ مي‌شد. 

سهيلي‌ كه‌ آدم‌ مغروري‌ مي‌نمود با توجه‌ به‌ شهرت‌ و محبوبيتي‌ كه‌ ميان‌ عامه‌ مردم‌ داشت، يكي‌ از تاثيرگذارترين‌ شاعران‌ دوره‌ خودش‌ بود. البته‌ نه‌ در خود شعر، بلكه‌ در اقبال‌ عامه‌ مردم‌ به‌ شعر و مخصوصا شعر نيمايي. چرا كه‌ شعر او بيشتر در شكل‌ ظاهري، يعني‌ كوتاه‌ و بلند بودن‌ مصراع‌ها شعر نيمايي‌ بود و از نظرهاي‌ ديگر همان‌ زبان‌ و ساختار محتوايي‌ شعر قديم‌ را داشت. اين‌ عيب‌ براي‌ رواج‌ شعر نو در ميان‌ كساني‌ كه‌ گوششان‌ معتاد به‌ شعر كلاسيك‌ بود و به راحتي‌ با شعر امروز رابطه‌ برقرار نمي‌كردند، به‌ حسن‌ تبديل‌ شد و خيلي‌ها از پل‌ شعرهاي‌ او كه‌ در حد فاصل‌ شعر قديم‌ و جديد ايستاده‌ بود، به‌ شعر نو نيمايي‌ گرايش‌ پيدا كردند.
 
از اين‌ جهت‌ او به‌ نظر من‌ حق‌ زيادي‌ به‌ گردن‌ شعر امروز دارد. به‌ هر حال‌ سهيلي‌ هم‌ شعرهاي‌ مذهبي‌ متعددي‌ در قالبهاي‌ نيمايي، چارپاره‌ و... داشت‌ كه‌ بايد سهمش‌ محفوظ‌ باشد و نامش‌ در اين‌ سير تاريخي‌ بيايد. از او هم‌ شعرهايي‌ در اين‌ كتاب‌ آورده‌ام.‌

از ديگر شاعراني‌ كه‌ در كتاب‌ خود از ايشان‌ ياد كرده‌ام‌ آقاي‌ ابراهيم‌ شعرا هستند كه‌ ايشان‌ هم‌ در سالهاي‌ بعد شعر را كنار گذاشتند و آثار ديگري‌ از ايشان‌ پيدا نكردم.‌

شاعري‌ هم‌ به‌ نام‌ سعيد شمس‌ انصاري‌ بود كه‌ شعر بسيار كوتاهي‌ را با نام‌ «بعثت» در كتاب‌ خود منتشر كرده‌ بودند كه‌ آورده‌ام.‌

آقاي‌ مرتضي‌ شمس‌ هم‌ مورد ديگري‌ از اين‌ نوع‌ شاعران‌ هستند كه‌ به‌ شعر مذهبي‌ عنايت‌ نشان‌ داده‌اند.‌

به‌ هر حال‌ اين‌ شاعران، اين‌ چراغ‌ را روشن‌ نگاه‌ داشتند و اجازه‌ ندادند كه‌ خاموش‌ شود. از اين‌ جهت‌ من‌ آوردن‌ اسم‌ اين‌ افراد را در اين‌ سخنراني‌ ضروري‌ مي‌دانم.‌

دوست‌ ديگري‌ كه‌ در آن‌ سالها در اين‌ زمينه‌ كار منتشر كردند، آقاي‌ علي‌اكبر صادقي‌ متخلص‌ به‌ «رشاد» بودند كه‌ بعدها در چند سال‌ اول‌ انقلاب‌ جزء شاعران‌ انقلاب‌ محسوب‌ مي‌شدند. اما به‌ دليل‌ تحصيلات‌ و مشاغل‌ حوزوي‌ كه‌ داشتند كم‌كم‌ به‌ عرصه‌هاي‌ انديشه‌ و فلسفه‌ و كلام‌ ديني‌ گرايش‌ پيدا كردند و كمتر كار شعر مي‌كنند. اما به‌ هر حال‌ شعر «سپيده‌ مي‌دمد آرام» او در آن‌ سالها اين‌ چراغ‌ را همچنان‌ روشن‌ نگاه‌ مي‌داشت.‌

از ميان‌ شاعراني‌ كه‌ در همان‌ مسابقه‌ مورد نظر كه‌ اشاره‌ شد شركت‌ كرده‌ بودند و در سالهاي‌ قبل‌ و بعد از انقلاب‌ هم‌ تا آنجا كه‌ به‌ خاطر دارم‌ دو مجموعه‌ شعر منتشر كردند كه‌ عمدتا سياسي‌ مذهبي‌ بود، آقاي‌ فضل‌الله‌ صلواتي‌ را بايد نام‌ برد كه‌ ايشان‌ هم‌ در يكي‌ دو دهه‌ اخير كار شعر را كنار گذاشته‌ و آثار تازه‌اي‌ منتشر نكردند. اما ايشان‌ هم‌ شعر «نقطه‌ روشن»شان‌ از نمونه‌هاي‌ شعر مذهبي‌ آن‌ روزگار بود كه‌ در سال‌ ۱۳۴۷ سروده‌ بودند.‌

من‌ در همان‌ سالها با توجه‌ به‌ رواجي‌ كه‌ شعر امروز پيدا كرده‌ بود و علاقه‌منداني‌ بين گروههاي جوان‌ و نوجوان‌ داشت، تصميم‌ گرفتم‌ كه‌ مجموعه‌اي‌ از شعرهاي‌ مذهبي‌ را كه‌ با قالبهاي‌ نوآيين‌تر شعر فارسي‌ سروده‌ شده‌ بود، جمع‌آوري‌ كنم. طبيعي‌ است‌ با پيش‌زمينه‌اي‌ كه‌ ذكر كردم، دنبال‌ چنين‌ كاري‌ رفتن‌ آن‌ هم‌ براي‌ يك‌ نوجوان‌ كار بسيار سختي‌ بود شعر «نوري‌ در ظلمت» از شاعري‌ به‌ نام‌ «محمود قزي» كه‌ در مطبوعات‌ آن‌ روزگار منتشر شده‌ بود، يكي‌ ديگر از نمونه‌هاي‌ اين‌ مجموعه‌ است. ايشان‌ هم‌ جزو افرادي‌ هستند كه‌ در سالهاي‌ بعد، اثر يا آثاري‌ در حوزه‌ شعر مذهبي‌ با غيرمذهبي‌ منتشر نكردند.‌

از بين‌ كساني‌ كه‌ كلاسيك‌سرا بودند و تا سالهاي‌ بعد از انقلاب‌ هم‌ فعاليت‌ مي‌كردند و جزو شاعران‌ مطرح‌ بعد از انقلاب‌ هم‌ بودند مرحوم‌ محمود گلشن‌ كردستاني‌ بود. ايشان‌ اگرچه‌ در قالبهاي‌ نو آيين‌ شعر فارسي‌ آثاري‌ ارائه‌ نكردند ولي‌ با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ چهره‌ شناخته‌شده‌اي‌ بودند، مثنوي‌ «محمد» ايشان‌ با سرآغاز:‌

ناگهان‌ غار حرا پرنور گشت‌
رازگاهي‌ رشك‌ كوه‌ طور گشت‌

را استثناء در كتاب‌ خود آورده‌ام‌ كه‌ جزو معدود شعرهاي‌ كلاسيك‌ اين‌ مجموعه‌ است.‌

چهار پنج‌ شعر در قالبهاي‌ چارپاره‌ يا نيمايي‌ و شبه‌ نيمايي‌ از خود من‌ هم‌ در اين‌ مجموعه‌ هست‌ كه‌ بعضا در همان‌ سالها سروده‌ و منتشر شده‌ بود.‌

خانم‌ افسر معرفت‌ كه‌ خواهر صاحب‌ انتشاراتي‌ معروف‌ معرفت‌ بودند هم‌ مجموعه‌اي‌ در همان‌ سالها منتشر كردند به‌ نام‌ «مولود» براي‌ پيامبر هم‌ داشتند كه‌ در اين‌ مجموعه‌ هم‌ آورده‌ شده‌ است.‌

در اين‌ كتاب‌ «خواستگاه‌ نور» آقاي‌ موسوي‌ گرمارودي‌ هم‌ آورده‌ شده‌ است‌ كه‌ البته‌ بي‌نياز از توضيح‌ من‌ است‌ و احيانا خودشان‌ در همين‌ جلسه‌ درباره‌ آن‌ كه‌ محصول‌ بيست‌ و هفت‌ سالگي‌ ايشان‌ است، توضيح‌ مي‌دهند.‌

آخرين‌ شعر اين‌ مجموعه، شعري‌ است‌ براي‌ حضرت‌ خديجه‌ كه‌ چون‌ اين‌ مجموعه، مجموعه‌ پيامبر و خديجه‌ بود و من‌ شعر ديگري‌ در مورد حضرت‌ خديجه‌ پيدا نكردم، اين‌ شعر را هم‌ كه‌ از سروده‌هاي‌ دوران‌ جواني‌ خود من‌ است‌ در اين‌ مجموعه‌ آوردم.‌

اين‌ اشعار تقريبا تمام‌ پيشينه‌ شعر مذهبي‌ امروز بود كه‌ همه‌ بعد از حركت‌ حضرت‌ امام‌ و بعد از برگزاري‌ آن‌ مسابقه‌ و انتشار كتاب‌ گلبانگ‌ تكبير در مطبوعات‌ و كتابهاي‌ آن‌ روزگار چاپ‌ و منتشر شده‌ است.‌

لازم‌ به‌ ذكر است‌ كه‌ من‌ براي‌ جمع‌آوري‌ اين‌ چند قطعه‌ شعر، كوهي‌ از كتابها و مجلات‌ آن‌ روزگار را در دوران‌ دانش‌آموزي‌ و دانشجويي‌ ورق‌ زده‌ام‌ و آنچه‌ از ميان‌ آن‌ همه‌ كتاب‌ و نشريه‌ استخراج‌ شد، چيزي‌ بيش‌ از اين‌ مقدار نبود و احيانا هم‌ نيست.‌

در سالهاي‌ بعد از انقلاب‌ اسلامي‌ به‌ بركت‌ بازگشت‌ دوباره‌ فرهنگ‌ ديني‌ به‌ ميان‌ چهره‌هاي‌ شاخص‌ روشنفكري‌ امروز، آثار بيشتري‌ در اين‌ حوزه‌ آفريده‌ شده‌ كه‌ خود بحث‌ مجزايي‌ را مي‌طلبد و مي‌تواند يك‌ جلسه‌ را به‌ خودش‌ اختصاص‌ بدهد.‌

شعر نبوي‌ سالهاي‌ بعد از انقلاب‌ بويژه‌ از سالهاي‌ ۶۰ به‌ بعد را كه‌ بسياري‌ از چهره‌هاي‌ شاخص‌ امروز ما (بويژه‌ شاعران‌ جوان‌ كشور) گفته‌اند قابل‌ نمونه‌ آوردن‌ و نمونه‌ خواندن‌ است‌ كه‌ به‌ دليل‌ تنگي‌ وقت‌ از آن‌ مي‌گذرم، اما در اينجا اشاره‌ كنم‌ به‌ دو شاخه‌ ديگر از شعر نبوي‌ در شعر امروز:‌

۱ شعر نبوي‌ در آثار معلمان‌ كشور كه‌ به‌ نظر من‌ به‌ دليل‌ كثرت‌ جاي‌ تامل‌ دارد. اولا بخش‌ قابل‌ توجهي‌ از شاعران‌ امروز و گذشته‌ ما در ميان‌ اين‌ صنف‌ بوده‌اند و تقريبا بسياري‌ از اين‌ افراد آثاري‌ براي‌ پيامبر اسلام‌ آفريده‌اند. من‌ مجموعه‌اي‌ از اين‌ آثار را در سال‌ ۱۳۸۱ در يك‌ جنگ‌ فرهنگي‌ كه‌ به‌ مناسبت‌ بزرگداشت‌ بعثت‌ پيامبر بود، منتشر كردم.‌

۲ تجلي‌ پيامبر در شعر كودكان‌ و نوجوانان، در سالهاي‌ قبل‌ از انقلاب‌ بيش‌ از سه‌ چهره‌ مشخص‌ در حوزه‌ شعر كودكان‌ و نوجوانان‌ كشور نداشتيم‌ و آثاري‌ كه‌ در اين‌ زمينه‌ آفريده‌ و چاپ‌ شده‌ بسيار بسيار محدود و اندك‌ است. آن‌ سه‌ چهره‌ شاخص‌ هم‌ عمدتا از سالهاي‌ نخست‌ دهه‌ ۴۰ به‌ بعد با انتشار مجلات‌ كودكان‌ و نوجوانان‌ بويژه‌ مجله‌ كيهان‌ بچه‌ها و مجلات‌ رشد كه‌ آن‌ وقتها با نام‌ «پيك« منتشر مي‌شد، معرفي‌ شدند و عبارت‌ بودند از؛ مرحوم‌ عباس‌ يميني‌ شريف، خانم‌ دولت‌آبادي‌ و آقاي‌ محمود كيانوش. تا آنجا كه‌ از مطبوعات‌ گذشته‌ و آثار منتشر شده‌ آن‌ سالها مي‌توان‌ به‌ دست‌ آورد، شاخص‌ترين‌ افرادي‌ كه‌ در اين‌ حوزه‌ كار مي‌كردند و شناخته‌ شده‌ بودند همين‌ ۳ نفر بودند.‌

البته‌ آثار آقاي‌ يميني‌ شريف‌ بيشتر به‌ نظم‌ نزديك‌ بود و قوت‌ شعري‌ و قدرت‌ شاعرانگي‌ چنداني‌ در آنها وجود نداشت‌ و به‌ همين‌ دليل‌ ماندگاري‌ چنداني‌ هم‌ پيدا نكرد و جز معدود شعرهايش‌ كه‌ در كتابهاي‌ درسي‌ منتشر شده، بقيه‌ آثارش‌ با آن‌ كه‌ منتشر هم‌ شدند، چه‌ در مطبوعات‌ و چه‌ در قالب‌ كتاب، ماندگاري‌ پيدا نكردند.‌

آثار خانم‌ دولت‌آبادي‌ هم‌ اگرچه‌ در مجلات‌ قبل‌ از انقلاب‌ و بعد از انقلاب‌ هم‌ به‌ صورت‌ كتاب‌ منتشر شد، اما به‌ دليل‌ زبان‌ نسبتا سخت‌ ايشان‌ و پاره‌اي‌ ضعفهاي‌ فني‌ مثل‌ وزن‌ و بعضا قافيه‌ و غيره‌ در بين‌ طبقات‌ شعرخوان‌ كودك‌ و نوجوان، چنان‌ كه‌ بايد و شايد راه‌ پيدا نكرد.‌

تنها چهره‌اي‌ كه‌ مي‌شود به‌ عنوان‌ پدر يا بنيانگذار شعر كودك‌ و نوجوان‌ امروز از وي‌ نام‌ برد، آقاي‌ محمود كيانوش‌ است. وي‌ نيز در گروه‌ معلمان‌ كشور بود اما به‌ دليل‌ مشكلات‌ مالي‌ زندگي‌ در همان‌ سالها از معلمي‌ كناره‌ گرفت‌ و به‌ مشاغل‌ ديگري‌ پرداخت‌ و همزمان‌ در مجلات‌ دانش‌آموزي‌ پيك‌ شعرهايش‌ را منتشر كرد. 

مقالات، نوشته‌ها، ترجمه‌ها و داستان‌هاي‌ او هم‌ عمدتا در همين‌ مجلات‌ منتشر شده‌ است. جالب‌ است‌ بدانيد كه‌ ايشان‌ علاوه‌ بر حوزه‌ شعر كودك‌ و نوجوان‌ در حوزه‌ شعر بزرگسالان‌ هم‌ فعاليت‌ مي‌كرد و كتابهاي‌ مختلفي‌ هم‌ براي‌ شعر بزرگسال‌ منتشر كرد كه‌ در يكي‌ از اين‌ كتابها هم‌ اتفاقا شعري‌ دارد كه‌ آن‌ را در مجموعه‌ خودم‌ آورده‌ام. 

اين‌ شعر به‌ نظر مي‌رسد كه‌ به‌ نوعي‌ ترجمان‌ سفر پيامبر بزرگوار اسلام‌ به‌ طائف‌ و مسائلي‌ از اين‌ دست‌ باشد. اگرچه‌ به‌ دليل‌ جو روشنفكري‌ ضدديني‌ و لائيك‌ آن‌ روزگار، خيلي‌ مستقيم‌ به‌ پيامبر و اماكني‌ كه‌ آن‌ حضرت‌ در آنجا بوده‌ نكرده‌اند اما شعر كه‌ در قالب‌ چارپاره‌ سروده‌ شده‌ و شعر بلندي‌ است‌ به‌ وضوح‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ ايشان‌ اين‌ شعر را براي‌ پيامبر بزرگوار اسلام‌ سروده‌اند و من‌ هم‌ در اين‌ مجموعه‌ آن‌ را آورده‌ام.‌

شاخه‌اي‌ از شعر كه‌ در سالهاي‌ بعد از انقلاب‌ رشد بيشتري‌ پيدا كرد، همين‌ شاخه‌ كودك‌ و نوجوان‌ است. امروز با افتخار مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ شعر كودك‌ و نوجوان‌ ما در ايران‌ يكي‌ از شاخه‌هاي‌ بسيار جدي‌ شعر است. 

امروز ما بيش‌ از ۳۵ تا ۴۰ نفر شاعر شناخته‌ شده‌ مخصوص‌ كودكان‌ و نوجوانان‌ داريم‌ كه‌ تعداد آثار منتشر شده‌ بعضي‌ از آنها به‌ صورت‌ كتاب‌ براي‌ بچه‌ها، آن‌ هم‌ فقط‌ در زمينه‌ شعر، از ۵۰ يا ۶۰ كتاب‌ فراتر مي‌رود. اين‌ شاعران‌ هم‌ در اين‌ سالها ضمن‌ پرداختن‌ به‌ مضامين‌ مختلف‌ اعتقادي‌ و مذهبي‌ يكي‌ از بخشهايي‌ كه‌ به‌ صورت‌ قابل‌ توجهي‌ به‌ آن‌ پرداخته‌اند، شعر نبوي‌ است.‌

بنده‌ در مطالعه‌ كوتاهي‌ كه‌ در اين‌ نمونه‌ها داشتم، مشخصا بيش‌ از ۴۰ شعر را توانستم‌ از اين‌ دوستان‌ در مجموعه‌هاي‌ مختلف‌ پيدا كنم‌ كه‌ براي‌ پيامبر بزرگوار سروده‌ شده‌ است. چه‌ براي‌ ميلاد ايشان، چه‌ براي‌ بعثت‌ و چه‌ رحلت‌ يا براي‌ بعضي‌ از حوادث‌ ديگر.‌

دو تن‌ از شاعران‌ كودك‌ و نوجوان، آقاي‌ داوود لطف‌الله‌ و خانم‌ مهري‌ ماهوتي‌ هم‌ دو مجموعه‌ مستقل‌ (شعر بلند) به‌ صورت‌ چارپاره‌ در حوزه‌ شعر نبوي‌ كار كرده‌ بودند كه‌ شعر اول‌ به‌ صورت‌ كتاب‌ توسط‌ كانون‌ پرورش‌ فكري‌ كودكان‌ و نوجوانان‌ منتشر شده‌ و شعر دوم‌ را من‌ در يكي‌ از مجلات‌ منتشر كرده‌ام‌ و شنيده‌ام‌ كه‌ اين‌ شعر نيز بزودي‌ به‌ صورت‌ كتاب‌ هم‌ عرضه‌ خواهد شد.‌

اخيرا دوست‌ شاعر ديگري‌ كه‌ طلبه‌ فاضل‌ و جواني‌ هستند به‌ نام‌ آقاي‌ محمد مهاجراني، يك‌ مجموعه‌ شعر نبوي‌ براي‌ كودكان‌ سروده‌اند كه‌ در آنها بخشهاي‌ مختلفي‌ از زندگي، اخلاق‌ و رفتار پيامبر را به‌ زبان‌ شعر به‌ كودكان‌ منتقل‌ كرده‌اند. 

اين‌ كه‌ كتاب‌ كه‌ وزن‌ و آهنگ‌ و ريتم‌ كودكانه‌ دارد، از عناصر شاعرانه‌ هم‌ بي‌بهره‌ نيست‌ و كاري‌ است‌ كه‌ به‌ نظر من‌ قابل‌ تامل‌ و توجه‌ است‌ و مي‌تواند خلاء شعر نبوي‌ براي‌ كودكان‌ را تا حدودي‌ پر كند، اگر بخواهيم‌ طبقه‌ شعرخوان‌ در جامعه‌ داشته‌ باشيم‌ بايد براي‌ بچه‌ها فكر كنيم‌ و بچه‌ها را از كودكي‌ به‌ خواندن‌ شعر علاقه‌مند كنيم‌ و لذت‌ شعرخواني‌ را به‌ آنها بچشانيم.‌

ويژگي‌هاي‌ مجموعه‌ آثاري‌ كه‌ در سالهاي‌ سياه‌ ستمشاهي‌ براي‌ پيامبر (ص) سروده‌ شده‌اند و به‌ اسامي‌ شاعران‌ آنها اشاره‌ شد عبارتند از:‌

۱- اين‌ اشعار عمدتا از عنصر ايجاز بهره‌ زيادي‌ نبرده‌اند و غالبا بلند و دراز دامن‌ سروده‌ شده‌اند.‌

۲- بسياري‌ از آنها به‌ دليل‌ آغاز كار شعر مذهبي‌ امروز، از زبان‌ محكم‌ و ساختار نيرومندي‌ برخوردار نيستند.‌

۳- غالبا از سبك‌ و لحن‌ روايي‌ استفاده‌ كرده‌اند.‌

۴- اين‌ اشعار بيشتر نوعي‌ ترجمه‌ تاريخ‌ حيات‌ پيامبر به‌ صورت‌ منظوم‌ شبيه‌اند.‌

۵- كناياتي‌ كه‌ در اين‌ شعرها هست‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ يكي‌ از كاركردهاي‌ محتوايي‌ اين‌ شعرها سياسي‌ - مذهبي‌ است‌ و به‌ نوعي‌ زبان‌ حال‌ كساني‌ است‌ كه‌ در گروه‌ مبارزان‌ مسلمان‌ قرار مي‌گيرند.‌

۶- با اندك‌ استثنايي‌ اين‌ شعرها در قالبهاي‌ نيمايي‌ و شبه‌نيمايي‌ سروده‌ شده‌اند و در كمتر مواردي‌ كه‌ از قالبهاي‌ نوآيين‌تر شعر بعد از نيما بهره‌ برده‌اند.‌

۷- رويكردي‌ كه‌ شعر نبوي‌ در سالهاي‌ بعد از انقلاب‌ داشته‌ به‌ طبع‌ كليت‌ رويكرد شعر انقلاب، به‌ سمت‌ قالبهاي‌ كلاسيك‌ بوده‌ و شاعران‌ بعد از انقلاب‌ هم‌ عمده‌ سروده‌هايشان‌ در مورد پيامبر را هم‌ در قالبهاي‌ غزل، غزل‌ - مثنوي‌ و بندرت‌ چارپاره‌ و تعداد بسيار كمتري‌ شعر امروز عرضه‌ كرده‌اند. اين‌ مساله‌ در مجموعه‌ رويكرد شعر بعد از انقلاب‌ هم‌ قابل‌ مشاهده‌ است‌ كه‌ به‌ جاي‌ نو كردن‌ قالب‌ عمدتا در فكر نو كردن‌ زبان‌ و به‌ روز كردن‌ تعابير و مفاهيم‌ شاعرانه‌ بوده‌اند.‌ 

جواد محقق