امشب از ميمنت مقدم پيغمبر گل
باده جذبه به جوش آمده در ساغر گل
تا همه فصل شود فصل طربخيز بهار
گل خورشيد برآورده سر از خاور گل
ليلهالقدر دل است امشب و تا مطلع فجر
سوره نور بخوان در ورق دفتر گل
سر زد از آينه نرگس دم صبح
آخرين حجت عشق و شرف منبر گل
پلك آغشته به خون فلق از خواب شكفت
تا چو خورشيد قدم زد به جهان رهبر گل
تا كه هر ذره هستي شود از شوق مشام
آمد آن جوهره جوهره جوهر گل
شادي عسگري و نرگس عصمت امشب
تا به عيوق رود غلغله عسكر گل
اي شده ساكن ظلمتكده شب! بنگر
آيه روشن عشق احد از منظر گل