مراتب ولایتپذیری در روایات شیعه
۳ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۱۷
مرجع : روزنامه کیهان
ولایت در مکتب اسلام و جهان بینی توحیدی از چنان جایگاه والایی برخوردار است که، بزرگان و علمای اسلام از آن به عنوان رکن و اساس توحید و دژ مستحکم الهی یاد کرده اند.
ولایت پذیری در مکتب اسلام ناب محمدی (ص) همچون دیگر امور عبادی دارای مراتب و حد و نصاب تخصیصی است.
ولایت در مکتب اسلام و جهان بینی توحیدی از چنان جایگاه والایی برخوردار است که، بزرگان و علمای اسلام از آن به عنوان رکن و اساس توحید و دژ مستحکم الهی یاد کرده اند(۱).
مفسر کبیر قرآن و بزرگ اسلامشناس دوران حضرت علامه طباطبایی (ره) صاحب تفسیر المیزان، در کتاب شیعه در اسلام فرمودهاند: «توحید بدون اعتراف به امام و ولی درست نیست.(۲)» و دلیل این ادعا را این گونه بیان فرمودهاند: «چون توحید اعتراف به ذات موصوف به صفات حمیده مانند عالم و قادر است و از جمله صفات حمیده که جزو توحید است، این است که خداوند دارای اولیاء است.(۳)»
روایت شده زمانی که حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام، به اجبار مامون ملعون، از مدینه به استقبال شهادت میرفت و عازم مرو بود؛ در شهر نیشابور که عده زیادی به استقبال آن حضرت آمده بودند، به خواست مردم توقف کوتاهی نمود، و برای هدایت مردم به سمت توحید و احراز غاصبانه بودن حکومت عباسیان و اینکه حکومت و خلافت، فقط حق دوازده امام بر حق شیعه است، حدیث مشهوری بنام سلسله الذهب بیان فرمودند.
این حدیث از جمله احادیث قدسی است که به قول دانشمندان علوم اسلامی و متخصصین علم حدیث، راویان آن طلایی است و حدیثی محکمتر از این حدیث در عالم حدیث وجود ندارد.
امام رضا (ع) از پدر بزرگوارش امام موسی کاظم (ع) و ایشان از پدرش امام صادق (ع) و ایشان از پدرش امام باقر (ع) و ایشان از پدرش امام سجاد (ع) و ایشان از امام حسین (ع) و ایشان از برادرش امام حسن (ع) و ایشان از پدرش امام علی (ع) و ایشان از پیامبر اسلام (ص) و ایشان از جبرئیل و جبرئیل از خداوند عزوجل نقل فرمودهاند: که خداوند متعال فرمودهاند:
«کلمه لااله الاالله حصنی فمن قالها دخل حصنی و من دخل حصنی امن من عذابی.(۴)»
یعنی (کلمه طیبه «لااله الاالله») قلعه مستحکم و دژ استوار من است، هر کس آن را بگوید، در این قلعه و دژ استوار داخل میشود، و اگر در آن وارد شد از عذاب روز رستاخیز در امان خواهد بود.
در ادامه این روایت آمده است، وقتی که امام رضا (ع) میخواستند به حرکت خود ادامه دهند در حالیکه سوار بر مرکب بودند، فرمودند: «به شرطها و شروطها و انا من شروطها» یعنی درست است که شعار توحید و کلمه طیبه لااله الاالله حصن یا قلعه مستحکم خدا است. و هر کس آنرا به زبان بیاورد و داخل این قلعه شود از عذاب خدا در امان خواهد بود، اما تحقق این امر یک شرط دارد، و آن شرط خود امام رضا (ع) است. یعنی شرط پذیرش ادعای توحید از هر انسانی، پیروی از امام حق و پرهیز و رویگردانی از امام باطل و طاغوت و طاغوتیان است. یعنی قبولی توحید مشروط بر ولایت پذیری و اطاعت از یک امام و ولی منصوب شده از طرف خدا آن هم ولی زنده و حی و حاضر است.
در عیون الاخبار الرضا شیخ صدوق مشابه این روایت این گونه آمده است: «... ولایه علی بن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی۵» علما و دانشمندان علوم دینی حدیث سلسله الذهب را مختص ولایت دوازده امام بر حق شیعه میدانند. و توحید هر کس را که از زیر ولایت دوازده امام بر حق شیعه شانه خالی کرده و امامت و ولایت دوازده امام بر حق شیعه را، به هر دلیلی انکار نموده یا قبول نکردهاند، و به جای اطاعت از امام معصوم و والی منصوب از طرف خدا، به اطاعت از امام و حاکم جور و غاصب روی آوردهاند؛ توحید چنین افرادی بنا به تعاریفی که از توحید در ربوبیت تشریعی ارائه شد؛ ناقص بوده و چنین افرادی مرتکب شرک در طاعت و شرک در ربوبیت تشریعی خداوند شدهاند. (۶)
ممکن است سوال شود که این اصل درباره امام معصوم ثابت است و چه ارتباطی با عصر ما (عصر غیبت) و زمانی که ما به امام معصوم و منصوب از طرف خدا دسترسی نداریم دارد؟
اکثریت قریب به اتفاق دانشمندان علوم دینی برای پاسخ به چنین سوالی، به حدیث مقبوله عمربن حنظله که از امام صادق (ع) روایت شده استناد میکنند.
حدیث مقبوله عمربن حنظله، حدیثی طولانی است ولی آن قسمت که مورد استناد و نیاز مبحث ماست، که در اصل مغز و پیام ویژه حدیث است از این قرار است که: عمربن حنظله میگوید: از امام صادق علیه السلام سوال کردم، وقتی ما به شما در امور حکومتی دسترسی نداریم چه کار کنیم؟ اگر اختلافی در مورد ارثی یا مساله دیگری، پیش آمد به طوری که به قضاوت قاضی نیاز شد و به شما دسترسی نداشتیم چه کار کنیم؟
امام صادق در جواب فرمودند: به فقهای جامع الشرائط مراجعه کنید و بعد از بیان صفات و ویژگیهای فقهای جامع الشرایط فرمودند: «... فانی قد جعلته علیکم حاکما فاذا حکم بحکم و لم یقبله منه فانما بحکم الله استخف و علینا رد و الراد علینا کافر راد علی الله و هو علی حد من الشرک بالله.(۷)»
این سخن حضرت به چه معناست؟ اینکه میفرمایند: رد کردن حکم فقیه جامع الشرایط، حکم شرک را دارد یعنی چه؟ کسی که حکم فقیه جامع الشرائط را رد میکند، نمیگوید: دو خدا وجود دارد؛ بلکه میگوید: حکم این فقیه را قبول ندارم. این فقیه هم نه خدا، نه پیغمبر و نه امام معصوم است؛ بلکه یک فقیه است؛ چرا باید انکار حکم او باعث شرک شود؟
اگر بیان قبل در ذهن شما باشد و مقدار بیشتری آن را تحلیل کنید، معلوم میشود که این مطلب هم از آن به دست میآید؛ چراکه وقتی اطاعت امام معصوم واجب است، و او فرمود: من فلانی را وکیل یا حاکم یا نائب خودم قراردادم و باید از او اطاعت کنید، اطاعت او چه حکمی دارد؟ وقتی امیرالمومنین علیه السلام شخصی مثل مالک اشتر را تعیین میکنند و میگویند: او را عامل قرار دادم و اطاعت او بر شما لازم است، چه کار باید کرد؟ در این صورت اطاعت مالک اشتر واجب میشود چرا؟ چون اطاعت امام معصوم است، چرا اطاعت امام معصوم واجب است؟ چون اطاعت خداست؛ این حکم، مصداق ربوبیت تشریعی الهی است. خدا فرموده است: امام معصوم باید حاکم باشد، و وقتی امام فرمود: «در مرتبه نازلتر حاکم شما ولی فقیه است»، اطاعت از او، از مصادیق اطاعت از ربوبیت تشریعی الهی میشود. در این صورت این سخن که انکار حکم او در حد شرک به خداست (هو علی حد من الشرک بالله) معنا پیدا میکند.
تا اینجا به اجمال با اهمیت ویژه و جایگاه والای ولایت و ارتباط آن با توحید آشنا شدیم.
آیا هر کس بتواند چنین تعریفی از ولایت و جایگاه آن در مکتب اسلام و نظام اسلامی ایران ارائه دهد میتوان او را ولایت پذیر یا ولایت مدار تلقی نمود؟
قطعاً پاسخ منفی است. چراکه ولایتشناسی تا ولایت مداری و ولایت مداری تا ولایت پذیری فاصلههای زیادی باهم دارند. ممکن است برترین و برجستهترین افراد در امر ولایت پذیری؛ نتوانند تعریفی درخور ولایت و یا تعریفی که علما و تحصیل کردگان حوزه و دانشگاه، از ولایت ارائه میدهند، از خود ارائه دهند که نمونههای آن را بارها و بسیار در طول تاریخ انقلاب اسلامی و قبل از آن در تاریخ اسلام دیدهایم.
کارگران، کشاورزان، صنعتگران و دانش آموزان نوجوانی که در هشت سال دوران دفاع مقدس، به اسوههای ولایت پذیری در تاریخ اسلام معرفی شدهاند، ممکن است به علت کم سوادی و عدم تحصیلات عالی و تکمیلی، نتوانند آن گونه که شیوه اساتید حوزه و دانشگاه است، تعریف کلاسیکی از ولایت و ولایت پذیری ارائه دهند. اما در عمل، هیچ استاد حوزه و دانشگاهی در ولایت پذیری به پای آنها نرسیده و نخواهد رسید.
کسی که میتواند به طور کلاسیک و مطابق اصول فلسفه و کلام، به شیوه متکلمین و فلاسفه، ولایت را تعریف و تشریح و تفسیر نماید، به او ولایتشناس میگویند که از اینگونه ولایت شناسها در سازمانهای جاسوسی موساد و سیا زیاد وجود دارد.
ولایتشناسی یا معرفت نسبت به ولایت از بدیهیات و مقدمات امر ولایت پذیری است. لیکن ولایتشناسی یا معرفت نسبت به ولایت، که موردنظر ما است و آن را، جزو مراتب و حد و نصاب و درجات ولایت پذیری میدانیم در یک تعریف خشک و بیروح، یا در یک شناخت بدون عمل خلاصه نمیشود.
معرفت و شناخت موردنظر ما نسبت به ولایت، معرفت وشناختی است که، ما را به حق ولایت برساند، و عارف به حق ولایت نماید.
حق ولایت این است که، ما معرفت و شناخت پیدا کنیم که، ولایت در سرنوشت ما و در دینداری ما و در دنیا و آخرت ما، چه نقشی دارد. و ما در مقابل مقام عظمی ولایت، چه تکالیف و شرح وظایفی داریم.
بدیهی است، هر وقت ما با جایگاه ولایت در دین و زندگی خود آشنا شدیم و تکالیف خود را در مقابل ولایت شناختیم و آزادانه و آگاهانه و به قصد تقرب و تکمیل توحید خود، بلاقید و شرط، حتی زمانی که امر ولایت برخلاف میل و نظر ما است نسبت به انجام آن قیام نمودیم؛ تازه میتوانیم ادعا کنیم که ولایتشناس هستیم که در این صورت نیز، تا ولایت پذیری راه زیادی خواهیم داشت.
از محضر علامه طباطبایی رحمته الله علیه، درخصوص لزوم معرفت امام زمان (عج) سوال شد که مقصود از معرفت امام زمان که در روایت «من مات ولم یعرف امام زمانه، مات میته جاهلیه» ۸ یعنی: هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد مانند مردم زمان جاهلیت مرده است. چیست؟ که ایشان در جواب فرمودند: «یعنی امام علیه السلام را مفترض الطاعه بداند چنان که در روایت دیگر به این معنی تفسیر شده است. وگرنه اسم و شخص امام علیه السلام را که کافر و مومن میدانند و شناختن امام زمان (عج) به عنوان مفترض الطاعه تحقق نمییابد مگر اینکه امام سابق و نصب او را نص از امام سابق بشناسد و اگر به یکی از ائمه علیهم السلام معرفت نداشته باشد معرفت او کامل نخواهد بود.» (۹)
۱-پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مصباح یزدی، مقاله ولایت رکن توحید است.
۲- شیعه در اسلام علامه طباطبایی صفحه ۷۲۲
۳- در محضر علامه طباطبایی صفحه ۹۷ و ۸۹
۴- بحارالانوار علامه مجلسی جلد ۴۹ ص ۳۲۱
۵- عیون الاخبار الرضا جلد ۲ ص ۶۳۱
۶- برای اطلاعات بیشتر به معارف در قرآن و خداشناسی در قرآن و آموزش فلسفه و مقاله ولایت رکن توحید است مراجعه شود.
۷- اصول کافی جلد یک ص ۴۵
۸- اصول کافی جلد یک صفحه۱۷۳
۹- ۷۲۷ پرسش و پاسخ در محضر علامه طباطبایی