داخلی     نمايه     هنر و رسانه
...و آن كه ديرتر آمد
  كتاب آن كه ديرتر آمد، درباره سرگذشت پسركي است محمود نام. از متن چنين بر مي آيد كه كاتبي ميزرا حسين نام، براي اداي نذري، بايد چهارده حكايت، در خور شأن امامان بنويسيد.
Share/Save/Bookmark
دوشنبه ۲۵ مهر ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۱۹
کد مطلب : 985
...و آن كه ديرتر آمد
سيزده حكايت نوشته شده، اما چهاردهمين حكايت هنوز نوشته نشده. روزي كاتب به مجلسي دعوت مي شود و در آن جلسه حكايت مردي به نام محمود فارسي را مي شنود و حكايت محمود فارسي مي شود چهاردهمين حكايت. حكايت چهاردهم به معجزه معصوم چهاردهم (امام زمان) مي پردازد كه چگونه دو پسرك را كه پي كارواني از ده بيرون آمده اند و در بيابان گير افتاده اند، از چنگال مرگ مي رهاند. اين ماجرا درباره دوره بزرگ سالي محمود فارسي است. محمود شغلش كرايه دادن شتر و اسب است. او در مسير ويژه اي قرار مي گيرد و تغيير مي كند و به جمع شيعيان مي پيوندد. حكايت يا قصه محمود فارسي، داراي تعليق خوبي است و از همان جمله هاي اول خواننده را وادار مي كتد تا به آخر قصه، پا به پاي نويسنده حركت كند و هر جمله را به اميد جمله بعد بخواند تا در آخر به ماجراي خواب محمود برسد و همه معماها و حوادث به نوعي به پايان برسد و حل شود.
در اين قصه، نگارنده به فلسفه انتظار توجه كرده است. محمود به انتظار چيزي است و اين شايد همان تغيير باشد. تغييري كه محمود را به كمال مي رساند. آيا محمود هم در زندگي اش منتظر اين كمال بود؟ شايد بشود گفت، بله. از همان آغاز كه در بيابان با امام زمان(عج) ديدار مي كند، در درون محمود تغييري رخ مي دهد، ولي اين تغيير به نوعي با واكنش شديد خانواده كه شيعه نيستند، سرخورده مي شود و در انتهاي قصه با آن خواب تغيير اتفاق مي افتد. اين همان كمالي است كه در گذشته به نوعي دانه آن در دل محمود كاشته شده بود. اين تغيير و انسجام قصه و تعليق، قصه را دلنشين كرده، اما زبان قصه، آيا همان زبان ساده خاص قصه گويي است؟ به گمان من نه.
زبان به نوعي در دو طيف حكايت و قصه امروزي مردد است. كلماتي سخت كه از دايره قصه گويي فراتر مي روند. مثل در خور شأن، پر طنين، مخدوش و ... .
نحوه روايت نه به حكايت نزديك مي شود و نه به قصه امروزي. گفت وگوها هم چنان كه بايد و شايد در متن جا نيفتاده اند. گفت وگو بايد نزديك به گفت وگوي ساده معمولي باشد، ولي گفت وگوها در اين كتاب، چنين خصوصيتي ندارند. شايد اگر نويسنده به نوعي از اين دو مانع مي گذشت، قصه جذاب تر مي شد و طيف خواننده اش بيشتر. 

و آن که دیرتر آمد را الهه بهشتی نوشته است و توسط انتشارات مسجد مقدس جمکران منتشر شده است.
مرجع : آينده روشن