داخلی     گفتگو     فضای مجازی
نشست بررسی بحث موعودگرايي در فضای مجازی
چه کسانی داعیه دار ترویج مسایل مهدویت در اینترنت هستند؟
  موعودگرايي در فضای مجازی، از کی مطرح شده است؟ چه کسانی داعیه دار ترویج مسایل مهدویت در اینترنت هستند و مخاطبان این آموزه در فضای مجازی چه کسانی هستند؟ علاقه مندان به بحث مهدویت در فضای مجازی از چه ابزارهایی استفاده می کنند؟ این سوالات را در نشستی دوستانه با سه تن از شهروندان فضای مجازی در میان گذاشتیم تا گام نخست را در بررسی وضعیت مهدویت در فضای مجازی برداشته باشیم.
عکاس : عباس منجمی گیلانی
Share/Save/Bookmark
شنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۰۰
کد مطلب : 34289
قم، نشست بررسی بحث موعودگرايي در فضای مجازی.
قم، نشست بررسی بحث موعودگرايي در فضای مجازی.

بررسی بحث موعودگرايي در فضای مجازی، مساله جدیدی نیست. از مدیران سرویس های وبلاگی گرفته تا فعالان این عرصه و حتی خود وبلاگ نویسان، بارها به این موضوع پرداخته اند که مهدویت در فضای مجازی چه آفت هایی دارد، چه فرصت هایی در آن نهفته است و کدام یک از این فرصت ها به کار گرفته شده اند یا تهدیدها، کدام خطرناک ترند.

نشریه الکترونیکی «ساعت صفر» از آنجا که خود در فضای مجازی منتشر می شود، در این ارتباط میزگردی تشکیل داد که گزارش آن را به نقل از این مجله در ذیل می خوانید.

نخستین نشست از سلسله نشست های بررسی موعودگرايي در فضای مجازی، به سراغ محمدرضا فخری، مدیر سرویس پارسی بلاگ، و مدیرعامل دفتر توسعه وبلاگ دینی؛ احمد نجمی، معاون دفتر توسعه وبلاگ دینی و سیدعلی پورطباطبایی سردبیر خبرگزاری آینده روشن، رفتیم تا از نگاه این کارشناسان که حداقل چندین سال به فعالیت در زمینه موعودگرايي در فضای مجازی پرداخته اند، فرصت ها و تهدیدهای فضای مجازی در بحث مهدویت را بررسی کنیم.

این نکته نیز از خاطر نرود که زحمت اجرای این نشست، به عهده محمدصادق دهقان، بلاگر و کارشناس رسانه بوده است.


ساعت صفر: بحث ما درباره نقش و جایگاه موعودگرایی در عرصه‌های مجازی، همچنین ویژگی‌های این مبحث و آسیب‌هایی که با آن روبروست، است. بحث را با آقای پورطباطبایی شروع می‌کنیم با این پرسش که اصولا موعودگرایی را در عرصه‌های مجازی در کدام فضاها از بخش‌های گوناگون و لایه‌هایی که در این فضا وجود دارد، شما حضورش را بیشتر و پررنگ‌تر می‌بینید. و اگر بشود یک پیشینه کوتاهی هم از حضور چند و چون این بحث در فضای مجازی بگویید، ممنون می‌شویم.

پورطباطبایی: خوشحالم که بعد از مدت‌ها نشستی داریم که در رابطه با بحث موعودگرایی و مهدویت در فضای مجازی برگزار می‌شود. چون به این قضیه از یک طرف خیلی پرداخته شده؛ یعنی همیشه وبلاگ‌های مهدوی و وبلاگ‌نویسان مهدوی‌نویس در فضای مجازی بوده‌اند، ولی هیچ وقت کسی بررسی نکرده است. اگر هم بررسی شده جزو بررسی آماری بوده است.

اما در رابطه با تاریخچه، شخصا حضور ذهن ندارم. چون جایی ندیده‌ام که این قضیه را ثبت کرده باشد که کدام وبلاگ اولین وبلاگ درباره مهدویت باشد. ولی تا آنجا که به یادم دارم از فعالیت‌های خودم، اولین چیزهایی که از موعودگرایی و مهدویت در فضای مجازی مشاهده کردم، در اتاق‌های چت یاهومسنجر بود. دوستانی بودند که شب‌های چهارشنبه اتاق‌های چتی به نام مهدویت، امام زمان(عج) یا گل نرگس راه می‌انداختند. و دعا می‌خواندند و بحث می‌کردند که بیشتر همان ادعیه و بحث‌های مذهبی بود تا بعد از آن به وبلاگ‌ها کشیده شد و تا الان که به عرصه‌های دیگر فضای مجازی کشیده شده است. خوب البته یک شاخه از فضای مجازی، تارنما‌هایی بودند که سازمان‌های مختلف ایجاد کرده بودند. قبل از اینکه اتاق‌های چت یاهو خیلی جدی باشد، یادم هست که جمکران تارنمایی (سایتی) داشت که در این زمینه کار می‌کرد. این مطالب خیلی غیر متمرکز به ذهنم می‌آیند.

یادم می‌آید ابوی مدتی در واحد فعالیت‌های فرهنگی مسجد جمکران ـ دوره مسوولیت آقای لاجوردی ـ فعالیت می کردند. در آن موقع مسجد جمکران تقریبا یکی از تنها نقاطی بود که به بحث مهدویت می‌پرداخت و یک بخش فعالیت‌های رایانه‌ای هم داشت. تنها کاری که اوایل انجام می‌شد تارنمای مسجد جمکران بود. به احتمال قوی خارج از کشور زودتر به بحث مهدویت در فضای مجازی پرداخته اند. دوستان عرب زبان و انگلیسی زبان احتمالا زودتر به فعالیت در این زمینه پرداخته اند.

نجمی: چند موضوع هست در مورد این سوالی که مطرح شد. اولا ببینیم موعودگرایی در چه زمینه‌ها و شاخه‌هایی وجود دارد در فضای مطالعات مکتوب و به تبع آن در فضای مجازی. موعودگرایی و انتظار یک بحث مفصلی دارد که با آن مواجه هستیم. بحث آخرالزمان، صهیونیسم و مسیحیت هست که به هر کدام اگر پرداخته شود، موضوع مستقلی هستند. تارنمای موعود که وابسته به مجله موعود است، شاید از نخستین تارنما‌هایی است که در خصوص مهدویت فعال بوده است و رشته فعالیت آنها همین مسحییت صهیونیست بود.

اینها زمینه‌های مختلفی بودند و نمی‌شود که همه را یکجا کنار هم بچینیم و بگوییم کجا چه کاری انجام می‌دادند. فقط اشاره کنم که آنچه ما الان اطلاع داریم از زبان فارسی هست. فکر نمی‌کنم اطلاعات جامعی از بحث مهدویت یا موعودگرایی از زبان‌های دیگری مثل عربی، انگلیسی یا زبان‌های مختلف دنیا داشته باشیم. الان که ما داریم بحث موعودگرایی را در فضای مجازی انجام می‌دهیم طبیعتا به زبان فارسی را بررسی می‌کنیم.

طبیعتاً موعودگرایی در فضای اینترنت ابداع نظریه و ایده نبوده است؛ یعنی کارشناسان مختلف در فضای خارج از اینترنت و فضای مجازی ارایه بحث کرده‌اند. یعنی ابداع موضوع و تحلیل کرده‌اند و در فضای اینترنت این بحث‌ها آمده، مطرح شده و ادامه پیدا کرده است. این هم یک نکته دیگر که با آن مواجه‌ایم. آقای پورطباطبایی گفتند که چت‌روم‌ها و تالارهای گفتگو یک فضایی هست و به تناسب خودشان باید بحث شوند. فضای وبلاگ‌ها یک فضای مستقل هستند و فضای تارنما‌ها هم باز ویژگی‌های مستقل خودشان را دارند. اینها را طبیتعا باید تفکیک کنیم و نمی‌توان اینها را با هم مقایسه کرد. مثلا در صدا و سیما بحث موعودگرایی بیشتر با حال و هوای انتظار مطرح است؛ خصوصا برنامه‌هایی که روز جمعه پخش می‌شوند که بیشتر سبقه انتظار را بحث می‌کنند، ولی در حوزه اینترنت سبقه انتظار در رده دوم و سوم قرار می‌گیرد.

اینها همه مسایلی هستند که در این جلسه می شود به آنها پرداخت. آسیب‌شناسی این موضوعات هم در مرحله بعد قرار می‌گیرند.

با توجه به این که کل رسانه‌ها، چه رسانه‌هایی که در فضای غیرمجازی فعالیت دارند و رسانه‌هایی که در این فضا فعالیت دارند، حالتی از مهارناپذیری دارند. به این صورت که با گستردگی مخاطب و بخصوص در عرصه فضای مجازی این ویژگی بیشتر نمود پیدا می‌کند. گستردگی مخاطب داریم در عین حال مدیریت شدن هم موضوعی است که شاید برای اینها بویژه وبلاگ یا مسایلی که الان مطرح شد مانند شبکه‌های اجتماعی در تک‌تک این بخش‌های زیرمجموعه، مدیریت مسنجمی نخواهیم داشت. بلکه یک امر خودجوش هست و بصورت فورانی هست و پس از مدتی در بخش‌های گوناگون گسترش پیدا می‌کند و شاید برخی به نتیجه برسند و برخی هم متوقف می‌شوند یا حتی تبدیل به راهکارهای گوناگون دیگری تبدیل می‌شوند. از دورن یکی از این عرصه‌هایی که گفتیم (وبلاگ یا تارنما و یا ...) به چیز دیگری تبدیل می‌شوند؛ یعنی زایش دارند. شبکه‌های اجتماعی با اینکه کهن‌تر هستند و قبل‌تر پدید آمده‌اند، ولی الان گسترش و شکوفایی‌شان نسبت به آنها کمتر است. کلا وضعیت الان نشان‌دهنده این است که مدیریت شبکه‌های اجتماعی مانند مدیریت رسانه‌های دیگر حکمفرما نیست. حالا اگر بخواهیم بحث را بخواهیم تک‌تک به سوی هر یک از این فضاها ببریم، زمان بسیاری نیاز دارد. اگر دوستان لطف کنند و تک مثال‌هایی از هر کدام بیان کنند، کمبودها و بحث آسیب‌شناسی را در همه این بحث‌ها بگنجانند، زودتر به نتیجه خواهیم رسید.

ساعت صفر: فکر می‌کنم با این مشکل روبرو هستیم که از ابتدا و با بیان پیشینه، نه آمار و احصای مشخص داریم و این حالت ادامه‌دار است، در حالی که در رسانه‌های دیگر ساختار به این صورت نیست و سازمان‌هایی متکفل این امر هستند که در پیدایش و پیشبرد این عرصه‌ها فعالیت می‌کنند. از آقای فخری خواهش می‌کنم که درباره مدیریت این فضای مجازی بوسیله فعالان دینی، و کسانی که به این عرصه وارد شدند توضیح بفرمایند.

پورطباطبایی: خوب ماهیت رسانه اینترنت و فضای مجازی، ماهیت متکثری است و به این معناست که در عمل امکان مدیریت منسجم بر آن وجود نخواهد داشت.

فخری: در فضای مجازی مدیریت قوی دیده نمی‌شود. برای فعالیت‌هایی که در این فضا می‌شود، می‌توان دو طبقه را در نظر بگیریم. یکی این‌که افراد فعال برای فعالیت به فن و هنر نیاز دارند. دوم این‌که افراد علاوه بر فن (تکنیک) و هنر نیازمند معلومات اولیه و سابقه و جوهره علمی قابل توجه در آن هنر هستند. موضوعات دینی نوعاً از نوع دوم است خصوصاً موضوعاتی از جنس و نوع مهدویت وعلوم قرآنی. با توجه به این‌که این موضوع‌ها بسیار حساس و راهبردی‌اند و در ابعاد فردی و اجتماعی و سیاسی بسیار حایز اهمیت هستند، افراد برای انجام فعالیت خوب در این زمینه، نیازمند معلومات گسترده هستند. علاوه بر این آن فرد یا گروه باید هنر و فن لازم را برای فعالیت داشته باشد. بنابراین، در این موضوع خاص، بخش وسیعی از نیازهاست که باید تأمین شود تا بتوان فعالیت منسج و قابل قبولی عرضه کرد. در باب مدیریت و نظارت با این پیش‌فرض که اگر قرار باشد مدیریت و نظارتی در این قضیه انجام شود، باید توسط نهادهای کارشناسی و پژوهشی و مرجع این کار انجام شود، همه نگاه‌ها به سمت حوزه علمیه قم و مؤسسات تخصصی و پژوهشی معتبر در این زمینه می‌رود. در عالم واقع هنوز چنین اتفاقی نیافتاده است و حتی خود این مراکز معتبر علمی هم کارهای قابل قبول و استانداردی را در زمینه وبلاگ عرضه نکرده‌اند. هر چند از پیشینه علمی قوی و قابل قدردانی برخوردار بوده‌اند، ولی از فضا و ابزار، شناخت کافی ندارند و صرفاً از نظر علمی قوی هستند و نتوانسته‌اند مبنا و معیار خوبی عرضه کنند تا تولید محتوا نسبت به آنها سنجیده شود و بعنوان سرمشق نقش ایفا کنند. علاوه بر آن، چون این نظارت کلی هم نشده است، آن نهادهای نظارت‌کننده هم نتوانسته‌اند مدل‌های خوبی ارایه کنند.

ساعت صفر: از نظر علمی، از این فضا پشتیبانی نمی‌شود؛ چون بخش‌های علمی و پژوهشی از جمله حوزه با اقتضائات این فضا نا آشنا هستند. در کنار آن، از نظر شکلی هم ضعف‌هایی در ساختار مجازی دینی می‌بینیم. با توجه به این‌که خودتان در سازوکار طراحی شکلی این ساختارها حضور داشتید و دارید، بفرمایید چگونه می‌توانیم این بحث را توجیه کنیم. بر فرض، از نظر علمی می‌لنگیم، ولی چرا این بخش از نظر شکلی هم دچار ضعف است؟ در این عرصه، کارها یا کلیشه‌ای است یا پس از مدتی به تکرار می‌انجامد یا کپی‌برداری است.

پورطباطبایی: این بحث مختص مهدویت نیست و اکثر بحث‌های دینی همین‌طور هستند. این هم به آن علت است که ما در جامعه‌مان بر خلاف جوامع دیگر، جدایی دین از شوون دیگر را نداریم. یعنی دین در همه عرصه‌ها وجود دارد و خیلی جاها هم دین می‌آید یک سری قواعد را تحمیل می‌کند. در کشورهای غربی کسی نمی‌آید کسی را که در زمینه مسیحیت فعالیت می‌کند، مجبور کند. البته منظور من، اجبار درونی است؛ چون کلیسا یک نهاد در حاشیه است. کسی که می‌خواهد عقاید مذهبی خود را ارضا کند، می‌آید و بحث‌های مذهبی را ادامه می‌دهد (با انگیزه‌ای درونی). به خاطر اینکه در مدیریت جامعه ما، سنت اسلام این است که دین در مدیریت جامعه درگیر است، خیلی وقت‌ها، به آدم‌هایی که می‌خواهند وارد عرصه‌های دینی شوند، می‌گوییم چون مثلاً این عرصه مهدویت، عرصه اخلاق و سنت پیامبر(ص) است، باید این بخش را هم حوزه مدیریت کند. شما الآن بروید مسیحیان صهیونیست را ببینید که دانشگاه‌هایشان خصوصی است. آقای «جری فالول» که دانشگاه لیبریتی یا آزادی را اداره می‌کرد NGO بزرگی است و ۲۰۰۰۰ دانشجو دارد و کارش را پیش می‌برد. یکی از ضعف‌های ما این است که در فضای مجازی و حقیقی که با هم مرتبط هستند، آنجایی‌که در فضای حقیقی می‌لنگیم، به جای این که دین را که یک بحث درونی و فطرتی است، خودمان پیش ببریم، منتظر هستیم یک نفر از بیرون بیاید و مدیریت و پیگیری کند. مشکل ما اینجاست. مشکلات عرصه مهدویت هم از اینجا ناشی می‌شود. ما فقط منتظریم. وبلاگ قشنگی نداریم. پس می‌گوییم دفتر توسعه وبلاگ‌های دینی بیاید وبلاگ درست کند و بهترین‌هایش را هم آماده کند. چت‌روم خوبی نداریم. حوزه بیاید چند کارشناس معرفی کند تا در این چت‌روم‌ها به سؤالات جواب بدهند.

نجمی: خوب اینها در تضاد با یکدیگر نیستند. یک انگیزه‌ای می‌خواهد که اینها پیش‌قدم شوند. ایراد کار این است که چرا مراکزی که جزو وظایف تعریف شده‌شان این است این مسأله را و برای خودشان مهم می‌دانند، کار قوی انجام نمی‌دهند و از کارشناسان خبره آن موضوع درخواست نمی‌کنند که ما می‌خواهیم وبلاگ مهدوی راه‌اندازی کنیم. پس شما بیایید و نظر دهید که راه‌اندازی مستقل چنین سرویسی، کار درستی است یا نه. خودشان بر اساس آن انگیزه‌هایشان می‌نشینند و یک نفر هم در آن بین ممکن است یک سروگردن از بقیه بالاتر باشد. پس طرح را ارایه می‌دهد، بدون اینکه با کارشناسان و خبرگان آن موضوع مشورت کنند و کار را با کمک آنها به پیش ببرند. فکر می‌کنم مشکل کار در اینجاست؛ یعنی مراکزی که تخصص دارند، ممکن است چنین انگیزه‌ای نداشته باشند و مراکزی که انگیزه دارند، از تخصص، کمتر بهره می‌جویند.

پورطباطبایی: موضوع سوم را این‌گونه اضافه كنم كه آدم‌هایی که می‌خواهند کار داوطلبانه بکنند، منتظر می‌نشینند از جاهای دیگری بیایند و به آنها راه‌کار ارایه بدهند. یعنی تخصص آنجا نیست و این‌جا تعهد نیست. در اینجا هم انگیزه‌اش به این شکل نیست.

ساعت صفر: همین عوامل سبب می‌شود فضای مجازی دینی هیچ جذابیت رسانه‌ای نداشته باشد و نتواند مخاطب هم جذب کند. مخاطبانی هم که به دلیل تنوع سلیقه‌ای و تلاش‌های شخصی جذب شده‌اند، پس از مدتی از دست می‌روند. علاوه بر این مشکل دیگر این است که جذابیت‌های رسانه‌ای در این عرصه نداریم، باید پرسید بحث‌های فضای مجازی دینی اصلاً با واقعیت‌های جامعه ما می‌خواند یا خیر؟ از جدا نبودن دین و اجتماع سخن گفته شد، ولی باید پذیرفت جامعه، جامعه عرفی است و جامعه دینی نیست. کدام‌یک از رفتارهای ما واقعاً طبق اسلوب‌های دین مورد نظر هست؟ در ادامه تکمیل این بحث، بفرمایید آیا مباحثی که فعالان فضای مجازی در حوزه دین مطرح می‌کنند، با واقعیت‌های اجتماعی می‌خواند که جذابیت‌هایی داشته باشد یا خیر؟ چرا کاربران نمی‌توانند با واقعیت اجتماعی موعودگرایی و انتظار ارتباط برقرار کنند؟ مشکل در شیوه طرح مباحث است یا رسانه ذات اجرای این بحث را در خودش ندارد؟

فخری: وظیفه ماهیتی رسانه، ابلاغ پیام است. یک ابزار است که بستگی دارد به این‌که ما چه استفاده‌ای از آن بکنیم. مطلب خیلی مهم این است که اول باید رسانه را بشناسیم. باید اقتضائات فضای مجازی را بشناسیم. مطلب مهم دیگر آن است که ما در مقوله دین، سه موضوع را می‌توانیم مورد نظر قرار دهیم: پژوهش، آموزش و تبلیغ. فضای مجازی در هر سه قلمرو می‌تواند نقش بسزایی داشته باشد، ولی لازمه‌اش این است که نگاه تخصصی به ابزار شود و دقیقاً به شکل ساختاریافته و سیستماتیک باشد و هر کدام از این بخش‌ها تفکیک شود. اگر قرار است رسانه فضای آموزشی بسازد، باید دانست فضای خاص خودش را دارد. از کارشناسان آموزشی باید پرسید که چه باید کرد. از چه رنگ‌هایی، از چه فضایی و از چه پروسه‌ای باید استفاده کرد. اگر قرار است پیام‌های پژوهشی داده شود، مسیر دیگری دارد. اگر قرار است خدمات تبلیغی هم داشته باشیم که باز مسیری متفاوت دارد. همه این مباحث در زمینه مهدویت، مورد توجه است و باید رویش کار شود. الآن بیشتر در فضای مجازی و وبلاگ‌ها توقعی که هست، بخش تبلیغی کار هست. بخش تبلیغی هم بحث تخصصی است. تبلیغ این نیست که خیلی ساده به آن نگاه کنید که یک مطلبی را روی اینترنت می‌گذاریم و همه می‌بینند. وقتی نگاه این باشد، وضعیت همین است که می‌بینیم که واقعاً نه تنها هیچ موفقیتی در کار نیست، بلکه مطالب را سطحی می‌کنیم و به ابتذال معنایی می‌کشانیم. باید ما هم تبلیغ را بشناسیم و هم ابزار را خوب بشناسیم. 

متأسفانه فعالان این عرصه، ابزار و شرایط حاکم بر ابزار را به درستی نمی‌شناسند. این سخن را به استناد خروجی‌هایی می‌گوییم که می‌آید. در زمینه آموزش و پژوهش و تبلیغ، نگاه ما به رسانه اینترنت، نگاه تخصصی نبوده است. با تشکیل معاونت‌ها و مراکز آموزشی و تبلیغی در این زمینه گام‌هایی برداشته شده است، ولی در نسبت این پروسه با رسانه و فضای مجازی، متأسفانه شاهد موفقیت‌های خوبی نیستیم و خیلی کارها ابتدایی است. برای شما مثال بزنم. در جستجوی گوگل اگر بزنیم «وبلاگ مهدوی»، در صفحه اول و در 10 نتیجه اول، یکی دوتایش مربوط به تارنمای «مهدی بلاگ» است که برای مؤسسه تخصصی مهدویت است. متأسفانه حتی یک وبلاگ هم در آن نبود. آن هم با ابزارهای خارجی تهیه شده بود کمترین جذابیتی

متأسفانه حضور افرادی که واقعاً اطلاعات و محتوای خوبی در مورد بحث مهدوی دارند، در فضای مجازی کم است
نداشت. چهار تا هم کپی‌برداری آزار دهنده از یک خبر بود. آن خبر هم در مورد یکی از جشنواره‌های مهدوی گفته بود که ۱۵۰۰ وبلاگ در آن شرکت کرده‌اند. این مطلب بسیار آزاردهنده بود که چرا ما مجبوریم در فضای مجازی دروغ‌هایی به این شاخداری بگوییم و این‌قدر هم تیتر بشود؟ آن هم دروغ به این بزرگی. مثلاً بگوییم ۴۰۰ تا ۵۰۰ تا اندکی واقعی جلوه کند. ما خودمان برگزارکننده جشنواره هستیم و می‌دانیم وقتی تبلیغ یک جشنواره می‌شود، خیلی که زور بزنیم، چند صد تا وبلاگ ثبت نام می‌کنند. تازه این جشنواره اخیر هیچ‌گونه تبلیغاتی هم نکرده بود. این واقعیت تلخی است. واقعاً به شعور مخاطب این‌قدر بی‌احترامی نکنید و اعتماد مردم را به این جشنواره‌ها از بین نبرید.

پورطباطبایی: مؤسساتی که در زمینه مهدویت، در فضای مجازی کار انجام می‌دهند، بیشتر به دنبال آمار و درست کردن مستندات هستند. البته همه موسسات به این شکل نیستند ولی اکثر فعالیت ها برای آمار دادن است.

ساعت صفر: چیزی که بیشتر از همه نمود پیدا می‌کند این است که اندیشه موعودگرایی در این عرصه، نادرست تبیین می‌شود و بعد با آمیزه‌هایی از خرافه‌گرایی، عوام‌زدگی و سطحی‌گرایی در هم می‌تند. جدا از آن مشکل ساختاری که گفته شد وجود دارد، در همین فضای فعلی چه کاری می‌توان انجام داد؟

نجمی: واقعیت این است که خارج از فضای مجازی هم خیلی از مواردی که می‌بینیم، دچار این آسیب هستند. کتاب‌هایی که استقبال زیادی از آنها می‌شود، کتاب‌هایی هستند که خیلی سطحی‌اند و ادعیه عجیب و غریب را ترویج می‌کنند. اقبال جامعه هم به اینها خیلی بیشتر است تا کتاب‌هایی که خیلی علمی و نفیس باشند. این واقعیت فضای حقیقی ماست. در فضای مجازی طبیعتاً نباید انتظار داشته باشیم که استقبال از وبلاگ و تارنما‌های مربوط به مهدویت مثل بقیه مسایل اجتماعی و عمومی باشد. الآن وبلاگ‌هایی که مربوط به موضوعات سطحی هستند یا عکس‌های مربوط به هنرپیشه‌ها را می‌زنند، با یک طراحی ساده، روزانه بیش از سه‌هزار بازدید کننده دارند. شرایط اجتماعی جامعه در این وضعیت نقش دارد. انتظار نداشته باشید که یک وبلاگ خوب علمی که اطلاعات خوب علمی ارایه می‌دهد، مخاطبان زیادی داشته باشد. البته این‌گونه وبلاگ‌ها هم مخاطبان خاص خودشان را دارند. اگر هنرمندانه به موضوع پرداخته شود، دست‌کم می‌تواند جذابیت‌های خاصی را ایجاد کند. وبلاگی بود به نام کوچه سید مهدی هاشمی که نسبت به سایر وبلاگ‌ها بهتر می‌نوشت و مخاطبان زیادی هم داشت، ولی از گردونه کنار رفت. به نظرم، وبلاگ‌های مهدوی را باید متناسب با موضوع مورد قیاس بررسی کرد و نه در تقابل با همه وبلاگ‌ها.

دهقان: وقتی با کتاب مقایسه می‌کنید، می‌توان گفت یک کتاب در سطح پایین منتشر می‌شود و مخاطب پیدا می‌کند. مخاطب کتاب رودررو نیست، ولی در وبلاگ و در تالارها گفتگو می‌شود و می‌توان بحث کرد و نقد کرد. مثلاً در بحث فوتبال درباره همه مشکلات یک مسأله بحث می‌شود و مربیان و کارشناسان نقد می‌کنند. چرا در بین کاربرها نمی‌توان چنین شرایطی ایجاد کرد؟ فکر نمی‌کنید که ما در عرصه علمی این ساختار از یک واقعیت فرار می‌کنیم؟

نجمی: بله درست است. متأسفانه حضور افرادی که واقعاً اطلاعات و محتوای خوبی در مورد بحث مهدوی دارند، در فضای مجازی کم است. اگر هم باشند، یک سری افرادی هستند که مطالبشان را وارد می‌کنند و تمام می‌شود. اگر به اندازه انگشت‌شمار استادان مهدویت بودند که در فضای اینترنت هم حضور داشته باشند و می‌آمدند با این بحث‌ها، تعاملی و رودررو بحث می‌کردند، خیلی از مسایل برطرف می‌شد. یک مشکل این است که واقعاً اساتید خبره در این زمینه هم نداریم که به معنای واقعی فضای اینترنت و ادبیات این حوزه را بشناسند. حالا اگر یک وبلاگ یا تارنمایی هم ضعیف دارد، کار می‌کند یا بد کار می‌کند. رودررو شدن با آن هم ادبیاتی خاص دارد. در این‌جا این‌گونه افراد باید در عرصه اینترنت حضور فعال هم داشته باشند. خیلی از اساتید هم فضای اینترنت را به خوبی می‌شناسند، ولی فرصت کافی برای حضور در این فضا ندارند. واقعاً الآن چند نفر را می‌توان نام برد که هم در زمینه مهدویت، استاد هستند و هم می‌روند در اینترنت و با این وبلاگ‌هایی که مطالب ناشایست در زمینه مهدویت منتشر می‌کنند، بحث و تبادل نظر می‌کنند؟ شاید من الآن تا ۵ نفر از این افراد را هم نتوانم بشمارم. وقتی چنین افرادی نیایند و فعالیت نکنند، طبیعتاً فعالیت آن افراد گسترش پیدا می‌کند و وضع از کتاب هم بدتر می‌شود. کتاب حداقل یک وزارت ارشادی هست که جلوی چاپ این کتاب را بگیرد، ولی در فضای مجازی چنین امکانی وجود ندارد.

پورطباطبایی: با این که معتقدم فیلترینگ در هر صورت کار خوبی نیست، ولی هنوز دیده نشده است حتی یک مورد فیلترینگ در مورد مروجان خرافات مهدوی داشته باشیم.

نجمی: علتش این است که این فضا کارشناس خودش را می‌طلبد که ببیند این حالت انحرافی وجود دارد یا خیر. وقتی کارشناسش را نداشته باشیم، چه انتظاری می‌توانیم داشته باشیم.

فخری: آنها چنین دغدغه‌ای ندارند. دغدغه اول آنها امنیتی است. بعد از آن هم به خاطر مسایل اخلاقی خیلی حاد.

ساعت صفر: فضای مجازی که ساختار شیعی دارد، در تعامل با دیگر فضاهایی که موعودگرایی را مطرح می‌کنند فکر نمی‌کنید پیله‌ای به دور خود می‌تنند؟ می‌دانید آنها از زبان عربی و انگلیسی بهره‌مند هستند. دین‌های متفاوتی هم در بحث موعودگرایی کار می‌کنند. با وضعیت فضای مجازی که سخن گفتیم و دیدیم که مدیریت نیست و اندیشه‌های درستی هم مطرح نمی‌شود و رویش هم نظارتی نیست، آیا تنها مخالف‌خوانی و دشمن‌تراشی نمی‌کنیم؟

پورطباطبایی: از این‌که زبان ما فارسی است، دو احساس متضاد دارم. اول این‌که خیلی خوشحال هستم که از حمله رسانه‌های غربی به استثنای چند رسانه ایمن هستیم. فرض کنید اگر زبان ما انگلیسی بود، با همه هجمه‌هایی که فاکس‌نیوز و رسانه‌های غربی به ما وارد می‌کردند، چه اتفاقی می‌افتاد؟ دوم این‌که یک فرصت از دست ما رفت که آگاهانه یا ناآگاهانه دکتر محمود احمدی‌نژاد مطرح کرد. یعنی این بحث موعودگرایی در این سی‌سال اخیر این قدر در دین و فضای مجازی رواج نداشت.

نجمی: حتی به خاطر مسأله حجتیه این بحث خیلی هم مهجور شده بود. صدا و سیما در سال‌های ۷۰ و ۷۱ حتی دعای فرج را هم پخش نمی‌کرد و می‌ترسید که متهم به وابستگی به انجمن حجتیه شود.

پورطباطبایی: ما که در هیچ زمینه‌ای آماده نیستیم و به نظر من، باید یک سازمان حوادث غیر مترقبه در مورد مسایل فرهنگی تشکیل شود، در مقابل مطرح شدن مبحث موعودگرایی از تمام ادیان و مکاتب قرار گرفتیم. رییس جمهور در سازمان ملل متحد موعود اسلام را مورد خطاب قرار داد و سلام داد و آرزوی تعجیل در ظهور امام را کرد و دنیا به دنبال این رفت که ببیند اصل قضیه چیست. خیلی‌ها موضع گرفتند، ولی متأسفانه برخلاف این‌که ما را بیدار کند، بیشتر روی برخی افراد دیگر تأثیرگذار بود. الان سال پنجم است که ایشان به سازمان ملل رفته و باز هم این بحث مهدوی مطرح شده است. سال دومی که ایشان به سازمان رفته بود، ما حتی با هجوم رسانه‌های مختلف هم روبه‌رو بودیم که بحث مهدویت چیست؟ ما چه در فضای مجازی و چه در فضای حقیقی، کتاب می‌نویسیم. در فضای مجازی اصلاً جواب نداده است. ما به فکر نبوده‌ایم که وبلاگ‌ها را کنار بگذاریم. الان فضای مجازی لایه‌های جدیدی دارد. شهر وبلاگ خیابان‌های زیادی دارد. الان خیابان‌های جدید مثل ۷۵متری تویتتر این بغل است. ۴۵متری فرندفید کنار ماست و اتوبان ۸ باند فیس بوک در وسط است و اصلا کسی توجه نمی‌کند. یادم می‌آید وقتی از یکی از مدیران اسبق پرشین بلاگ سؤال کردم که چرا دسته‌بندی وبلاگی در زمینه مهدویت ندارید، به من گفت: وبلاگ‌ها در فضای اینترنت به شدت با موارد خرافی آلوده هستند که من نمی‌توانم اطمینان کنم. ما هنوز کاری نکردیم. نه در بخش وبلاگ‌ها و نه در بخش‌های دیگر و اگر می‌خواهیم کاری صورت دهیم، باید ببینیم که چه کسی باید این کار را انجام دهد.

نجمی: این سوال بسیار مهمی است که چه کسی باید این کار را انجام دهد. آیا ما بیاییم به نهادهای حکومتی که شرح وظایف فرهنگی و دینی دارند، مثل سازمان تبلیغات، ارشاد و ... بگوییم که تاکنون چه کاری انجام داده‌اند. حالا ممکن است اگر این سؤال مطرح شود، هر کدام بیایند آمارهای زیادی را هم در این زمینه بدهند. اگر از سازمان تبلیغات بپرسند، ممکن است بگوید که مثلاً من تارنمای تبیان با یک بودجه و روزانه با ۴۰۰هزار بازدید کننده دارم که یک بخش عظیمش مهدویت است، ولی واقعاً چقدر توانسته است در مخاطب تأثیر بگذارد.

پورطباطبایی: اصلاً چه تأثیری مد نظر بوده است. تمام هم و غم وبلاگ‌های ما شده این که مردم را شب چهارشنبه جمکران ببریم. اگر شب چهارشنبه جمکران بردیم، بعدش چه می‌شود؟ هم کاری نکرده‌اند و هم فکری نکرده‌اند. فقط ساختاری ایجاد کرده‌ایم.

ساعت صفر: بحث تعامل با دیگر ادیان ناتمام ماند. در مورد این‌که گروه‌های فعال ادیان دیگر و گروه‌های انحرافی توضیحاتی ارایه کنید.

فخری: واقعیت این است که در فضای مجازی، هیچ متولی خاصی برای نظارت بر محتوا وجود ندارد. درست است که فضای مجازی فضایی باز است که ماهیتاً مدیریت‌ناپذیر است، ولی این به آن معنا نیست که نشود هیچ کاری در سطح ملی برای این کار انجام داد. تصمیم‌گیران کلان کشور به اهمیت آن پی نبرده‌اند.

پورطباطبایی: به نظر من، غفلتی در سند چشم‌انداز کشور شده است. در حالی‌که کشور ما امام زمانی است، ولی هیچ اشاره‌ای به امام زمان(عج) و مهدویت نکرده‌ایم که اساس انقلاب هم از این مطلب است که فرمایش مکرر امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری در این حوزه وجود دارد، ولی چنین چیزی دیده نمی‌شود. مسوولان ما توجهی به این اصل نداشته‌اند و ایده موعودگرایی و آینده‌گرا را مورد توجه قرار نداده‌اند.

فخری: حدود چند ماه قبل، پیش یکی از مدیران رده بالای فرهنگی بودم. اتفاقاً سند چشم‌انداز و شرح وظایف خود آن مدیر هم پیش من بود. گفتم آقای فلانی، شما طبق این سند که خودتان به من دادید، در سه چهار بند از این شرح وظایف‌تان، فرهنگ‌سازی در فضای آی.تی قرار دارد و این کاری است که شما باید برای آن هزینه کنید. ایشان گفت، بله، ولی خوب، ما فعلاً کارهایی می‌کنیم که درآمدزا باشد و به هیچ وجه چنین کارهایی مدّ نظرمان نیست. ما در مرحله سیاست‌گذاری خوب عمل می‌کنیم، ولی وقتی زمان اجرا می‌رسد، مدیر به میل خودش رفتار می‌کند.

دهقان: اصلاً آیا در حوزه علمیه، در بحث مهدویت، جهت‌گیری خاصی وجود دارد؟ یعنی جایی در حوزه هست که خودش را متولّی این قضیه بداند و خودش هم کاری در این رابطه کرده باشد؟

نجمی: باید تفکیک کنیم. یک مرکز تخصصی مهدویت وابسته به حوزه علمیه راه‌اندازی شد و یک سری دروسی دارند و مبلّغ پرورش می‌دهند. آنها هم به دلیل نوع کارشان وارد فضای مجازی شده‌اند. به صورت تخصصی حوزه علمیه برای بحث مهدویت در فضای مجازی هیچ کاری نکرده است.
برخی مراکز حوزوی به پاسخ‌گویی به شبهه‌ها در فضای مجازی می‌پردازند که صرف بحث مهدویت نیست و کلی است. بحث ما این است که با این هجمه و فضای بسیار غبارآلود و سنگین، این کار کوچک، در واقع، یک قطره در مقابل دریا است.

ساعت صفر: ما از کمبودها و کاستی‌ها گفتیم که بیشتر به حوزه اجرا برمی‌گردد. ماهیت خود رسانه این است که هر رسانه یک مرجع به حساب می‌آید و نمی‌توانیم از یگانگی مرجعیت دینی در عرصه رسانه سخن بگوییم؛ چون هر کدام، خود، مرجعی می‌شوند. هر کدام از ما می‌توانیم به نوعی در فضای مجازی یک مرجع دینی به حساب بیاییم. البته با توجه به این‌که ما هنوز ذات رسانه را درک نکرده‌ایم، به این بحث هم توجه نداریم. حتی اگر تلاش کنیم و بیاییم با مدیریت وارد شویم، چون به این یکی هم توجهی نخواهیم کرد، با این مشکل روبه‌رو می‌شویم. می‌خواهیم با این ذات چه‌کار کنیم؟ فرض کنیم فضا سالم است و آرمان‌ها محقق شده است، ولی خود رسانه این ماهیت را دارد که خودشان خود مرجع هستند و از حالت تحکمی و مدیریت هم سخن می‌گویند.

فخری: این مختص رسانه فضای مجازی هم نیست. در کتاب و مجلات و رسانه‌ها هم همین طور است و همه ماهیت مستقل دارند. کاری هم نمی‌شود انجام داد، به جز این که آن جاهایی که مستند و مستدل و محکم هستند و مرجع هستند، حضور قوی داشته باشند. یعنی در تارنما‌های اینترنتی هم این طور نیست که وقتی یک مطلبی را جستجو می‌کنیم، به ادعای هر تارنمایی و وبلاگی اهمیت بدهیم و توجه کنیم. به ویژگی‌های آن تارنما و مقاله و وبلاگ نگاه می‌کنیم که ببینیم آیا مستند به یک جای قابل قبول هست یا نه؟ این کار هم مدیریت به آن معنا نیست؛ چون این‌قدر تکثر وسیع است که امکانش وجود ندارد، ولی اگر آنهایی که واقعاً مرجعیت را دارند، در مقاطع مختلف حضور فعالی داشته باشند، این مشکل به طور خودکار حل می‌شود. خیلی از ما به ویکی‌پدیا استناد می‌کنیم؛ چون یک پروسه نظارتی علمی بر آن حاکم است. تازه آنها هم در پشت صحنه، سیاست‌ها و اعمال نظرهایی دارند و اعمال نفوذهایی می‌شود. این به خاطر ضعف حضور ماست. چرا تاکنون که حدود 10 سالی از جدّی شدن حضور اینترنت در ایران می‌گذرد، هیچ کدام از نهادهای رسمی که مرجعیت شدن دینی را دارند، یک تارنمای مرجع دینی ندارند؟ چرا مرکز علوم و تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی که از ابتدا کل محتوای دینی پژوهشگران را داشته است، الان می‌خواهد آن را بفروشد و پول بگیرد. اگر جاهایی که متون مرجع دارند، اینها را در فضای اینترنت و اعتبار لازم را داشته باشند، این مسأله برای کسی که می‌خواهد دنبال متون مستند بگردد، قابل حل است.

ساعت صفر: بازمی‌گردیم به این بحث که ما هنوز با ذات رسانه آشنا نشده‌ایم که چیست. قبل از انقلاب اسلامی در ایران، بدنه روحانیت با رسانه‌ها مخالفت می‌کرد. این وضع ادامه پیدا کرد تا برخی از دل جامعه روحانیت آمدند اینها را پالایش کردند و توانستند استفاده کنند. یکی از رسانه‌های آن زمان، نوار کاست بود که در روند انقلاب هم اثر گذاشت. هنوز با اینکه مدرن شدیم، این بی‌اعتمادی به رسانه وجود دارد که با اینترنت عجین شده‌ایم، ولی هنوز از آن می‌ترسیم یا به آن اعتماد نداریم.

نجمی: جنس نگاه به رسانه، متفاوت است. این طور نیست که بترسیم. الان هر مرکز دینی که در قم وجود دارد، تارنما‌ها و وبلاگ‌هایی دارند. این مراکز باید از مرحله «پز» دادن تارنما جلوتر بروند.

الان طبیعتاً بی‌اعتمادی به رسانه از بین رفته و رابطه مراکز دینی با اینترنت تفاوت کرده است. مشکل این است که در مرحله مقدماتی مانده‌اند و نتوانسته‌اند تخصصی کار کنند. مشکل این است.

البته نباید از برخی فعالیت‌هایی هم که می‌شود، به سادگی گذشت. مثلاً از نظر فنی یکی از مراکز فنی وبلاگ‌نویسی در قم کارهای مذهبی ارایه می‌دهد و امکاناتی که ارایه می‌دهد، برخی سرویس دهنده‌ها بعداً ارایه می‌دهند. با این حال، باز این پرسش مطرح است که آیا از این مرکز تخصصی که کار خوبی انجام می‌دهد، حمایتی صورت می‌گیرد؟ برخی مراکز به خاطر ارتباطات، و اعتبارات بودجه‌های هنگفت می‌گیرند، ولی از تخصص بی‌بهره‌اند و جاهایی که از نظر تخصصی نمره قبولی دارند، از حمایت‌ها و کمک‌ها بی‌بهره‌اند.

فخری: یادم می‌آید یک جایی خواندم که اولین ایستگاه رادیویی مربوط به یک کلیسا بوده است. اولین ایستگاه رادیویی را هم پاپ افتتاح کرد. وقتی گوتنبرگ صنعت چاپ را اختراع کرد، برای چاپ ارزان‌تر انجیل این کار را کرد.
جهان غرب و مسیحیت دقیقاً متوجه بود که چه استفاده‌هایی می‌تواند از رسانه‌ها بکند. الان استفاده‌های اینترنت و فضای مجازی با رادیو و نظیر آن قابل قیاس نیست و ما هم باید روز به روز به اهمیت آن بیشتر واقف باشیم.

ساعت صفر: به طور کلی، بحث را می‌توان این‌گونه جمع‌بندی کرد که نگاه چیره شده بر فضای مجازی دینی و مهدوی در سطح کاربران و کارشناسان هرگز نگاه تخصصی و رسانه‌ای نیست. شاید هم کار خوب زیاد انجام شده است، ولی هیچ وقت به جنبش اثرگذار در این حوزه تبدیل نشده است. مثالی می‌زنم. در دومین شورای واتیکان در دهه ۶۰ و ۷۰ گفتند: رسانه‌ها، هدیه‌های الهی هستند. وقتی مرکزی چنین نگاهی را بیان می‌کند، در جذب پیروان دینی خودش هم خیلی تأثیر دارد. بعد هم با «تله ونجلیسم» به افزایش پیروانشان در سراسر دنیا پرداختند. وقتی این نگاه وجود داشته باشد، این گونه تحولات و یارگیری‌ها هم ادامه خواهد داشت. با این که بسترهای فیزیکی و محتوایی آماده است، هنوز آشتی با رسانه‌ها ایجاد نشده و بی اعتمادی وجود دارد. به طور دقیق‌تر، باید پذیرفت در این عرصه، نگاه استراتژیک وجود ندارد.

انتهای پیام/گ/