داخلی     يادداشت     اجتماعی
مایه حیات
  زیبایى گل به واسطه ى تو جان گرفته وپاکى شبنم به یمن حضور تو آفریده شده است. دریاها اگر دایم درخروشند، در شکر حضور تو، سپاس خدا مى گویند وخورشید اگر مى چرخد، نه بر گرد زمین که بر محور عشق تو مى گردد
گزارشگر : محسن مقدمی
Share/Save/Bookmark
چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۲۱
کد مطلب : 51601
مایه حیات
روشن از پرتو رویت نظرى نیست که نیست
منت خاک درت بر بصرى نیست که نیست(۱)

اى جویبار جارى در ذره ذره ى وجود! رحمت وفیض الهى از دریچه ى وجود تو جارى مى شود. هر ذره از گستره ى آفرینش در هر لحظه از زمان، نیازمند حضور حجت است وحاجتمند فیض وجود تو؛ این زمین اگر برجاست، به یمن قدم هاى توست(۲) وآسمان اگر برپاست به تبرک نفس هاى توست.(۳)

من بر سطر سطر لوح دلم از ولایت تو نگاشته ام وجواز ورود به وادى مهر وسعادت را به مهر ولایت تو رسانده ام. هر ذره ى وجود من گواهى مى دهد که تو حجت خدایى در عالم خلقت،(۴) چشم امید عالمى.(۵)
 
دنیا به بقاى تو باقى است وخلق به برکت حضورت روزى مى خورد.(۶)

اى نسیم رحمت حق! اى رحمت واسعه!(۷) باران دانه هاى رحمت حق است که از ابر حضور تو مى بارد،(۸) آسمان به یارى نگاه تو بر زمین فرو نمى آید.(۹)
 
استوارى کوه ها نه از آن کوه ها، که به حمایت توست. آب اگر مایه ى حیات است، با دم مسیحیایى تو حیات مى بخشد. آن چه مایه ى حیات است تویى وآب زلال رحمت ومهر تو که از دست هاى تو جارى شده است. خدا هم از تو با نام آبى گوارا وحیات بخش نام مى برد آن جا که مى فرماید: (بگو به من خبر دهید اگر آب هاى شما در زمین فرورود، چه کسى مى تواند آبى گوارا براى تان بیاورد؟).(۱۰) 

زیبایى گل به واسطه ى تو جان گرفته وپاکى شبنم به یمن حضور تو آفریده شده است. دریاها اگر دایم درخروشند، در شکر حضور تو، سپاس خدا مى گویند وخورشید اگر مى چرخد، نه بر گرد زمین که بر محور عشق تو مى گردد.
 
خدا خواسته است که عالم، طفیل وجود تو باشد وتو بهانه ى بر جاماندن وبودن عالم. خدا خواسته است که آفرینش را به حضور تو وابسته گرداند وتو را نیز در خلقت، دستى در کار تکوین دهد. پس آفرینش را با تو آغاز و عالم را با تو ابتدا کرد.(۱۱) چنان که ختم خلقت نیز با توست(۱۲) و میان این دو نقطه، بقاى خلقت نیز، به سبب حضور توست(۱۳) ومیان این دامن گسترده ى آفرینش من کى ام؟ ذره اى از غبار که به نسیم خوش عطر وجود تو به هوا خاسته است، دو سه روزى گردشى کند وباز بر خاک نشیند.
 
خدایا! مهربانا! رحیما! این گردش دو روزه ام را در فضاى هستى به هواى عشق او وبه گرد محور ولایت او قرار ده، که بى ولایت او نه نیاز نیمه شبم چاره ى درد است ونه ذکر همیشه جارى بر زبانم مانع قهر.(۱۴) لطیفا! به جرعه اى از آن جویبار رحمت سیرابم کن، به زلالى اش کدورت هاى دنیاى غم زده مان را پاک کن، به خوبى هایش باران خوبى بر ما ببار وبه رحمتت پرده از رخسار آن خورشید عصمت برکش، آمین!

پاورقی:
۱- حافظ.
۲- مفاتیح الجنان، ص ۱۶۷: (بوجوده ثبتت الأرض والسماء).
۳- مفاتیح الجنان، ص ۱۶۷: (بوجوده ثبت الارض والسماء).
۴- همان، ص ۲۲۳: (سلام الله على حجة الله... فى أرضه).
۵- همان، ص ۸۹۹: (کهف الورى).
۶- همان: (بیمنه رزق الورى).
۷- ر. ک: ص ۲۷، پاورقى ۷.
۸- مفاتیح الجنان، ص ۹۰۵: (بکم ینزل الغیث).
۹- ر. ک: ص ۱۷، پاورقى ۷.
۱۰- ملک (۶۷) آیه ى ۳۰.
۱۱- مفاتیح الجنان، ص ۹۰۵: (بکم فتح الله).
۱۲- همان، ص ۹۰۵: (وبکم یختم).
۱۳- همان، ص ۱۶۷: (ببقائه بقیت الدنیا).
۱۴- همان، ص ۸۶۹: (أشهد أن بولایتک تقبل الأعمال و...). 

منبع: کتاب روح بهار
نویسنده: منیره زارعان

انتهای پیام/ح/۴۶