آينده روشن - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://bfnews.ir/ Sun, 20 May 2012 05:20:58 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://bfnews.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط وب سايت خبری آينده روشن http://bfnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام وب سايت خبری آينده روشن آزاد است. Sun, 20 May 2012 05:20:58 GMT 60 «ماشاءالله» و «ا ن شاءالله» در فرهنگ قرآن http://bfnews.ir/vdcbfgbs.rhbagpiuur.html بسياري از اصطلاحات قرآني در زندگي مردم به همين علت نفوذ پيدا كرده است. مطالعه و بررسي اين اصطلاحات و ارتباط با آن، مي تواند ما را براي تحرك بيشتر در زندگي بر پايه آموزه هاي قرآني آماده تر سازد.اصطلاحات قرآني در فرهنگ ايرانياين اصطلاحات در فرهنگ ايراني اسلامي ما چنان ريشه دوانده است كه نمي توان آن را از زندگي روزمره جدا ساخت. اصطلاحات در طول زمان بسيار ساده و ابتدايي مي نمايد به گونه اي كه گاه گمان مي شود كه تنها ذكري ساده و بي اراده بر زبان جاري مي شود. درحالي كه تفكر و تدبر در اين اصطلاحات ما را با دنيايي از مفاهيم بلند و والا روبه رو مي سازد. بازخواني اصطلاحات براي آن مهم است كه موجب مي شود تا با ابعاد هستي شناختي خاص روبه رو شويم كه در پس آنها نهفته و به جهاتي از چشم ها نهان گشته است. هنگامي كه با يكي از اين اصطلاحات با اين زاويه ديد برخورد مي كنيم ناخودآگاه خود را با فرهنگ و پشتوانه بزرگ و عظيمي روبه رو مي بينيم كه شگفت افزايي از خصايص آن است.از جمله اصطلاحاتي كه روزانه آن را به كار مي بريم، اصطلاح ماشاءالله است كه به معناي «آنچه خدا خواسته» مي باشد.هنگامي كه با چيزي شگفت روبه رو مي شويم و يا چيزي، تحسين و شگفتي و تعجب ما را برمي انگيزد ناخودآگاه اين اصطلاح را به كار مي بريم.در حقيقت با به كار بردن اين اصطلاح، اين معنا را القا مي كنيم كه اين چيز نعمت و بركتي است كه خداوند عنايت كرده و فضلي است كه به بنده اي مبذول داشته و بر وي منت نهاده است. بنابراين با ديدن چيزي كه ما را به شگفتي واداشته به اين معنا منتقل مي شويم كه اين همه از سر فضل و منت الهي است و چيزي بيرون از قدرت و خواسته و اراده و مشيت الهي انجام نشده است.اگر خدا بخواهد هنگامي كه بخواهيم در آينده نزديك و يا دوركاري را انجام دهيم مي گوييم: ان شاءالله كه به معناي «اگر خدا بخواهد» است. اينجا با اينكه براي خود برنامه ريزي داشته و تصميم و عزم را جزم كرده ايم تا آن را انجام دهيم با اين همه بر اين باوريم كه چيزي بيرون از حكومت و قدرت و مديريت و تدبير الهي انجام نمي شود و اين گونه نيست كه هر كاري را اگر بخواهيم انجام دهيم تنها ما به عنوان فاعل مطرح هستيم بلكه بر اين باوريم كه خداوند، جهان و همه امور آن را مديريت مي كند و بي اراده و مشيت وي امكان ندارد كه كاري را بتوانيم انجام دهيم. اين مفهوم را ما به شكل گفتن ان شاءالله بيان مي كنيم و مي گوئيم اگر خدا خواست اين كار را به قطع انجام مي دهيم. اين گونه است كه وقتي مي خواهيم به سفري برويم و حتي بليط خريداري كرده و يا ماشين را آماده كرده و مي خواهيم حركت كنيم در پاسخ شخص پرسشگر مي گوييم ان شاءالله به سفر مي رويم. يعني اگر اراده الهي به اين تعلق گرفته باشد، مي خواهيم اين فعل را تحقق بدهيم. اين به معناي آن خواهد بود كه ما همواره اراده خويش را در طول اراده الهي مي يابيم و براساس اين جهان بيني حركت مي كنيم و كارهاي خود را سامان مي دهيم.قرآن در آيات ۲۳ و ۲۴ سوره كهف از پيامبر مي خواهد كه هرگاه خواستي كاري را انجام دهي بگو: ان شاءالله اين كار را انجام مي دهم؛ لا تقولن لشي اني فاعل ذلك غدا الا ان يشاءالله؛ هرگاه خواستي كاري را در فردايي انجام دهي نگو كه اين كار را انجام مي دهم مگر آنكه بگويي اگر خدا خواست.نویسنده: محمدرضا ربانیانتهای پیام/ق/0 ]]> میراث معنوی Sun, 20 May 2012 07:38:16 GMT http://bfnews.ir/vdcbfgbs.rhbagpiuur.html باطن وحشتناك «ريا» http://bfnews.ir/vdcauwnm.49nyw15kk4.html ظاهر زيبا و باطن زشتيكي از علل ناله و فغان حضرات معصومين(ع)، اولياء خدا، ابرار، اخيار، مردان الهي و انسان هاي ضمير پاك، اين است كه نكند عمل آنها براي غير خدا هم باشد. آنها به قدري در اين راه وسواس به خرج مي دهند كه از تعريف و تمجيد و اعمال بسيار خوب خودشان وحشت دارند. نگرانند كه ولو به لحظه اي عمل آنها، عندالله تبارك و تعالي و نزد ملائكه الهي، بوي ريا بدهد.در مقابل آنچه كه راجع به مخلصين عالم مي باشد، ريا است. ريا به معناي رؤيت عمل و به رخ كشاندن عمل، براي غير از خدا است. اولياء الهي از تعريف و تمجيد وحشت دارند، مي ترسند نكند عملي را كه انجام داده اند باعث ريا شود و مي ترسند از اينكه ظاهر آنها عندالله خوب است، اما باطن آن ها عندالله تبارك و تعالي، يك باطن خبيث باشد. لذا دائم در اضطرابند از اينكه نكند عمل آنها ولو به لحظه اي بوي غير خدا بدهد. اين حال خاص اولياء خداست. آنها وحشت دارند از اينكه خداي ناكرده ظاهرشان برتر از باطنشان باشد. لذا هميشه باطن اولياء خدا برتر از ظاهرشان است. در باطن و خلوتگاه آنها غوغايي است. وقتي آنها به خلوتگاه رفتند، چنان با پروردگارشان به نجوا مي پردازند كه به قول آن عارف بزرگوار سيد هاشم حداد ناخودآگاه جلب ملك مي كنند. چنان صفا دارند، چنان حال خوشي دارند كه به واسطه حال خوش آنها كه بوي عطرش فضاي عرش و ملكوت را پر كرده و نور عبادت آنها، تمام ملكوت را جذب كرده، ملائكه الله به مقام هبوط كشيده مي شوند كه در محضر اين اولياء خدا بيايند.وقتي آيت الله قاضي، آن عارف بزرگوار به ملاحسينقلي همداني، استاد بزرگوارشان عرضه مي دارند: آقا جان! چه كنيم كه ريا در عمل ما نباشد؟ مي فرمايند: هر موقع در خلوت رفتي و با خداي خود شروع به مناجات كردي، فغان كن، فرياد بزن بگو: خدا! عاجزانه از تو مي خواهم باطنم را افضل از ظاهرم قرار بدهي. لذا دائم دعاي اولياء خدا در خلوت همين است.در حقيقت دعاي آنها همين روايت شريف حضرت امام محمد باقر(ع) است كه فرمودند: «من كان ظاهره أرجح من باطنه خف ميزانه»(۱) آن كسي كه ظاهرش بهتر از باطنش باشد، صددرصد نتيجه اش اين است: «خف ميزانه» ترازوي اعمال او سبك است.اولياء وحشت بسياري دارند از اينكه اين روايت شامل حالشان شود. حضرت نمي فرمايند: اينها عملي ندارند، ظاهرشان خوب نيست. نمي فرمايند: باطنشان خراب است، بلكه مي فرمايند: ظاهر نسبت به باطن برتر باشد؛ يعني در باطنشان هم خوبي و نيكي هست؛ اما اگر ظاهر برتر از باطن بود، «خف ميزانه». لذا اولياء مي ترسند، وحشت دارند. سر آنچه كه اولياء خدا در خلوت بيان مي كنند و آن چيزي كه ملاحسينقلي همداني به آيت الله قاضي مي فرمايند كه در خلوت فرياد بزن: خدايا! باطنم را افضل از ظاهرم بدار و نكند ظاهرم از باطنم برتر باشد، براي اين است كه اين يك نوع بيماري است.ظاهر اهل ريامولي الموالي(ع) مي فرمايند: «المرائي ظاهره جميل و باطنه عليل»(۲) آن كه اهل ريا شد، ظاهرش زيباست اما واي چه باطن مريضي دارد. كدام مريضي بدتر از مريضي روحي؟به حاج شيخ جعفر مجتهدي گفتند: شما اين همه به بيماري ها، رنج و مصيبت گرفتار شده ايد، آيا به پروردگار عالم شكوه كرده ايد؟ ديدند ايشان با كمال تعجب فرمودند: بله شكوه كردم، منتها از مريضي دروني خودم شكوه كردم، فرموده بودند: اگر تمام عمرم لحظه به لحظه اش در بستر باشم و تمام بيماري هاي ناشناخته شده به سمت من بيايند، ولي به من تضمين بدهند كه تو مريضي روحي نمي گيري، به خودش قسم همه بيماري ها را مي پذيرم؛ چون مريضي روحي و مريضي باطن دردآور است.اولياء خدا مريضي هاي روحي را به خوره يعني همان سرطان تمثيل زدند كه به جان انسان مي افتد. ديديد گاه كسي از سرطان خود خبر ندارد، مدتي وجودش را سرطان مي گيرد و آنقدر پيش مي رود كه يك موقعي مي گويند: فلاني بيماري لاعلاج سرطان گرفته. دكترها به او مي گويند: سه يا شش ماه ديگر باقي است.اولياء خدا مي گويند؛ مثال ريا همان بيماري خوره است كه به جان انسان مي افتد و او را آرام آرام مي برد، يك موقعي مي بيند ديگر روح طيب، پاك و الهي ندارد و خباثت وجودش را گرفته است. اولياء از اين مي ترسند.حاج شيخ جعفر مجتهدي، آن عارف بزرگوار مي فرمايند: حاضرم همه بيماريهاي جسمي را بپذيرم اما به شرط آن كه من ناحيه الله تبارك و تعالي يا از ناحيه مولايم تضمين داده بشود كه من به بيماري روحي دچار نيستم.آن چيزي كه بناست پرواز كند، به اعلي عليين برود و مشمول «انالله و انا اليه راجعون» (بقره/۱۵۶) شود، روح انسان است. اگر جسم چند صباحي هم مريض باشد، موقعي كه انسان جان به جان آفرين تسليم مي كند همه دردها و گرفتاري هاي جسمي از بين مي رود.بارها در مكاشفه يا در عالم خواب، اولياءخدا يا حتي انسان هاي عادي را ديده اند كه قبلا مريض بوده اند، اما الان بشاش هستند و ديگر مريضي ندارند؛ چون با قبض روح شدن بيماري هاي جسمي مي رود، اما آن بيماري كه در انسان مي ماند، بيماري روحي است- اين سري است كه اولياء افشا كرده اند- وقتي انسان با اين روح بيمار رفت، معلوم است كجا مي خواهدبرود! براي همين اولياء مي ترسند.آن عملي كه بيشتر از همه روح را بيمار مي كند و بيماري اش هم محسوس نيست، ريا است. «المرائي ظاهره جميل و باطنه عليل» شخص رياكار خودش هم خبر ندارد، ظاهرش ظاهر خوبي است، اما وامصيبت كه باطن به خرابي رفته است. لذا اولياء خدا مي ترسند. اين كه همه دنبال عمل براي خدا هستند، به خاطر اين است.ارواح معذبسيد جمال الدين گلپايگاني، آن آيت حق و عارف بزرگوار نكته بسيار عالي را بيان مي فرمايند، ايشان مي فرمايند: من دو نوع روح را ديدم كه در عذاب فرياد مي زنند: يك؛ گروهي كه در دنيا كافر بودند، همه چيز را انكار مي كردند و به تمسخر گرفته بودند. آنها حداقل براي خودشان يك جايي نمي گذاشتند كه بگويند احتمال اين كه آخرتي هست، عقبايي هست، بعد از اين دنيا دنيايي هست، وجود دارد تا حداقل اگر گناه مي كنند، دين خدا را تمسخر نكنند. اينها را ديدم كه چنان جزع و فزع مي كنند كه بيشتر از ديگرانند.فرمودند: ديدم هركس نسبت به گناه خودش فغان دارد، اما يك عده بيشتر از همه فرياد مي زنند و فغان دارند و اينها كساني هستند كه منكر هستند.اما دومين گروه كه بيشتر از ساير گناهكاران فرياد مي زدند و ناله مي كردند و اظهار عجز مي كردند و عاجزانه از پروردگار عالم مي خواستند كه آنها را برگردانند اما خطاب پروردگار عالم اين است: «كلا» (مؤمنون/ ۱۰۰)، آنهايي بودند كه اهل ريا بودند.اهل ريا درمقابل مخلصين هستند؛ چون ريا روح را به فرمايش مولي الموالي (۳) عليل مي كند، انسان را ذليل و خوار مي كند. لذا انسان بايد خيلي مواظب باشد.زشت ترين چيز نزد حضرات معصومين(ع)مي دانيد زشت ترين چيزها نزد حضرات معصومين (ع) و اوليا خدا چيست؟ وجود مقدس اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب (ع) مي فرمايند:«ما أقبح بالانسان باطنا عليلا و ظاهرا جميلا» (۳) چه زشت است كه آدمي باطني مريض و عليل داشته باشد اما ظاهرش جميل و نيكو باشد. خيلي دردناك است! به نظر من انسان بايد اين روايت را در قلبش حك كند و دائم براي خودش تكرار كند.زشت ترين مسئله اين است كه انسان باطنش خراب باشد. خيلي بايد مواظب بود. آن قدر اين مسئله مهم است كه آيت الله مولوي قندهاري، آن كنز خفي الهي بيان مي فرمودند: از آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني، آن مرد عظيم الشاني كه از وجود مقدس مولا حضرت حجت بن الحسن المهدي (عج) توقيع شريف دارند، سؤال كردم: آقاجان! مي شود سؤال كنم بالاترين ناله شما در دل شب چيست؟ ايشان به اصرار بنده لب به سخن گشودند و فرمودند: آشيخ محمد حسن! بدان ناله كسي كه دل شب از خدا مي ترسد اين است كه «خدا! باطنم چيست؟»، از باطن خود وحشت دارد. آشيخ محمد حسن! اين درس دادن ها، اين مباحث، ظاهر است اما نمي دانم باطنم چيست.نشانه عاقبت به خيريبعد نكته اي فرمودند كه بسيار زيباست فرمودند: اگر آن لحظات آخر باطن خودت را ديدي يا يك طوري الان به تو تضمين دادند و فهميدي باطنت برتر از ظاهرات است، بدان عاقبت به خيري.چه كساني عاقبت به خير هستند؟ آنها كه باطنشان برتر از ظاهرشان است. آنها كه لطف خدا و محبت خدا شامل حالشان بشود و باطن خود را ببينند.لذا فرمودند: حالا كه از من سؤال كردي، بگذار برايت بگويم: تا يقين پيدا نكردي، باطنت برتر از ظاهرت است و تا باطنت را به تو نشان ندادند كه از ظاهر خودت برتر است، هيچ گاه مطمئن نباش كه تو عاقبت به خير هستي- آيت الله مولوي قندهاري فرمودند: از آن لحظه به بعد تمام وجودم در لرزه است و مي ترسم.چه كسي مي تواند اعلام كند من عاقبت به خيرم ولو به اين كه هر شب اهل تهجد باشد كه توفيق شب خيزي براي همه نيست.مگر همه مي توانند توفيق داشته باشند كه هر شب شب خيزي داشته باشند؟ اما چه كسي مي تواند اعلام كند با اين كه شب خيز هستم اما باطنم از ظاهرم برتر است؟اين مرد الهي كه با وجود مقدس مولايمان در ارتباط بودند، مي فرمايند: شيخ محمدحسن! حالا كه سؤال كردي بدان، تا موقعي كه ندانستي باطنت بهتر از ظاهرت است، نه اينكه ظاهرت خبيث يا باطنت خبيث باشد، خير. باطن اولياء كه خوب است اما بايد آن قدر بالا بروي و اوج بگيري كه باطنت برتر از ظاهرت شود. يعني اگر ظاهرت اين است كه براي قيام در دل شب توفيق داري، اگر خدا به تو لطف كرده است كه مشمول «قم الليل» (مزمل/ ۲) شوي و تو هم قيام كني، ولي بايد ببيني باطنت چگونه است والا معلوم نيست عاقبت به خير شوي.نقل است كه آيت الله العظمي بروجردي گريه مي كردند. گفتند: آقا! شما چرا گريه مي كنيد؟ شما كه اين همه بزرگان و مجتهد پرورش داديد؟- همانطور كه براي آيت الله العظمي سيد ابوالحسن هم همين را بيان كردند. فرمودند: تا ندانم كه دينم را مي توانم سالم از اين دنيا ببرم، نمي توانم بگويم عاقبت به خيرم. خيلي مهم است!رياي خفيهلذا- دقت كنيد، نكته بسيار مهمي است. اولياء و خصيصين ما هيچ يك از نمازهاي شب و اعمال خودشان، حتي واجبات خودشان را حساب نمي كنند. مي ترسند. اصلا ولو به لحظه اي در مقابل ديدگان خودشان نمي آورند كه فلان كار خير را كردم، دست فلان كس را گرفتم، فلان عمل را انجام دادم، شب خيز هستم، ابدا؛ چون مي ترسند كه به ريا دچار شوند و اين آغاز ريا است.ابوالعرفاء، آيت الله العظمي اديب فرموده بودند: اي بسا رياي خفيه اين باشد كه در درون خودت، سير اعمال خودت را داشته باشي. به هيچ كس هم نگويي، اما همين كه در ذهنت بگذرد من فلان كار را كردم، همين عامل براي ريا مي شود؛ چون اين رياي خفيه در درون، يك موقعي رياي بيروني مي شود؛ چون ريا رؤيت عمل است، رؤيت عمل براي خودت هم نبايد باشد.مگر در باب اخلاص نيست كه اگر عمل براي خدا است، مگر مي شود انسان در درون خودش آن عمل را مرور كند و لذت ببرد كه من اين عمل را انجام دادم ولو به كسي هم نگويد! اگر براي خداست، ديگر ديده نمي شود، اوج گرفت، پرواز كرد، رفت به سوي پروردگار عالم.نشانه قبولي عمل نزد باري تعاليعلامه سيدمحمدحسين حسيني طهراني به نقل از سيدهاشم حداد، آن عارف بزرگوار بيان فرمودند كه استاد بزرگوارشان، آيت الله قاضي فرمودند: مي خواهيد بدانيد كدام عملتان قبول است؟خيلي مهم است. چه كسي بدش مي آيد بداند عملش مورد قبول حضرت حق واقع شده است. همه دنبال اين هستند كه بدانند اگر عملي را در درگاه حضرت حق انجام داديم، حضرت حق، ذوالجلال و الاكرام قبول كرده يا اينكه خداي ناكرده مشمول «خسر الدنيا و الاخره» (حج/۱۱) شده ايم. چه فايده اگر پروردگار عالم قبول نكند؟ در دنيا خودمان را به خسارت انداختيم، اين عمل را انجام داديم اما نتيجه نداد.ايشان فرموده بودند: مي خواهيد بدانيد مشمول عاقبت به خيري و قبولي عمل هستيد يا نه؟ آن عملي كه انجام دادي و ديگر حتي به ذهنت نيامد، بدان آن عمل را پروردگار عالم خريده است و با خودش برده است. معلوم مي شود آن عمل مهر قبولي خورده است- خيلي مهم است- اما اگر مدام به ذهنت آمد: «من بودم كه فلان عمل را انجام دادم»، به كسي هم نمي گويي، فقط در درون خودت مرور مي كني، معلوم نيست مورد قبول و عنايت حضرت حق باشد؛ چون كسي كه براي خدا كار مي كند، ريا براي خودش هم نيست. رياي خفيه اين است كه انسان در درون خودش عمل را تكرار كند. اما اگر آن عمل نيك كه انجام دادي، ديگر در ذهنت نيامد، معلوم مي شود خالص و براي خدا بوده و خدا آن را خريده است.همه اعمال مخلصين عالم فقط براي خداست و دغدغه شان هم اين است كه نكند يك عملي را حتي براي مزد و اجر و حتي براي بهشت انجام بدهند. مي گويند: واي بر ما! اگر عملي را انجام بدهيم به خاطر اينكه مزد و اجر بخواهيم. او خودش بلد است. او خودش بصير است «ان الله بصير بالعباد»(غافر/۴۴) خدا مي بيند. من براي او كار مي كنم، خودش مي داند چگونه مزد بدهد.اما اگر گفتم: اين عمل را انجام مي دهم كه مثلا در بهشت باشم، اين عمل را انجام مي دهم كه مثلا طي الارض ياد بگيرم، اولياء خدا مي گويند: چنين كسي مفت باخته است.لذا كساني كه خدا به آن ها طي الارض را مرحمت كرد، وقتي براي اولين بار طي الارض كردند، خودشان هم نفهميدند، يكدفعه اين جريان اتفاق افتاد و هيچ دعا و ذكري را براي طي الارض نخواندند، اولياء خدا اينطور هستند.حيف نيست انسان اين لساني را كه پروردگار عالم به او مرحمت كرده است، عوض اينكه در راه خود خدا خرج كند، به ذكري مشغول كند كه فقط طي الأرض بخواهد. درست است گناه نمي كند، فحاشي نمي كند، تهمت نمي زند، ولي حيف نيست؟ اولياء مي گويند: اين زبان مال خودش است، پس بايد در راه خودش، خالص بچرخد. لذا اولياء در درون خودشان هم عمل را به رؤيت ذهن خودشان نمي آورند كه نكند به رياي خفيه دچار شوند. خيلي مهم است، اگر توانستيم اين طور گام برداريم آن وقت غوغايي مي شود. اوليا الهي نگاهشان دائم به اوج استاصلا اولياء خودشان نمي دانند كه اوج گرفتند. مي گويند: آنهايي كه كوهنوردي مي كنند اگر در حالي كه دارند به اصطلاح اين بلندي ها را بالا مي روند، يا كساني كه از روي طناب نازكي مي گذرند كه از اين سمت دره به آن سمت بروند، اگر نگاهشان به پايين بيفتد وحشت آنها را دربرمي گيرد، مي ترسند، مي گويند: من بودم اين همه بالا آمدم، يك موقع مي افتند و سقوط مي كنند. اولياء، عرفاء عظيم الشأن و بندگان خاص حضرت حق ولو به لحظه اي نمي گويند: من را ببين تا كجا پيش رفتم، بلكه بر عكس، دائم دارند تا اوج را مي بينند، آن جايي كه «قاب قوسين أو أدني» (نجم/۹) است. ابو العرفاء فرمودند اگر خواستي تا «قاب قوسين أو أدني» بالا بروي، اگر گفتي كه من زيد شدم، فلان شدم، تمام است. كسي كه اوج را مي بيند، دائم مي بيند عقب افتاده، عمر دارد تمام مي شود، مي بيند باخته، نمي گويد: من اين همه راه طي كردم، بلكه مي گويد: چرا به آن اوج نرسيدم. لذا اولياء غره نمي شوند. عملشان در درون خودشان، در ذهنشان تكرار نمي شود كه بگويند: بله من هم كسي شدم، هرگز! دائم خود را خوار و ذليل مي بينند، وحشت دارند، اصلا نگاه به عمل ندارند؛ چون نگاه به نور دارند، مي خواهند به نور برسند، نگاه به افق اعلي دارند، مي خواهند به آن افق اعلي برسند، كجاست كه يك لحظه بگويند: چنين كرديم، اصلا متنفرند از اينكه خود بگويند يا كسي به ايشان بگويد: شما فلان عمل را انجام داديد، مقربيد. آنها وحشت دارند، مفت نمي خرند، چيزهاي بزرگ مي خواهند، افق اعلي، قاب قوسين را مي خواهند، اين حال خوش را دارند، آن وقت چه موقعي مي توانند ريا داشته باشند؟! ريا مال آن كسي است كه كوچك ترين عمل خوب را انجام مي دهد، فكر كرده غوغايي كرده، شق القمر كرده، مدام در درون خودش تكرار مي كند تا اينكه رياءالناس مي شود، اما اولياء اين طور نيستند. بندگي يعني اين. اگر دلمان مي خواهد بدانيم بندگي چيست، بندگي همين دو ركعت نمازي كه مي خوانيم نيست، بندگي اين روزه اي كه به ظاهر مي گيريم نيست، بندگي يعني اينكه انسان همه اعمالش براي خدا باشد و در درونش تكرار نشود. بايد ببينيم ريا چه مي كند، بيچاره مي كند، تمام اعمال انسان را دود مي كند. سياهي محض است. انسان بايد هميشه به حضرت حق پناه ببرد.«أعوذ بالله السميع العليم من همزات الشياطين و أعوذ بالله أن يحضرون ان الله هو السميع العليم» از نفس اماره پناه ببرد كه واي از اين نفس دون كه با انسان چه كرده. بايد پناه برد آن هم نه يك لحظه نه يك ساعت، بلكه بايد دائم در پناه بود. خودمان را به حصن حصين نزديك كنيم يكي از راه ها هم اين است. حتما انسان بايد خودش را به حصن حصين نزديك كند و كدام حصن حصيني برتر از مولا و آقامان، حضرت حجت ابن الحسن المهدي(عج)؟! با آقا حرف بزنيد، خيلي اين صحبت با آقا اثر دارد.با يك دقيقه شروع كن، با آقا حرف بزن، بگو: آقا! اگر رهايم كني نفس اماره مي برد. اگر رها كني همه شياطيني كه منتظرند من را مي برند. آقاجان! به جان مادرت به تو پناه آوردم.آقاجان! شما قرآن ناطقيد، قرآن صامت مي فرمايد: «و اما السائل فلا تنهر» (ضحي/ ۰۱) ما گداييم، ردمان نكن، پناهمان بده. آقا! دست گدا را بگير، اگر دستمان را رها كني باختيم. آقاجان! شما بايد مواظبمان باشي، اگرنه ، نفس، ما را به رياكاري دعوت مي كند، بدبخت مي شويم.آقاجان! به جان مادرت نرجس خاتون(س)، شما خيلي مادرتان را دوست داريد، شنيدم همه بزرگان آن هايي كه به محضرتان رسيدند، تا شما را به مادرتان، حضرت نرجس خاتون قسم دادند، سريع جوابشان را داديد. آقا! يك لطفي كن به ما هم عنايتي كن.آقا! همين قدر كه من بتوانم شب، موقع خواب اسمتان را بياورم. حالا كه نمي توانم ببينمتان، حداقل اسمتان را به زبان بياورم. صبح تا بلند مي شوم تا گفتم: «بسم الله الرحمن الرحيم» ياد شما بيفتم، بگويم: «السلام عليك يا مولاي يا بقيه الله» اول سلامم به شما باشد. آقاجان! چقدر زيبا است تا مي خواهم عملي را انجام دهم خود شما ياد مباركتان را در ذهنم بيندازيد، به من بگوييد: غلام من! بنده من! مواظب باش، من مي بينم، پرونده ات به دست من مي رسد. اگر اين كار را بكنيد كه لطف بزرگي كرديد.اينطور با آقا حرف بزنيم، درد دل كنيم، به خدا اينقدر دوست دارد، خودش فرموده، بزرگان فرمودند، تشويق كرده، بخصوص جوان هاي عزيز، آقاجان فرموده: من خيلي دوست دارم صداي جوان ها را بشنوم. جوان ها بيايند بگويند: «آقا!» من هم بگويم: «بله».۱- بحارالانوار، ج ۸۶، ص۳۶۵، باب ۰۹۲- غررالحكم، ص ۳۱۱، حديث ۷۱۸۷۳- غررالحكم، ص ۴۵۸، حديث ۱۰۴۷۸نویسنده: آيت الله روح الله قرهيانتهای پیام/ق/0 ]]> میراث معنوی Sun, 20 May 2012 07:27:11 GMT http://bfnews.ir/vdcauwnm.49nyw15kk4.html برگزاری همايش «آسيب‌های انتظار» در شيراز http://bfnews.ir/vdceoo8n.jh8xoi9bbj.html به گزارش آینده روشن، به نقل از روابط عمومی اداره‌كل اوقاف و امور خيريه فارس، مصطفی زائری، مدير روابط عمومی اداره‌كل اوقاف و امور‌خيريه فارس، گفت: همايش آسيب‌های انتظار در عصر ظهور از سوی اداره‌كل اوقاف و امور خيريه فارس جهت طلاب و روحانيون شهرستان شيراز برگزار خواهد شد. وی بيان كرد: اين همايش يك روزه با سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمين اسماعيلی از اساتيد حوزه علميه قم، از ساعت ۱۷ تا ۱۹ روز دوشنبه اول خردادماه سال جاری، در حرم مطهر حضرت علی بن حمزه(ع) برگزار می‌شود كه از همه روحانيون، طلاب و ائمه جماعات مساجد و بقاع متبركه شيراز جهت شركت در اين همايش دعوت به‌عمل می‌آيد. خبرنگار: محمدمهدی عبداللهیانتهای پیام/ق/0 ]]> اجتماعی Sun, 20 May 2012 06:06:40 GMT http://bfnews.ir/vdceoo8n.jh8xoi9bbj.html ::گزارش تصویری:: دیدار پژوهشگران مهدوی با آیت الله جوادی http://bfnews.ir/vglbagbs.rhbagrquu8ipr.l.html انتهای پیام/گ/0/ ]]> انديشه Sun, 20 May 2012 05:02:18 GMT http://bfnews.ir/vglbagbs.rhbagrquu8ipr.l.html نشانه واقعی انتظار عقلانیت است http://bfnews.ir/vdccmoqp.2bq1o8laa2.html به گزارش آینده روشن، مسوولان، اعضای هیات علمی و پژوهشگران موسسه آینده روشن (پژوهشکده مهدویت) و دبیرخانه همایش بین المللی دکترین مهدویت ظهر روز شنبه و در آستانه هشتمین همایش بین المللی دکترین مهدویت با آیت الله جوادی آملی در محل بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء دیدار کردند. آیت الله جوادی آملی در این دیدار با اشاره به اهمیت میزان فهم انسان در درک مطالب عقلی تجسم یافته به توضیح مسئله دسته بندی علم به دینی و غیر دینی پرداخت و گفت: براساس جهان بینی الهی و بر خلاف جهان بینی الحادی، علم غیر دینی معنا ندارد. در جریان فلسفه الهی که اثبات وجود خداست آنچه در جهان موجود است خدا، اسماء او، اوصاف او و آثار اوست و هر رشته از رشته های علمی یا در زمینه اثبات وجود خدا و یا شناخت او از طریق شناخت مخلوقات و پدیده های اوست. وی همچنین با تشریح اینکه هنر فعل است و علم نیست به تفاوت های مفهومی هنر و زیبایی اشاره کرد و گفت: هنرمند بر اساس تفکر و اعتقاد خود ممکن است هنر را در خدمت دین قرار دهد و یا به ارائه هنر غیر دینی بپردازد. هنرمندی که دغدغه دین ندارد هنرش هرگز دینی نخواهد بود حتی اگر در مورد دین کار هنری انجام دهد. این مفسر قرآن کریم خوب حرف زدن و حرف خوب زدن را مصداق تعریف هنر دینی دانست و افزود : اگر این دو فضیلت در کنار هم باشد هنر واقعی که بیان خوبی هاست مصداق پیدا می کند و بیان هنرمندانه از این مفهوم سرچشمه می گیرد. وی حسن الورود و حسن الخروج بودن را در ارائه یک مطلب به عنوان شاخصی در بیان هنرمندانه ذکر کرد و گفت: جمع کار علمی و هنری همان جمع فضیلتین است . یعنی ارائه مطالب اعتقادی و دینی با بیانی زیبا و دلنشین و هنرمندانه همان معنای خوب حرف زدن و حرف خوب زدن است. آیت الله جوادی آملی موفقیت یک پژوهشکده را در ارائه مطالب مفید در قالب و بیان خوب دانست و افزود: همواره دلال نویسنده با محقق واقعی تفاوت دارد. محقق به ارائه اندیشه ها و حرف های نو و نگفته می پردازد و دلال نویسنده همچون یک نقال ارواح، فقط حرف های تکراری را دوباره بازگو می کند. وی وظیفه موسساتی چون آینده روشن را بسیار سنگین عنوان کرد و گفت: همان طور که خداوند در قرآن فرموده است : (انّ الله سبحانه تعالي يحبّ معالي الامور و اشرافها و يكره سفسافها ). اشاره به همین مطلب دارد که خدا همت بلند ، فکربلند و حرف نو را دوست دارد و حرف پست را دوست ندارد و تفسیر آن همان است که امیرالمومنین (ع) فرمودند : ((هیچگاه لماظه خوار ( مانده غذای لای دندان ) نباشید)) . انسان باید آزاده باشد. ما نباید از جهل مردم سوء استفاده کنیم. مطالب تکراری را به جای مطالب نو مطرح نکنیم. این محقق و مفسر بزرگ حوزه با تاکید بر پیاده کردن هنر بر مدار علم، هنر دینی را دارای سه ضلع بر شمرد و گفت : ضلع اول آن عقلانیت برهانی است که در آیات و روایات ما نیز بیان شده است. هنرمند این عقلانیت را که از عالم بالا گرفته است در کارگاه خیال خود نگه داشته و به آن صورت و معنا می دهد. وقتی زیبا و جلوه گر شد به مرحله بیان هنری می رساند. در واقع ضلع اول عقلانیت است، ضلع دوم صورت یافتن خیال است و ضلع سوم خروجی کار یعنی جمال محسوس و دلپذیر است. آیت الله جوادی آملی با تاکید بر اینکه کار هنری سفارشی نیست و هنرمند واسطه بین عقلانیت و جمال محسوس است. هنر صورت و معنا دادن به خیال را یک ودیعه الهی و آسمانی توصیف کرد و گفت: اگر چنین شود اثری فوق العاده در کار هنرمند دارد که آثار و برکات زیادی نیز به همراه خواهد داشت. وی نشانه واقعی انتظار را عقلانیت عنوان کرد و افزود : شناخت امامت یک ضرورت است و تجلی همان عقلانیت است و اگر ما بتوانیم در فهم و درک بیشتر مسئله عرضه اعمال توجه کنیم اثر انذار فراوان برای خود ما دارد بخصوص آنهایی که در لباس روحانیت و به عنوان خواص جامعه مشغول فعالیت هستند باید خود را هر لحظه در پیشگاه و محضر حضرت حجت (عج) ببینند و درک این حالت باعث سلامت فکر و عمل ما و دوری از انحراف و اشتباه در این مسیر می شود . هرکس که معتقد به وجود امام زمان (عج) باشد مسئله عرضه اعمال ما به محضر آن حضرت به واقع بدنش را می لرزاند و اثر فراوانی در تزکیه روحی شخص و جامعه دارد. آیت الله جوادی آملی با توضیح و قرائت بخشی از کتاب تذکره الاولیاء اثر علامه طباطبایی (ره) دفاع عالمانه و متقن از اعتقادات شیعه را یک رسالت بزرگ برای محققان و پژوهشگران شیعی در مقابل تفکرات انحرافی یا معاندانه دانست و خاطر نشان کرد: برای انجام این وظیفه بزرگ باید با پشتوانه عظیم علمی و فکری به میدان آمد همان طور که بزرگانی چون مرحوم علامه طباطبایی با تمام قوا به میدان می آمدند . امیرالمومنین (ع) در جنگ جمل هنگامی که می خواستند پرچم را به ابن حنفیه بدهند به او فرمودند : (( درست است که تو با یک سرباز روبرو هستی اما خوب نگاه کن که دشمن تا کجا صف کشیده است .)) در حقیقت حضرت عمق فتنه را برای او ترسیم کردند. وی با نقل جملاتی از آیت الله بهجت (ره) امام زمان (عج) را آگاه از هر عمل و کار ما دانست و گفت: ایشان می فرمودند : اینقدر منتظر نباشید که حضرت را ببینید تلاش کنید تا حضرت شما را ببیند. وی با بیان اینکه موضوعات گوناگون هنری را می توان در قالب نمایش تصویری با بیانی هنرمندانه به جامعه عرضه کرد گفت: زبان تصویر، توانایی تبدیل یک معقول به محسوس را دارد اما توسط یک هنرمند ونه بازیگر. هنرمند متدین و دین مدار بر اساس باورها و اعتقادات خود عمل می کند و هنر خود را فقط در مسیر تجلی و تجسم دین به کار می گیرد. حجت الاسلام و المسلمین پورسید آقایی مسئول موسسه آینده روشن در ابتدای این دیدار ضمن عرض تشکر از اختصاص فرصتی جهت دیدار و بهره بردن از رهنمودهای آیت الله جوادی آملی با بیان روند تشکیل موسسه آینده روشن توسط علما و صاحب نظران حوزوی و دینی برجسته ، به همایش بین المللی دکترین مهدویت به عنوان تنها همایش تخصصی در این موضوع اشاره کرد و گفت : انتشار کتابهای متعدد در موضوعات مرتبط با امام زمان (عج) ، فعالیت خبرگزاری آینده روشن به عنوان خبرگزاری تخصصی مهدویت ، انتشار خبرنامه ها ، ویژه نامه ها ، مقالات همایش ها و مکتوبات متعدد و نشریات علمی و آموزشی ویژه کودکان ، نوجوانان ، جوانان و نشریات تخصصی پژوهشی در موضوع مهدویت و انتشار نشریات تخصصی به زبان های انگلیسی و عربی از اقدامات علمی و پژوهشی موسسه آینده روشن می باشد. وی با اشاره به استفاده از طلاب و پژوهشگران فرهیخته و برگزیده در ترکیب بخش های گوناگون موسسه که اغلب دارای مدارج علمی حوزوی و دانشگاهی بالایی هستند گفت : برخی از آثار منتشر شده توسط مسئولان و محققان موسسه به عنوان کتابهای برتر حوزه و مقالات برگزیده سال انتخاب شدند و به عنوان نمونه کتاب پرسش و پاسخ های مهدوی که به همت پژوهشگران موسسه آینده روشن به چاپ رسید از پرفروش ترین کتابهای مهدوی نمایشگاه بین المللی کتاب امسال بوده است . حجت الاسلام پور سیدآقایی با اشاره به برگزاری همایش بین المللی دکترین مهدویت به عنوان یک همایش علمی و معنوی تاثیرگذار در سطح جهانی گفت : ما هر ساله شاهد استقبال و گرایش چهره هایی از محققان و میهمانان همایش به سمت موعود حقیقی جهان هستیم و در مواردی جاذبه و عظمت موعود جهان ،امام عصر(عج) بسیاری را به تامل بیشتر و تحقیق دوباره درباره موعودهای ادیان دیگر در مقایسه با منجی وعده داده شده تشیع هدایت کرده است . وی همچنین برگزاری نشست ویژه بیداری اسلامی را به عنوان برنامه جنبی همایش امسال عنوان کرد و گفت: مسئله خیزش اسلامی مردم منطقه بسیار مهم و در ابعاد گوناگون قابل طرح و بررسی است. حجت الاسلام پورسید آقایی با بیان اینکه حوزه باید پاسخگوی نیازهای دینی جامعه باشد موسسه آینده روشن را وابسته به جریان بالنده مرجعیت دینی دانست و تاکید کرد: موسسه ما به هیچ جریان و گروهی وابسته نیست و ادعاهای برخی افراد و جریان ها کذب محض است و ما خود را تحت لوای حوزه علمیه و مرجعیت عظیم الشان شیعه می دانیم. وی همچنین با اشاره به دغدغه مقام معظم رهبری در تحقق الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت این خواست رهبری را همان شکل گیری جامعه منتظر توصیف کرد و تاکید کرد: نگاه راهبردی به آموزه مهدویت یک نگاه جدی و تاثیر گذار فکری است و انسان منتظر واقعی در این مسیر گام بر می دارد.هشتمین همایش بین المللی دکترین مهدویت روزهای ۱۵ و ۱۶ تیر ماه امسال مصادف با ۱۵ و ۱۶ شعبان المعظم در سالن همایش های بین المللی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در تهران با حضور اندیشمندان ایرانی و خارجی و مسوولان کشوری برگزار می شود. علاقه مندان تا یکم خرداد ماه امسال فرصت دارند، مقاله های خود را به دبیرخانه این همایش به نشانی قم، خیابان شهدا، کوچه ۲۵، پلاک ۲۷، ساختمان شماره ۲ موسسه آینده روشن (پژوهشکده مهدویت) ارسال کنند و برای کسب اطلاعات بیشتر در قم می توانند با تلفن ۷۸۳۳۷۱۴ با پیش شماره ۰۲۵۱ تماس بگیرند. نشانی اینترنتی این همایش www.mahdaviat-conference.com و نشانی اینترنتی موسسه آینده روشن (پژوهشکده مهدویت) www.intizar.ir است. انتهای پیام/ن/1 ]]> انديشه Sun, 20 May 2012 04:53:04 GMT http://bfnews.ir/vdccmoqp.2bq1o8laa2.html دفاع عالمانه و متقن از اعتقادات شیعه یک رسالت بزرگ برای محققان عرصه مهدویت است http://bfnews.ir/vdcb09bs.rhbf9piuur.html به گزارش آینده روشن، مسوولان، اعضای هیات علمی و پژوهشگران موسسه آینده روشن (پژوهشکده مهدویت) و دبیرخانه همایش بین المللی دکترین مهدویت روز شنبه و در آستانه هشتمین همایش بین المللی دکترین مهدویت با آیت الله جوادی آملی در محل بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء دیدار کردند. در این دیدار آیت الله جوادی آملی خوب حرف زدن و حرف خوب زدن را مصداق تعریف هنر دینی دانست و افزود : اگر این دو فضیلت در کنار هم باشد هنر واقعی که بیان خوبی هاست مصداق پیدا می کند و بیان هنرمندانه از این مفهوم سرچشمه می گیرد. این مفسر بزرگ حوزه موفقیت یک پژوهشکده را در ارائه مطالب مفید در قالب و بیان خوب دانست و افزود : همواره دلال نویسنده با محقق واقعی تفاوت دارد. محقق به ارائه اندیشه ها و حرف های نو و نگفته می پردازد و دلال نویسنده همچون یک نقال ارواح، فقط حرف های تکراری را دوباره بازگو می کند. وی وظیفه موسساتی چون آینده روشن را بسیار سنگین عنوان کرد و گفت: همان طور که خداوند در قرآن فرموده است : (انّ الله سبحانه تعالي يحبّ معالي الامور و اشرافها و يكره سفسافها ). اشاره به همین مطلب دارد که خدا همت بلند ، فکربلند و حرف نو را دوست دارد و حرف پست را دوست ندارد و تفسیر آن همان است که امیرالمومنین (ع) فرمودند : ((هیچگاه لماظه خوار ( مانده غذای لای دندان ) نباشید)) . انسان باید آزاده باشد . ما نباید از جهل مردم سوء استفاده کنیم. مطالب تکراری را به جای مطالب نو مطرح نکنیم. وی با بیان اینکه موضوعات گوناگون هنری را می توان در قالب نمایش تصویری با بیانی هنرمندانه به جامعه عرضه کرد گفت: زبان تصویر، توانایی تبدیل یک معقول به محسوس را دارد اما توسط یک هنرمند و نه بازیگر. هنرمند متدین و دین مدار بر اساس باورها و اعتقادات خود عمل می کند و هنر خود را فقط در مسیر تجلی و تجسم دین به کار می گیرد. انتهای پیام/ن/۱ ]]> انديشه Sun, 20 May 2012 04:20:39 GMT http://bfnews.ir/vdcb09bs.rhbf9piuur.html در نسیم انتظار http://bfnews.ir/vdcdjn0k.yt0sn6a22y.html صبح جمعه آسمان آبى تر از هر صبح دیگر است ونسیمش خوشبوتر وروح افزاتر از هر نسیم دیگر. صبح جمعه بوى بهار مى پیچد، حتى اگر در زمستانى ترین روز سال باشى.اگر خستگى یک هفته روز مرگى وتلاش بگذارد، اگر جمعه را بشناسى وقدر بدانى، اگر در انتظار جمعه ى موعود باشى وخلاصه اگر خواب خوش بامدادى مجال دهد، مى توان در طراوت این صبح دلپذیر، نه بهارى، که بهشتى شد. مى توان با نسیم خوشش روح را جلا داد وآینه شد. مى توان با قطرات شبنم صبحگاهى اش زنگار دل را زدود. اگر دل پاک ومنتظر باشد، مى توان در صبح جمعه شمیم عطر حضورش را بویید، آن گاه در زلال ولایتش وضو ساخت ونمازى شیرین به جا آورد. چه حلاوتى دارد این نماز! چه قدر ماندنى است! انگار که به او اقتدا کرده اى واز لطافت ترنم آبشار حضورش سیراب شده اى. نماز که به آخر مى رسد، خیال پیوستن به او دلت را لبریز مى کند وزبان، ترنم آغاز مى کند: (اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم). آن قدر که این دل شیدا از امید بودن با او لبریز شود وچه سخت است دور بودن از او چه سخت است نشنیدن حتى زمزمه اى از او! چه سخت است این تنهایى ما وکوتاهى دستمان از دامن او! کجاست آن فردایى که به دیدارش حیاتى دوباره یابیم واز زلال مهرش سیراب شویم؟ (هل الیک یا بن أحمد سبیل فتلقى؟).این زمزمه دل شیفته است که ندبه سر داده است ومى سوزد وآرام آرام عقده ى دلتنگى را در این نجواى عاشقانه با تو مى گشاید. چه نجواى آرامى دارد این ندبه هاى صبحگاهى! چه روح بخش وطراوت زاست! چه صفایى به دل مى دهد! به جز صبح جمعه ودر میان عاشقان آن موعود مهربان کجا مى توانى چنین پاکى وزلالى را دریابى؟ دعاى ندبه آهنگ دلتنگى ونغمه ى ایمان، وفریاد عشق به امام وتمناى مرهمى بر آتش این حرمان است. ندبه ى صبحگاهى صیقلى است که به روح خسته از هجران مى دهى تا زنگار فرو ریزد وشفاف شود. روح باید در زلال این آبشار معرفت شسته شود تا پاک وبى آلایش ظهور یار را تمنا کند. جسم را هم باید شست وشو داد. باید در این روز سراسر نور، در این عید مبارک، در این بهارى ترین روزهاى سال، در روزجمعه، از هر کدورتى پاک شوى.پیامبر خدا، حضرت محمد به امیر مؤمنان، على مى فرمایند: (یا على! در هر جمعه غسل جمعه را به جا آور اگر چه باید قوت روز خود را بفروشى وآبى تهیه کنى وخود گرسنه بمانى که هیچ سنتى بزرگ تر از غسل جمعه نیست).بگذار آب، این رحمت مجسم خدا در خلقت، کدورت از تو برگیرد وتو در این ریزش رحمت زمزمه کن که: (خدایا! مرا از توبه گویان وپاکان درگاهت قرار ده)! بگذار خنکاى آب، درونت را هم شست وشو دهد. بگذار خطاکارى وتیرگى از جانت شسته شود وتو تا جمعه اى دیگر وطهارت وطراوتى دیگر پاک بمانى، آن چنان که آینه ى نیکى ها ونکویى ها شوى.وصد حیف که این لحظات ناب جمعه رفتنى است! چشم بر هم زنى، جمعه اى مى آید ومى رود وباز هم تو در انتهاى جاده ى انتظار مى ایستى، پاک وبا طراوت، زلال ومطهر، با یک سبد گل راز ونیاز شبانه و ندبه ى سحرگاهى ویک آینه ى در دل، وانتظار، یعنى همین مهیا بودن تو. گوارایت باد حلاوت این پاکى!منبع: کتاب روح بهارنویسنده: منیره زارعانانتهای پیام/ق/0 ]]> میراث معنوی Sun, 20 May 2012 04:11:15 GMT http://bfnews.ir/vdcdjn0k.yt0sn6a22y.html جوانان مسجدی مشهد، با فرهنگ انتظار آشنا می شوند http://bfnews.ir/vdchiwnm.23nxwdftt2.html مدیر فرهنگسرای انتظار مشهد، در گفتگو با خبرنگار آینده روشن گفت: طرح مسجد ما در دور جدید، تغییراتی در مدل اجرایی آن به وجود آمد و آن اینکه به صورت منطقه ای فرهنگسراها ارائه خدمت می کنند ودر ۲۴ مسجد آموزش معارف مهدویت برگزار می شود حجت الاسلام و المسلمین محمدفخراکبری مقدم ، با اشاره به اینکه این طرح به مدت ۱۸ هفته در مساجد برگزار می شود،افزود: در این ۱۸ هفته برنامه های ۱۳ فرهنگسرا به صورت پیشنهادی اعلام می شود و مساجد با توجه به تناسب و نیازشان این برنامه ها را اجرا می کنند.وی با بیان اینکه در سال جدید ۱۰ اقدام فرهنگی با تنوع قالب و مخاطب در فرهنگسرای انتظار برای مساجد تعریف شده است ، افزود: در این پروژه با اقدامات فرهنگی که صورت گرفته است به محتواسازی در قالب هندسه  پرداخته شد که اینگونه پیام به مخاطب منتقل خواهد شد، به همین خاطر محصولات متنوعی از جمله کتاب، نرم افزارچند رسانه ای را در اختیار مخاطب قرار خواهیم داد .مدیر فرهنگسراری انتظار در ادامه به موضوعات دور چهارم مسجد محوری اشاره کردو افزود: اسوه های انتظار، آسیب شناسی فرهنگ انتظار،مسئولیت پذیری،شهروند منتظر،الگو پذیری و الگو گزینی، شهروند منتظر و امید به آینده، دشمن شناسی حوزه مهدویت، رشد معرفت و بحث نمادهای آخرالزمانی و غرب و رسانه و فلسفه انتظار ۱۰ موضوعی است که فرهنگسرای انتظار در دور چهارم طرح" مسجد ما" اجرا می کند. انتهای پیام/ن/2 ]]> اجتماعی Sat, 19 May 2012 09:47:40 GMT http://bfnews.ir/vdchiwnm.23nxwdftt2.html نشست تخصصي «بيداري اسلامي و تحولات خاورميانه» http://bfnews.ir/vdcip3aw.t1ap32bcct.html به گزارش آینده روشن، اين نشست با حضور اساتيدي همچون دهقاني فيروز آبادي رئيس دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه علامه طباطبايي ، نبوي معاون پژوهشي پژوهشكده مطالعات فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم تحقيقات و فناوري ، منوچهر تسليمي مسئول دبيرخانه بيداري اسلامي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و برخي اساتيد ديگر برگزار شد. در اين مراسم ابتدا دهقاني فيروز آبادي به بررسي برخي از تحولات منطقه و مزيت هاي عنوان بيداري اسلامي به جاي بهار عربي پرداخت و گفت: عنوان دادن به غير از بيداري اسلامي داراي اهداف مستكبران است و علت اصلي تمام اين بيداري ها ، اسلام خواهي است . مطلوب و خواسته انقلابيون، مردم سالاري ديني و اسلامي است. وي سپس به تأثيرات ناكارآمد مدرنيته برجوامع عربي نيز پرداخت و خاطر نشان كرد: دولت هاي عرب نتوانسته اند در دولت مدرن به اهداف سياسي و اقتصادي و تأمين استقلال و جلوگيري از دخالت هاي قدرت هاي بيگانه دست يابند. وي بيداري هاي اخير را موجب آشكار شدن چهره ي واقعي اسرائيل و تضعيف نيروي نظامي وي در منطقه دانست و گفت: در جهان عرب رقابت بر سر حكومت تشديد شده است و در برخي از مواقع رقابت و مناظره به جنگ هاي داخلي و فرقه گرايي منجر مي شود. وي در پايان تأثيرات بيداري اسلامي در كشورهاي ديگر را مهم دانست و گفت: اكنون شاهد تعاملات ستيزه جويانه و تعاملات دوستانه در برخي از كشورها هستيم و تحولات بيداري اسلامي موجب تغيير نظام حكومتي خواهد شد و تنش و درگيري در كل منطقه براي رسيدن به اين هدف ادامه خواهد داشت. در ادامه نشست، نبوي به بحث در مورد تحولات مصر پرداخت و سه جريان را در كشور مصر و تحولات اخير درگير دانست و گفت: پس از انقلاب مصر حكومت به دست ارتش كشور مصر بوده است و اكنون ارتش، جريان هاي اسلام گرايانه و سكولار سه جريان مهم در جنبش هاي اين كشور هستند كه تلاش مي كنند تا حكومت را در دست گيرند. همچنين وي به جريان هاي اسلام گرا و از جمله "اخوان " و حزب الوسط " اشاره كرد و تفرقه و جدال هاي بين آنها را مخاطره آميز دانست و گفت: سلفي ها يكي از جريان هايي است كه پس از نا آرامي هاي اخير در مصر به ترويج وهابيت مي پردازد. سپس نبوي به انتخابات رياست جمهوري آينده مردم مصر و مشكلات پيش روي رئيس جمهوري آينده اين كشور نيز پرداخت و گفت: مشكلات و بحران هاي اقتصادي و سياسي و اجتماعي در اين كشور بسيار است . بحران اقتصادي به اندازه اي است كه غذا و سوخت در اين كشور ناكافي است. بحران اجتماعي بر اندازه اي است كه پليس مصر ديگر قدرت سابق را ندارند . گروگان گيري در قاهره ، ناامني در شهرها از مشكلات اجتماعي در مصر است اگر بحران هاي اقتصادي و اجتماعي حاضر ادامه يابد بازهم بايد شاهد درگيري هاي بيشتر در اين كشور باشيم. وي در پايان پيروزي جريان اخوان المسلمين را در رياست جمهوري و كسب قدرت مهم دانست و گفت: آنچه مسلم است هر كس رئيس جمهور مصر شود، با توجه به اوضاع وخيم كشور مصر، باز توليد وساختن نظام حكومتي جديد و ساختارهاي بنيادي بسيار دشوار است. در ادامه گوهري مقدم عضو هيئت علمي دانشگاه امام صادق نيز به بررسي نقش رسانه هاي مجازي بر روي حركت ها و جنبش ها و انقلاب هاي اخير پرداخت و گفت: آنچه كه مسلم است نمي توان نقش رسانه هاي مجازي را در تسهيل اين حركت ها ناديده گرفت . وي اظهار كرد: ايجاد ارتباط آسان، كم هزينه بودن، محرمانه بودن هويت اشخاص در فضاي سايبري ، افزايش همكاري، هم افزايي و مشاركت عمومي از امتيازات و ويژگي اساسي استفاده از رسانه هاي مجازي است. بطور مثال اخوان در مصر شبكه هاي اجتماعي بومي براي تسهيل و سرعت بخشيدن روابط ايجاد كرده است. گوهري مقدم افزود : با توجه به محدوديت امكانات و كارآمدي و تأثيرات رسانه در تحولات اجتماعي ، سياسي در كشورهاي داراي خيزش مي توان گفت كه رسانه هاي مجازي و استفاده از فناوري هاي جمعي و ارتباطي به عنوان يك وسيله در دست انقلابيون است و شايد بتواند فقدان رهبري را در اين جوامع جبران كند و عامل اتحاد، هماهنگي و گاهي هويت بخشي اين حركات و جنبش ها است. تسليمي نيز در سخناني به نقش امام خميني(ره) و تبيين انديشه هاي امام خميني پرداخت و گفت: امام خميني در وصيت نامه خود به زنده نگه داشتن اسلام تأكيد كرده است و مبارزه با استكبار جهاني و حمايت مستضعفين را با ارزش و واجب دانسته است و برخي از انديشه هاي امام خميني با گذشت زمان به واقعيت روز تبديل شده است و پيش بيني هاي ايشان به همگان ثابت شده است. سپس روح الله قاسميان تحليل گر مسائل خاورميانه نيز به بررسي تحولات كشور سوريه پرداخت و گفت: آنچه كه در كشور سوريه اتفاق افتاده است، مردمي نمي باشد و توسط استكبار جهاني هدايت مي شود. انتهای پیام/ن/0 ]]> اجتماعی Sat, 19 May 2012 09:42:02 GMT http://bfnews.ir/vdcip3aw.t1ap32bcct.html سیل فرقه‌های نوظهور و سدّ شکسته ما http://bfnews.ir/vdcgqy9n.ak9wy4prra.html به گزارش آینده روشن، فرقه‌ها، چه آن گروه که دارای سابقه‌ای کهن هستند چه گروه نوظهور آنها، همگی نحله‌اند. نِحَلْة به معنی دعوی، کیش و مذهبی غیرالهی و غیرآسمانی، در برابر ملّت به معنی دین آسمانی و وحیانی است. همواره کلمات «ملل» و «نِحل» کنار هم آمده‌اند. هر زمان ملّت و دینی الهی برای هدایت آمده، نِحله و مدّعی دروغینی نیز قد کشیده و خودی نموده است. مدّعیانِ لاف زن، اهوا و آرای شرک‌آلود را در اصول عقاید و دستور کار خود وارد ساخته‌اند تا خلق عالم را در مسیر هواجس و هوس‌ها رهزنی کنند. از همین رو، سابقة نحله‌ها و فرقه‌ها به درازای سابقة ادیان و ملل آسمانی است. آنها در میان عموم اقوام نیز سابقه داشته و هم اکنون نیز به صورت‌های مختلف جریان دارند. در جهان اسلام، از اوّلین سال‌های بعثت نبیّ‌اکرم(ص)، التقاط و امتزاج آرا و اهوا، موجد نحله‌ها شدند. کتاب «ملل و نحل» مرحوم شهرستانی، فهرستی طولانی از این مجموعه که بیشترین آنها متعلّق به دوران گذشته‌اند، (۵۲۱ ق.) ارائه کرده است. ابوالفتح محمّد بن عبدالکریم شهرستانی، در زمان سلطان سنجر و به سال ۵۴۸ ق. ـ حدود نه قرن پیش ـ فوت کرد. همچنان که گفته شد، او در مجموعة دو جلدی «الملل و النحل» که به فارسی به اسم «توضیح الملل» منتشر شده، فهرستی طولانی از عموم ادیان و فرقه‌ها را که صدها مورد را شامل می‌شود و در عصر او شناخته شده بود، ارائه کرده است.پس از شهرستانی؛ یعنی از قرن ششم هجری تا دوران معاصر، صدها و هزاران فرقة دیگر به این مجموعه افزوده شده است. به قول شاعر: جنگ هفتاد و دو ملّت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند در دوران معاصر؛ یعنی از قرن دوازدهم هجری تا عصر ما، در دو نقطه عطف مهم، از خانة سیاه استعمارگران، به ویژه از سوی «انگلستان»، فرقه‌ها و نحله‌های فراوانی ایجاد و در دامان جوامع شرقی و غربی رها شدند تا هر لحظه بر میزان تفرّق و تشتّت مستضعفان افزوده شود و مجال اتّحاد و اتّفاق آنان بیش از پیش گرفته شود. تردیدی نیست که آنان، در میان این رودخانة گِل‌آلود فرهنگی و اجتماعی، ماهی دل‌خواه خود را صید کرده‌اند. تصوّر بی‌خصم زیستن «سون وو» که در «ایران» او را با نام «سون تزو» می شناسند و در زمرة یکی از قدیمی‌ترین استراتژیست‌های نظامی دوران کهن و در خدمت امپراتوران «چین» بوده در یکی از آثار خود با نام «هنر جنگ»۱ می‌نویسد:در مسائل نظامی، این مطلب یکی از اصول است که فرض را بر نیامدن دشمن نباید گذاشت؛ بلکه باید دربارة سرعت مقابله با وی اندیشه کرد. همچنین نباید فکر کرد که دشمن حمله نمی‌کند؛ بلکه باید درصدد شکست ناپذیر کردن خود بود.او برای ضربه زدن به دشمن و امیران و فرماندهان کشور در حال نبرد، طرح‌ها و نقشه‌های شگفتی را به عنوان مجموعه‌ای از «استراتژی‌های ضربه زدن» مطرح می‌کند. برخی از سر فصل‌های این استراتژی‌ها عبارتند از: ۱. گاه از اطراف آنها عقلا و اشخاص صاحب فضیلت را دور کنید تا مشاور نداشته باشند؛ ۲. خائنانی را به کشورش بفرستید تا بنیان ادارة وی را برکنند؛ ۳. به کمک فریبکاری‌های مزوّرانه، وزیران را از حکّام جدا کنید؛ ۴. پیشه‌وران زبردست را به کشورش گسیل دارید تا مردم را به اسراف تشویق کنند؛ ۵. موسیقی‌دانان و رقّاصان گستاخ و بی‌عفّت به وی دهید تا عادات آنها را دگرگون سازند؛ ۶. زنان زیبا به وی بدهید تا عقل از سر آنها به در رود و ... . پوشیده نیست که همة این خطوط استراتژیک، طیّ سال‌های اخیر در مورد کشورهای اسلامی و به قصد ضربه زدن به نظام‌های سیاسی مردمی و از جمله ایران اسلامی به کار گرفته شده‌اند. هر یک از این خطوط به تنهایی، جبهه‌ای را فراروی ما می‌گشاید و بخشی از حیات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ما را هدف قرار می‌دهد تا زمانی که به تدریج، امکان «فروپاشی از درون» یا تضعیف همة قوا حاصل و بی‌هزینه‌ای جدّی، قلّه‌ای و کشوری فتح شود. تأسیس و تقویت فرقه‌ها و گسیل جریان‌های فرقه‌ای در کشورهای اسلامی، همچون ایران، یکی از مهم‌ترین حیله‌ها و حربه‌های استعمار برای ضربه زدن به اتّحاد و اتّفاق مردم بوده و هست.چنان که گفته شد و بنا به روایت کتاب الملل و النحل از صدر اسلام، نحله‌ها و فرقه‌های بسیاری در اقصا نقاط جهان اسلام پا گرفتند. عموم این فرقه‌ها، به عنوان جریان‌هایی مذهبی و اجتماعی در جامعة اسلامی قابل شناسایی‌اند و با رویکردی داخلی به جغرافیای فرهنگی مشرق اسلامی، راه خود را پی‌می‌گیرند. این جریان‌ها حاصل و محصول: ۱. عدول از صراط مستقیم مطرح شده از سوی کتاب الله و آل الله (عترت رسول ختمی مرتبت(ص))؛ ۲. غفلت دانسته یا جاهلانه دربارة مبادی و منابع اصول دینی؛ ۳. اختلاط و التقاط آموزه‌ها؛ ۴. و بالأخره تعصّب‌ها و خودخواهی‌های حزبی و قبیله‌ای هستند. این جریان پیامدهای گوناگونی داشته که گفت‌وگو و تشریح آن از حوصلة این مقاله خارج است.در نقطه عطف مهمّ دیگری، طیّ قرون ۱۲ و ۱۳ ق. مرزهای خاکی و فرهنگی شرق اسلامی توسط استعمارگران درنوردیده شد. مطالعة مراکز مطالعاتی مسیحی دربارة اسلام و مسلمانان و آگاهی مستشرقان از بسیاری از ظرفیت‌ها و نقطه ضعف‌ها انگیزه‌ای شد تا استعمارگران؛ ـ پشیمان کردن مسلمانان و مشرق زمینیان از همة کین‌ورزی‌هایشان علیه غرب؛‌ ـ درگیر کردن همة قوای موجود در این منطقه با هم؛ ـ تأسیس فرقه‌های جدید؛ ـ و تقویت نقاط گسل میان مذاهب و فرق را در دستور کار خود قرار دهند. آنها به خوبی می‌دانستند که در شرق اسلامی، ظرفیت لازم برای سر بر آوردن یک جریان بزرگ سیاسی و اجتماعی دینی وجود دارد. تجربة امپراتوری عثمانی و سال‌ها تلاش و مبارزة غرب برای از هم پاشیدن این امپراتوری مسلمان، کافی بوده است که غرب تلاش نماید تا برای همیشه زمینه‌های مجتمع شدن قوای مسلمانان را حول مذهب و رهبری مذهبی و دینی از بین ببرد.صلیبی‌ها بر این باور بودند: اگر مسلمانان در یک امپراتوری اسلامی متّحد شوند، خطر بزرگی خواهند بود یا ممکن است نعمتی برای جهان باشند، آنها تا زمانی که متفرّق هستند و با یکدیگر سازگاری ندارند، بدون وزن و اثر هستند و از آیندة آنان نباید هراس داشته باشیم.۲ با این رویکرد، آنها همة همّ خود را مصروف در هم شکستن اتّحاد مسلمانان، نفوذ در میان آنان و فاسد کردن مناسبات و معاملاتشان کردند.تاریخ دسیسة غرب صلیبی و متّحد صهیونیست آن، علیه اسلام و مسلمانان، دفتر قطوری است که متأسّفانه از چشم مسلمانان دور مانده. برخی از عناوین این دفتر عبارتند از: ایجاد تفرقه و نزاع مذهبی؛ جاسوسان انگلیسی، طیّ دو قرن گذشته نقش مهمّی در ایجاد جنگ‌های فرقه‌ای داشته‌اند. ترویج فرهنگ غربی از راه‌های مختلف؛ راه‌اندازی مدارس و نشر تعالیم اروپایی میان مسلمانان، جلوه دادن شیوة زندگی اروپایی به وسیلة آثار سینمایی، ترجمة کتب، نشریات، روزنامه‌ها و اعطای بورسیه به دانشجویان مسلمان، تنها بخش کوچکی از این جریان را به خود اختصاص می‌دهد. ترویج مفاسد اخلاقی از طریق اشاعة قمار، شرب خمر و ... ؛ کاردینال لافی‌گری، یکی از مبلّغان مسیحی اعتراف می‌کند که اسلام، محکم‌ترین دینی است که زیر بار اسارت نمی‌رود و آرزو می‌کند که روزی، همة مسلمانان، مسیحی شوند.۳حمله به اسلام و شخصیّت‌های دینی و مذهبی مسلمانان به ویژه حضرت ختمی مرتبت، محمّد بن عبدالله(ص)؛وارونه جلوه دادن حقایق دینی اسلام و سیره و سنّت مسلمانان نزد ساکنان غرب، کشتار خاموش علما و سخنوران مسلمان به انحای مختلف و ... تنها نمونه‌های بارزی از این توطئة کثیف علیه جهان اسلام بوده است. راه‌اندازی فرقة وهّابیت در قطب و مرکز سکونت اهل سنّت؛ تأسیس فرقة بهائیّت در قطب و مرکز سکونت شیعیان؛ تأسیس فرقة وهّابیت در کشور «عربستان»، در نیمة اوّل ۱۲ ق. و در کنار آن راه‌اندازی فرقة بهائیّت در ایران، در نیمة دوم قرن ۱۳ ق. نطفة بزرگ‌ترین اختلاف و درگیری و در نتیجه منفذ مجرای تخلیة همة قوای مسلمانان منطقه را در خود داشت.در «شبه قارة هند» نیز در نیمة اوّل قرن ۱۳ق. فرقة شیخیه پا به عرصه نهاد.این جریان مرهون عواملی، چون دسیسة استعمارگران از یک سو و خودفروختگی، جهالت و خیانت عوامل مسلمان از دیگر سو بود. این دو، از بی‌خبری و غفلت جماعتی از مسلمانان مستضعف نیز حدّاکثر بهره‌برداری را کردند. این سه انحراف فرقه‌ای بزرگ در درون این جغرافیای اسلامی اتّفاق افتاد؛ لیکن به دلیل داشتن خاستگاه و رویکردی خارجی، امکان بسیاری برای نابودی فرهنگی و مذهبی این منطقه و در پی آن ثروت‌های مادّی مردم به همراه داشت. این سه جریان اصلی و انحرافی را با مشخّصات عمومی زیر می‌توان شناسایی کرد: ۱. رویکرد بخشی از اصول آنها به آموزه‌های دینی و مذهبی؛ ۲. گرایش سیاسی به جریانات استعماری؛ ۳. تأکید و اصرار بر اندیشة جدایی دین از سیاست؛ ۴. رویکرد تفرقه‌افکنانه در جامعة اسلامی؛ ۵. توسّل به سلاح شبهه‌افکنی و ایجاد تردید، به قصد خارج کردن رقیب از میدان؛ البتّه به نفع استعمار. شرح عملکرد و تأثیر مستقیم و غیرمستقیم این سه جریان فرقه‌ای، طیّ حدود دو قرن اخیر، دفتر بزرگی است که در این صفحات نمی‌گنجد؛ لیکن می‌توان به استناد همة آنچه که گذشته و اسناد آن موجود است، نتیجه گرفت که اینان نقش عمده‌ای را در نتایج زیر ایفا نموده‌اند: ۱. سلب حیثیّت معنوی از آموزه‌های دینی؛ ۲. ایجاد رخنه در صفوف مسلمانان؛ ۳. نابود کردن بسیاری از فرصت‌ها؛ ۴. گشوده شدن بیش از پیش دست‌های استعمار بر حیات مادّی و معنوی جهان اسلام؛ ۵. منفعل ساختن جهان اسلام در وقت مواجهه با غرب استعماری، در مجامع جهانی و نقاط عطف مهم؛ ۶. درگیر کردن جوانان به آلودگی‌های اخلاقی، افیون‌ها و ...؛ ۷. ایفای نقش ستون پنجم و جاسوسی برای عوامل داخلی استعمار و سازمان‌های اطّلاعاتی بیگانه؛ ۸. شناسایی اشخاص حقیقی و حقوقی مجاهد و مبارز بر ضدّ یهود، صهیونیسم و غرب و معرفی آنان به دشمنان اسلام؛ ۹. ایجاد بلوا و جنجال رسانه‌ای و تبلیغاتی علیه اسلام و مسلمانان و تضعیف قوای مسلمانان؛ ۱۰. همراه شدن با استعمارگران در حمله به کشورهای اسلامی؛ ۱۱. ستیز با رویکردهای فعّال فرهنگی و مذهبی مستقلّ جهان اسلام و زمینه‌سازی برای عمل استعمارگران در شرق اسلامی؛ ۱۲. مقاومت در برابر احیاگری دینی مسلمانان در جهان معاصر. این جریانات در پیوند با کانون‌های فساد، به زودی تبدیل به آلت دست استعمار و یهود در منطقة خود شدند.بر همگان مکشوف است که مرکز اصلی بهائیّت در «فلسطین» اشغالی (حیفا و عکا)، در حالی پابرجا، آباد و در امان است که صاحبان اصلی فلسطین، مجال نفس کشیدن را در این منطقه ندارند. کدامین جریان مذهبی یا قدرت سیاسی می‌توانست تمامی امکان و ابنیة اسلامی مستقر در «حجاز» را از صفحة زمین محو کند؛ چنان‌که وهّابیون با تمام قدرت مرتکب آن شدند؟ به همان سان که همین جریان، از اوّلین روزهای حضور متّفقین غربی؛ یعنی ائتلاف صلیب و صهیون در «عراق»، همة نیروی خود را برای کشتار مسلمانان و مردم آسیب دیده در کار وارد کرده و حتّی یک گلوله به سوی نیروهای شیطانی «آمریکا» و «انگلیس» پرتاب نکردند. طیّ سه دهة اخیر، درست در شرایطی که غرب، افول و پایان تاریخ خود را به تجربه نشست، جمع کثیری از مستضعفان غربی در پی کشف راه رهایی، دست به دامان اسلام زدند و به اعتراف آمار، اسلام رقم اوّل رشد را در میان همة فرق و مذاهب در جهان به دست آورد، جریان سوم فرقه‌سازی سر بر آورد. این جریان نوپا که از میان مجامع مخفی ماسونی و سازمان‌های امنیّتی ائتلاف صلیب و صهیون (موساد، سیا و ام. آی. سیکس) سر برآورد، با استفاده از شرایط تاریخی ایجاد شده۴ و همة امکانات مالی، امنیّتی و اجتماعی غرب، در یک فهرست طولانی، حدود ۴۰۰۰ عنوان فرقه را به خود اختصاص داده است. دایرة المعارف منتشر شدة جریان‌های فرقه‌ای، در این فهرست به طور رسمی، قریب به ۲۰۰۰ فرقه را برمی‌شمرد. فرقه‌های نوظهور که در غرب با اسم «میکستر» (مخلوط کننده)، شناخته می‌شوند، دست به پلورالیسم وحشتناکی زدند تا این گمان به وجود بیاید که راه دست‌یابی به معنویّت، دین و آسمان، تنها اسلام و ادیان ابراهیمی شرقی نیستند. این فرقه‌ها با اختلاط و امتزاج آموزه‌های بی‌بنیاد برهمنان هندویی، سرخ‌پوستان آمریکای لاتین، نحله‌های مسیحی، آموزه‌های کابالایی یهودی و تجربه‌های فرادرمانی که به صدها شاخه تقسیم شده‌اند، بشر مبتلای غربی و ساکنان خودباختة شرقی را مواجه با گسترة بزرگی از جریانات فرقه‌ای شبه مذهبی و شبه عرفانی کردند.به جز همّت شیطانیِ جریانات ذکر شدة ضدّ اسلام و ضدّ انسان، عوامل دیگری زمینه‌های کارگر افتادن دسیسه‌ها را فراهم آوردند که مهم‌ترین آنها عبارتند از: ۱. خستگی انسان غربی از ازدحام تکنیک، تکنولوژی و زندگی کسالت‌بار مدرن قرن بیستم؛ ۲. غیبت آموزه‌های اصیل دینی اسلامی در سطحی وسیع و در صحنة حیات اجتماعی انسان معاصر؛ ۳. تجربة پایان تاریخ غربی و به صدا در آمدن زنگ این تاریخ کهنه به نام دین و به نام خدا؛ ۴. تلاش سران مجامع مخفی و گردانندگان جهان و غرب برای پاسخ‌گویی به طلب و تشنگی طبیعی مستضعفان غربی جویای دین و معنویّت از طریق سراب فرقه‌های شبه مذهبی؛ ۵. تلاش غرب برای مقابله با اسلام و خیزش‌های مذهبی دوران معاصر؛ ۶. تلاش غرب برای استمرار دورة فاعلیّت فرهنگی و تمدّنی خود در عصر افول و سقوط. نباید از نظر دور داشت که دلّالگی شیطان برای بسط جدایی‌ها و چنددستگی‌ها میان ابنای بشر، نقش عمده‌ای در این ماجرا داشته است.درست در همین شرایط، فرقه‌های نخ‌نما و خاموش دورة دوم نیز مجال حرکت و تلاش را برای خود فراهم دیده و دست در کار وارد کردند و با تجمّع قوا و متشکّل کردن نیروها، هم‌دوش با فرقه‌های نوظهور، به جان مستضعفان جهان افتادند. بر هیچ کس پوشیده نیست که فرقه‌هایی، همچون اسماعیلیه، صوفیه، قادیانیه و حتّی بهائیّت که در اثر موج بزرگ خیزش اسلامی در ایران در سایه و کنجی خزیده بودند و حتّی هیچ مجالی برای گفت‌وگو و عرض اندام نیز در خود سراغ نداشتند، سرویس‌‌های امنیّتی غرب و با شناسایی قبلی، امکان جان گرفتن دوباره و حضور در مجامع بین‌المللی را به دست آورند. به این ترتیب دسیسه‌های غرب به آنها حیاتی دوباره بخشید. جریانات فرقه‌ای نوظهور و شبه مذهبی را با مشخّصات زیر می‌توان شناسایی کرد: ۱. سکوت و انفعال در برابر غرب، استکبار و ظلم مستکبران صلیبی و صهیونی؛ ۲. فقدان تکلیف، شریعت و تعهّدات قابل قبول و تعریف عقل و شرع؛ ۳. فقدان طرحی قابل دفاع برای آینده و جایگزین مناسبات بحران‌زدة کنونی؛ ۴. دامن زننده به پلورالیسم مذهبی؛ ۵. تکیه کننده بر حیات فردی و نحله‌ای؛ ۶. تساهل و تسامح در مناسبات فردی و جمعی زنان و مردان؛ ۷. شکستن مرزهای حلّیت و حرمت در خورد، خوراک و روابط مردان و زنان؛ ۸. آلودگی به درجات مختلف از شرک، نفاق و حتّی کفر (ثنویّت، تثلیث، ضدّ خدایی، شیطان‌پرستی)؛ ۹. ارتباط پنهان با مجامع ماسونی و صهیونی؛ ۱۰. فقدان نظام جامع عقیدتی، اخلاقی و عملی، متناسب با نیازهای مادّی و فرهنگی انسان‌ها؛ ۱۱. ابتلابه افراط و تفریط در آموزه‌ها؛ ۱۲. هم‌سویی با خاستگاه و اهداف غرب و صهیونیسم بین الملل. به کارگیری ابزار نوین رسانه‌ای (رادیو، تلویزیون، ماهواره و اینترنت) و محصولات جدید سمعی و بصری (لوح‌های فشرده) با استفاده از سرمایه‌های حامیان صلیبی و صهیونی و سرریز این جریانات فرقه‌ای، این امکان را فراهم آورد که تیراژ و شمارگان بی‌سابقه، در میان عموم مردم ساکن شرق اسلامی به گردش درآید.توزیع رایگان آثار و منشورات، تأسیس هزاران سایت بر روی شبکة جهانی اینترنت، راه‌اندازی شبکه‌های اجتماعی، کلیساهای تلویزیونی و خانگی و تشکیل محافل در خانه‌ها و ... بر سرعت دامن گستردن این جریانات افزوده است. طیّ سی سال اخیر، سازمان‌ها و نهادهای رسمی فرهنگی در کشور، به دلایل مختلف قادر به ردیابی و شناسایی خطرهای تهدیدکنندة فرهنگی نبودند؛ بلکه نقش بازدارنده و منفی نیز در این میدان ایفا کرده‌اند.به دلیل ابتلای این سازمان‌ها و نهادهای دولتی وابسته به ردیف بودجة رسمی کشوری به: ۱. نظام بروکراتیک اداری؛ ۲. مدیریّت حزبی و قبیله‌ای با عمر کوتاه فصلی؛ ۳. کارشناسان حقوق بگیر و فاقد اطّلاعات و تجربه؛ ۴. فقدان انگیزه و درد؛ ۵. فقدان استراتژی کلان فرهنگ و سیاست فرهنگی مدوّن؛ ۶. عوامل نفوذی بیگانه و جاسوس در لباس عوامل خودی؛ ۷. مصونیّت ویژه در برابر هر گونه نقد و پرسش خبرگان و خبرنگاران، آنها قادر به رصد وقایع و جریانات و جبران خسارات نبودند و در این میان، گاه خود مبدّل به عامل توسعه و نشر آموزه‌های مشکوک و مردود نیز شدند؛ چنان که طیّ سال‌های اخیر، آثار مکتوب جریانات فرقه‌ای نوظهور از مجاری رسمی گذر کرده و با طیّ مراتب، امکان حضور در شهر و کوی و برزن را یافته‌اند.به جرئت می‌توان اعلام داشت: بیش از یکصد میلیون نسخه از این آثار در ایران توزیع شده است. ملاحظات سیاسی و درگیری‌های حزبی و گروهی داخلی نیز در غفلت از این ماجرا و اخذ تصمیم به‌موقع و قاطع بی‌تأثیر نبوده است. حسب آنچه رخ داده، امروزه در میان مردم و به ویژه نسل جوان، بسیاری از حسّاسیت‌ها و غیرت‌ورزی‌های دینی و ملّی کم‌رنگ شده و جای خود را به نوعی تساهل و تسامح بخشیده است؛ بخش بزرگی از سنّت‌های پسندیده، ضعیف و کم‌رنگ شده و زشتی انجام برخی از رفتارها و بدی‌ها از بین رفته است. ابتلا به خورد، خفت، شهوت، دوری گزیدن از ازدواج و قبول مسئولیّت خانوادگی، افزایش طلاق و گسست پیوندهای خانوادگی، تنها بخشی از عوارض این رویدادها هستند.آنچه رخ داده، خواست عوامل بیگانه و ائتلاف صلیب و صهیون است. مشکل ما اینجاست که: ۱. از دشمن و دشمنی ورزیدن بی‌وقفه‌اش غفلت می‌ورزیم؛ ۲. بدون ملاحظة تاریخ گذشته، با نوعی ساده‌لوحی، رویدادها را بریده و نقطه‌ای مطالعه می‌کنیم و از شناسایی جریانی پرهیز داریم؛ ۳. مجال پرسش و نقد را به عموم نهادها، سازمان‌ها محدود کرده و به اشخاص حقوقی مصونیّت بیش از اندازه بخشیده‌ایم؛ ۴. مناصب و پست‌ها را نه بر اساس لیاقت و ضرورت، بلکه بر اساس تمایلات حزبی و قبیله‌ای، بین اشخاص تقسیم کرده‌ایم؛ ۵. از شنیدن آمار و اطّلاعات واقعی پرهیز می‌کنیم و به تملّق‌گویان و چاپلوسان، مجال جولان می‌دهیم؛ ۶. از آخرالزّمان و مأموریّت الهی بنی‌اسماعیل برای تأسیس حکومت جهانی غفلت داریم؛ به همان سان که چشم خود را بر تمنّای بنی‌اسرائیل برای تأسیس امپراتوری جهانی بسته‌ایم؛ ۷. از سرمایه‌ها و امکانات بالقوّة انسانی و توان فرهنگی موجود در کشور که می‌تواند ما را در گذار از این شرایط یاری دهد، تنها به دلیل سوءتفاهم‌ها و پچ‌پچ‌های اطرافیان و نزدیکان غفلت داریم. والسّلام علی من التّبع الهدی پی‌نوشت‌ها: ۱. این کتاب با عنوان «آیین رزم» به زبان فارسی ترجمه و توسط انتشارات هلال چاپ و منتشر شده است. ۲. اسلام و بحران عصر ما، روژه دوپاسکیه، حسن حبیبی، ص ۵۱. ۳. بررسی شیوه‌های تبلیغاتی مسیحیّت، مرتضی نظری، ص ۹۶. ۴. در کتاب غرب و آخرالزّمان به طور مفصّل به موضوع پرداخته‌ایم. اسماعیل شفیعی سروستانی ماهنامه موعود شماره ۱۲۱ انتهای متن/ن/0 ]]> انديشه Sat, 19 May 2012 07:24:48 GMT http://bfnews.ir/vdcgqy9n.ak9wy4prra.html